uk
Feedback
دکلمه✍️سناریو🎥

دکلمه✍️سناریو🎥

Відкрити в Telegram

♥️سلام خوش آمدید♥️ دکلمه سناریو آواز قدردان حضور گرمتون هستیم🧿

Показати більше
7 296
Підписники
+1724 години
+567 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
♠️ شعــــر ♠️ ‍ الا، ای رهگذر! منگر چنین بیگانه بر گورم چه می خواهی؟ چه می جویی، در این کاشانهٔ عورم؟ چه سان گویم؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم؟ از این خوابیدن در زیر سنگ و خاک و خون خوردن نمی دانی! چه می دانی، که آخر چیست منظورم تن من لاشهٔ فقر است و من زندانی زورم کجا می خواستم مردن!؟ حقیقت کرد مجبورم چه شب ها تا سحر عریان، به سوز فقر لرزیدم چه ساعت ها که سرگردان، به ساز مرگ رقصیدم از این دوران آفت زا، چه آفت ها که من دیدم سکوت زجر بود و مرگ بود و ماتم و زندان هر آن باری که من از شاخسار زندگی چیدم فتادم در شب ظلمت، به قعر خاک، پوسیدم ز بس که با لب محنت، زمین فقر بوسیدم کنون کز خاک غم پر گشته این صد پاره دامانم چه می پرسی که چون مردم؟ چه سان پاشیده شد جانم؟ چرا بیهوده این افسانه های کهنه بر خوانم؟ ببین پایان کارم را و بستان دادم از دهرم که خون دیده، آبم کرد و خاک مرده ها، نانم همان دهری که بایستی به سندان کوفت دندانم به جرم اینکه انسان بودم و می گفتم: انسانم ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی وجودم حرف بیجایی شد اندر مکتب هستی شکست و خرد شد، افسانه شد، روز به صد پستی کنون... ای رهگذر! در قلب این سرمای سر گردان به جای گریه: بر قبرم، بکش با خون دل دستی که تنها قسمتش زنجیر بود، از عالم هستی نه غمخواری، نه دلداری، نه کس بودم در این دنیا در عمق سینهٔ زحمت، نفس بودم در این دنیا همه بازیچهٔ پول و هوس بودم در این دنیا پر و پا بسته مرغی در قفس بودم در این دنیا به شب های سکوت کاروان تیره بختی ها سرا پا نغمهٔ عصیان، جرس بودم در این دنیا به فرمان حقیقت رفتم اندر قبر، با شادی که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی #کارو 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

💯 #دکلمه 💯 تا دیروز دستش تو دستم بود اما اﻣروز فقط بغضش تو گلوم جا مونده اونم بغضی که روز به روز سنگین و سنگین تر میشه. نیستی ولی ترجیح میدم خوابتو ببینم تا با بقیه برم بیرون. ترجیح میدم آهنگایی که باهاشون یادت می‌افتم و گوش بدم تا صدای بقیه رو بشنوم. یا با رویاهات زندگی کنم تا با کس دیگه ای برم توی یه رابطه دیگه. ترجیح میدم دل تنگت بشم ، غمگین بشم ، تلخ بشم ، تا کسی بخواد غیر تو لبخندو روی لبام بیاره. باور کن ترجیح میدم امید داشته باشم و منتظرت بمونم تا بخوام جایگزین برات پیدا کنم. و توی خاطراتمون زندگی میکنم تا بخوام با یه فرد جدید بسازم. اصلا این هیچ منطقی نیست ، ولی خب عشقی که نسبت بهت دارم هم حس الکی ای نیست که بخواد از بین بره. یادمه که یه روز معلمم بهن گفت. ﻓﻌﻞ ﺭﻓﺖ" ﺭو ﺻﺮﻑ کن ﮔﻔﺘﻢ: ﺭﻓﺖ که ﺭﻓﺖ سکوتی تمام کلاﺱ و فرا ﮔﺮﻓﺖ ﺑﻐﺾ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭو ﻓﺸﺮﺩ. از سر ناچاری سکوﺕ ﺭو ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺩلی ﺭو شکست ﻭ ﺭﻓﺖ ﻏﺮﻭﺭم ﺭو له کرﺩ عشقی ﺭو بیﺭﺣﻤﺎنه به بازی ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ. احساسات را گرفت و رفت. لبخندامو گرفت زندگيمو گرفت. تمام دنيامو گرفت همون دنیایی که با وجودش. بهشت بود ولی الان تبدیل شد به جهنم. و تمام شادی هامو گرفت و رفت. رفت و رفت. دلبر تو هیچ نمیدونی که گاهی دلم میخواد بی هوا حالم رو بپرسی یا حتی دلواپسم بشی گاهی عجیب دلم میخواد سرزده مثل باران اتفاق بیافتی و مثل بوسه های بغل دار زیر چتری عاشقونه. به اغوشم بکشی دلم میخواد به یه بهونه ای شماره ات رو بگیرم بعد که صدات رو شنیدم بگم ببخشید اشتباهی گرفتم گاهی میخوام شماره ات رو بگیرم بغضم رو قورت بدم و بگم ببخشید اما من هنوز دوستت دارم آنقدردوستت دارم که یادم رفته که رفتی. گاهی پیش خودم فکر میکنم حرف‌ها هم شبیه غذاها تاریخ انقضا دارن. یعنی باید درست و به‌موقع مصرف بشن. که اگه تاریخِ مصرفشون بگذره. به‌ درد‌نخور میشن، دور ریختنی هستن! فکر کن یه غذای تازہ و گرم و داغ، چقدر بهت حال میده و به جونت می‌چسبه حرف‌ها هم دقیقا همینجوری هستن. تا وقتی مزہ دارن که گوشی برای شنیدن در انتظارشون باشه. زمانش که بگذره سرد میشه، و از دهن می‌افته! گاهی وقتها به این فکر میکنم که هیچ چیز در این دنیا به اندازہ "دوستت دارمی" که به موقع گفته نمیشه مسموم نیست! اما به راستی دلتنگی، یا خاطره های. یه آدم باید باشه اونم تو زندگی هرکسی. تا خودشو پیدا کنه، تو اگه حواست به بقیه هست، آدم قشنگی هستی و اگه غماتو نشون نمیدی، تازه خودتو شناختی، توقع ات رو از بقیه کم کن، فقط بزار دنیا به چرخه خودش ادامه بده، اما هیچ وقت تسلیم نشو، اگه شبا اشک میریزی. یا اگه دلت شاد نیست، یه‌ روزی یه‌ جایی مطمعن باش. که حتما جبران میشه، تا اون روز زندگی کن و از بودن خودتو دنیای اطرافت خسته نشو، با همه کم و کاستیا، تو برای یکی هنوز قشنگ‌ترین تصویری‌، اینو همیشه یادت باشه. رفیق یادت نره که زندگی ارزش دل شکستن نداره یه روزی میرسه که دیگه در دسترس نیستیم و زیر خاک آنتن نمیده که نمیده...‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مراقب همدیگه باشیم. ارزش عشق نوشتنی نیست گفتنی هم نیست. باید با تمام روحت حسش کنی‌‌. بیشتر مراقب هم باشیم. #مهــدی_محمـــودی 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

حالمان بد نیست غم کم می‌خوریم کم که نه! هر روز کم کم می‌خوریم آب می‌خواهم، سرابم می‌دهند عشق می‌ورزم عذابم می‌دهند خود نمی‌دانم کجا رفتم به خواب از چه بیدارم نکردی آفتاب؟ خنجری بر قلب بیمارم زدند بی‌گناهی بودم و دارم زدند دشنه‌ای نامرد بر پشتم نشست از غم نامردمی پشتم شکست سنگ را بستند و سگ آزاد شد یک شبه بیداد آمد، داد شد عشق آخر تیشه زد بر ریشه ام تیشه زد بر ریشه ی اندیشه ام عشق اگر این است مرتد می‌شوم خوب اگر این است من بد می‌شوم بس کن ای دل نابسامانی بس است کافرم دیگر مسلمانی بس است در میان خلق سردرگم شدم عاقبت آلوده مردم شدم بعد ازین با بی‌کسی خو می‌کنم هر چه در دل داشتم رو می‌کنم نیستم از مردم خنجر به دست بت پرستم بت پرستم بت پرست بت پرستم، بت پرستی کار ماست چشم مستی تحفه ی بازار ماست درد می بارد چو لب تر می‌کنم طالعم شوم است باور می‌کنم من که با دریا تلاطم کرده‌ام راه دریا را چرا گم کرده‌ام ؟ قفل غم بر درب سلولم مزن! من خودم خوش‌باورم گولم مزن! من نمی گویم که خاموشم مکن من نمی گویم فراموشم مکن من نمی گویم که با من یار باش من نمی گویم مرا غم خوار باش من نمی گویم؛ دگر گفتن بس است گفتن اما هیچ نشنفتن بس است روزگارت باد شیرین! شاد باش دست کم یک شب تو هم فرهاد باش آه! در شهر شما یاری نبود قصه هایم را خریداری نبود! وای! رسم شهرتان بیداد بود شهرتان از خون ما آباد بود از درو دیوارتان خون می چکد خون من،فرهاد،مجنون می چکد خسته ام از قصه های شومتان خسته از همدردی مسمومتان اینهمه خنجر دل کس خون نشد این همه لیلی، کسی مجنون نشد آسمان خالی شد از فریادتان بیستون در حسرت فرهادتان کوه کندن گر نباشد پیشه ام بویی از فرهاد دارد تیشه ام عشق از من دورو پایم لنگ بود قیمتش بسیار و دستم تنگ بود گر نرفتم هر دو پایم خسته بود تیشه گر افتاد دستم بسته بود هیچ کس دست مرا وا کرد؟ نه! فکر دست تنگ مارا کرد؟ نه! هیچ کس از حال ما پرسید؟ نه! هیچ کس اندوه مارا دید؟ نه! هیچ کس اشکی برای ما نریخت هر که با ما بود از ما می‌گریخت چند روزی هست حالم دیدنی‌ست حال من از این و آن پرسیدنی‌ست گاه بر روی زمین زل می‌زنم گاه بر حافظ تفأل می‌زنم حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت: "ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می‌پنداشتیم" #حمیدرضا رجایی" 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

صبح هست و کمی نور و کمی تو حقا...! به یقین...! نابترین حالت امروز همین است.
#هماکشتگر
#درود #پگاهتون_نیک 🎙🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

Repost from N/a
تنم ازت دوره... اما روحم هر شب تو بغلت میخوابه! #شب_بخیر🫀🤩

ای همه هستی من برام نیازه بودنت🤩❤️ ٰ     🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 https://t.me/morfinmuzic1200      🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿

کاش یه روز خبر بدی که داری میای.. کاش اون روز برسه که من شبش از ذوق خوابم نبره برسه روز وصالمون ؛روزی که خیلی وقته منتظرش بودیم   روزی که حل بشیم توی اغوش هم .... گره بخوره نگاهامون بهم قفل بشه دستامون بهم خیره بشه چشامون بهم فاصله ی بینمون فقط نفسهامون بشه من موهامو همونجور که تو دست داری ببندم.. همون عطری که تو خوشت میاد بزنم؛ لباسی که رنگشو تو انتخاب کنی و بپوشم ..... توام اون پیراهن مردونه ای که عاشقشم  بپوشی ومثل همیشه استین هاشو بزنی بالا ... با ته ریش همیشگی و ....... برسیم بهم... و برسه اخر دنیا اصلا دیگه من حقمو از دنیا گرفتم به ارزوم رسیدم خداهم خوشحاله ؟ خدا که شاهد همه دل تنگیامون بود شاهد بود چقدر غصه خوردیم دید که چقدر دوری کشیدم... بس خداهم برامون خوشحاله دیگه دل خداهم به رحم اومد انگار دید بی هم نمیتونیم.... کاش همه اینایی که گفتم اتفاق بیفته..... خواب و رویا نباشه من توان دوری ندارمااا.... اونجایی که صبرم جمع شده لبریز شده دیگه مگه من چندبار زندگی میکنم که تورو کنار خودم نداشته باشم؟ مگه چقدر زنده ام که دستاتو نداشته باشم...! هر وقت به این نقطه از نوشتن میرسم چشام اذیت میشن و قرمز میشن و بغض اجازه نوشتن نمیده یه پیچک میشه دو گردنم میشه قول بدی تموم این کاش ها کاش نباشه؟! میشه یه شب سرزده بیای ؟! باهمون پیراهن مردونت؟! کاش اون شب که اومدی دیگه نری کاش راه رفتن گم کنی و بمونی پیش من برای همیشه ببین منو ...!!! مگه عاشق چشام نبودی؟ ببین از دوریت هرشب خیسه..... نگاه به زندگیم کن چقدر جای خالیت  سخته .. بیشتر از همیشه بهت نیاز دارم.. کاش بیای... بمونی.... نری....
✍️#سپیده_زاهدی
🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

photo content
+1

🎧🎧🎧💥💥💥💥 شـــــعر و آواز🎤🔝            دکـــــلمه🔈✏️ بفرمایــــــید ویــــــسکال 📣📣📣📣📣📣📣 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

باســـــلام خدمت شما دوستان عزیـــز🍃🌹 اســــامی هنرمنــــدان صدا و آواز🌸🌸🌸 جهت گرفت کد🎤🎧 پیوی بانو بــــرکه🦋 @Tiyam6929 1. 2. 3. 4. 5. 6. 7. 8. 9. 10. 11. 12. 13. 14. 15. 16. 17. 18. 19. 20.

                               👑        🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍    ⚗️عاًّشقံانهـ‌َ❁ٜ۪شعـربخـِِ✿ٰٰ‌ٰۘوانـ↭                            🪄🪄🪄🪄🪄🪄 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌     🤍🤍🤍🤍🎙🎧🤍🤍🤍🤍        🌀ࡅߺ߲ܝ‌ࡅ࣪ߺߊ‌‌ܩܘ 🌐ࡄ֒عߺܝ‌ܟ۬ߺ❟ߊ‌‌ࡅ࣪ߺܨ       💿ߊ‌‌❟ߊ‌‌ܝּ ܟ۬ߺ❟ߊ‌‌ࡅ࣪ߺܨ             📝ܥ‌‌ܭࡋߺܩܘ ܟ۬ߺ❟ߊ‌‌ࡅ࣪ߺܨ      ☯️☯️☯️☯️☯️☯️☯️                       ‌‌‌‌‌                                📝منتـظر حضـور گرمـ         و محـفل صمیمـی شمـاهستیمـ با هنرمندی لیدرهای توانمند :🔊 🌟جناب سام🌟   @SJ29SZ69 ❤️❤️❤️ 🔗➡️➡️➡️➡️➡️➡️➡️➡️ لیدر نوبت دهی:بانو برکه @Tiyam6929 🔠🔠🔠🔠🔠🔠           ⏰:2️⃣1️⃣🔣0️⃣0️⃣ 𝐉𝐨𝐢𝐧 𝐕𝐨𝐢𝐜  𝐜𝐚𝐥𝐥🪽🪽 🎙🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

💢 #دکلمه 💢 جوان تر که بودم،واسه خرج و مخارج تحصیلم مجبور شدم توی یه رستوران کار کنم،من اون جا گارسون بودم،رستوران ما به مرغ سوخاری هاش معروف بود،البته نمی شد از سیب زمینی سرخ کرده هاش هم گذشت،خلاصه اینکه پاتوق دختر پسرهای جوان بود.صاحب رستوران مرد با انصافی بود،از اون سبیلوهای باحال،خیلی هوای زیردست هاش رو داشت،ما بهش می گفتیم رئیس. یه روز که می خواستم غذای مشتری ها رو ببرم،رئیس من رو کشید کنار و گفت:میز شماره دو،اون دختر مو بورِ،بدجور دیوونش شدم،هرکاری بخواد واسش می کنم. گفتم:ببین رئیس،خیلی خوبه ها،ولی فکر نکنم پا بده! رئیس گفت:اون هر روز با دوست هاش می آد اینجا،می دونی که من خجالتیم،آمارش رو بگیر،جبران می کنم. چند دقیقه بعد وقتی که غذای اون دخترها رو روی میزشون میذاشتم،شنیدم که داشتن در مورد این حرف میزدن که سبیل چه چیز مزخرفیه،بعد من رو کردم به دختر مو بورِ و گفتم:غذای شما با طراحی مخصوص آقای رئیس سرو شده. دخترِ هم یه نگاه به رئیس انداخت که دست هاش رو زیر چونه اش زده بود و اون رو دید میزد. به رئیس گفتم که طرف انگار با سبیل حال نمی کنه،رئیس رو میگی،رفت تو دستشویی و بدون اون سبیل های فابریکش برگشت. فردای اون روز وقتی باز داشتم غذای دخترها رو روی میز میذاشتم بو بردم که اون ها دانشجوی زبان فرانسه هستن. رئیس هم بلافاصله دوره فشرده زبان فرانسه ثبت نام کرد و بعدش هم ما منوی رستوران رو فرانسوی کردیم! اما داستان به همین جا ختم نشد،چون وقتی یه روز رئیس نقاشی 'جیغ' اثر معروف 'ادوارد مونچ' رو تو دست دختر مو بورِ دید،به سرش زد که دیوارهای رستوران رو پر از نقاشی های 'ادوارد مونچ' کنه،رئیس ما از یه سبیلو که فقط بلد بود مرغ سرخ کنه،تبدیل شد به یه دلباخته نقاشی که یه سیگار برگ همیشه گوشه لبش بود. تا اینکه یه روز من پا پیش گذاشتم و به دخترِ گفتم که مادمازل،رئیس ما بدجور خاطر شما رو می خواد! دخترِ فقط نگاه کرد و هیچ جوابی نداد. از اون روز دیگه دختر مو بورِ با دوست هاش به رستوران نیومد و وقتی قضیه رو از دوست هاش جویا شدم،گفتن که اون رژیم گرفته،من هم که فهمیدم جریان از چه قراره،واسه اینکه حال رئیس گرفته نشه،بهش گفتم طرف رژیم گرفته. رئیس هم منوی رستوران رو عوض کرد و از اون به بعد فقط غذای رژیمی سرو میشد.اوضاع همینطوری ادامه داشت،اما من دیگه درسم تموم شد و از اون شهر رفتم. وقتی بعد از چند سال به اونجا برگشتم دیدم که جای اون رستوران یه گالری نقاشی دایر کردن و بالاش به فرانسوی نوشتن: êtes-vous toujours sur l'alimentation? یعنی، هنوزم رژیم داری؟ #روزبه_معین ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌ 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

📙 #شعر 📙 دلا از دست تنهایی به جونم ز آه و ناله خود در فغونم شبان تار از درد جدایی کره فریاد، مغز استخونم عزیزون از غم و درد جدایی به چشمونم نمونده روشنایی گرفتارم به دام غربت و درد نه یار و همدمی، نه آشنایی غم عشقت بیابان پرورم کرد هوای بخت، بی بال و پرم کرد به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد فلک کی بشنوه آه و فغونم به هر گردش زنه آتش به جونم یک عمری بگذرونم با غم و درد به کام دل نگرده آسمونم نمی‌دونم دلم دیوونه کیست اسیر نرگس مستونه کیست نمی‌دونم دل سرگشته ما کجا می‌گردد و در خونه کیست مو که افسرده حالم، چون ننالم شکسته پر و بالم، چون ننالم همه گویند فلانی ناله کم کن ته آیی در خیالم، چون ننالم خوش آن ساعت که یار از در، در آیود شب هجرون و روز غم سرآیود ز دل بیرون کنم جان را به صد شوق همی واجم که جایش دلبر آیود مو آن آزرده بی خانمونم مو آن محنت نصیب سخت جونم مو آن سرگشته خارم در بیابون که هر بادی وزد، پیشش دوونم به صحرا بنگرم، صحرا ته بینم به دریا بنگرم، دریا ته بینم به هرجا بنگرم، کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا ته بینم دلی دیرم که بهبودش نمی‌بو نصیحت کردم و سودش نمی‌بو به بادش می‌دهم، نش می‌بره باد در آتش می‌نهم، دودش نمی‌بو سری دیرم که سامونش نمی‌بو غمی دیرم که پایانش نمی‌بو اگر باور نداری سوی من آی ببین دردی که درمانش نمی‌بو بود درد مو و درمونم از دوست بود وصل مو و هجرونم از دوست اگر قصاب مستم واکره پوست جدا هرگز نگرده جونم از دوست نصیب کس مبو درد دل ما که بسیاره غم بی‌حاصل ما کسی بو از غم و دردم خبر داشت که داره مشکلی چون مشکل ما به آهی گنبد خضرا بسوزان فلک را جمله سر تا پا بسوزان بسوزم ورنه کارم را بسازی چه فرمایی، بسازی یا بسوزم مو کز سوته‌دلانم چون ننالم مو کز بی‌حاصلانم، چون ننالم نشسته بلبلان با گل بنالند مو که دور از گلانم، چون ننالم #بابا طاهر 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

🌈 دکلمه 🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈🌈 نمیدونم این روزا هوا سرد شده یا من دل سرد شدم گاهی دلم یه فنجون چای داغ میخواد،توی اتاق یخ زده ام گاهی یه آهنگ ملایم از گوشیم میزارم مدادمُ کاغذ رو از کِشو برمیدارم، بسرم میزنه تورو نقاشی کنم همیشه دوسدارم اول صداتو بکشم،تابپیچه توی اتاق سوت وکورم بعد میرم سراغ خنده هات،جذاب لعنتی... چقدر دلم تنگ شده برات بعد میرسم به اون چشات،به اون چشای رنگی و خمار ،به اون نگات وای...نگم از نگات یاد چشات همیشه بین منو دل خون بپا می‌کنه آخرشم دل خودشو میگیره و منم قهر میکنم و ساعت ها حرف نمی‌زنم. از حس خواستن تو،این احساس نداشتن تو،از این روز و شب های بعد رفتن تو از این اتاق یخ زده بد دلگیرم انگار رنگ همه دوستتدارم ها بعد تو برام سیاه شده کاش می فهمیدی از وقتی رفتی، کارم شده با عکسات حرف زدن و آلبوم خاطرات و ورق زدن راستی من نقاش خوبی نمیشم،چون هر وقت می‌خوام تو رو بکشم آخرش یا مدادم می‌شکنه یا کاغذ کلی خط خطی میشه #امیر_جدیری 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

🌗 #شعر 🌗 من عاشق و اين عشق خريدار ندارد اين قلب شكسته به خدا يار ندارد گفتم نشوم عاشق و دلداده‌اش اينبار اين عشق بلاييست كه اينبار ندارد وقتی كه به دل گفتم من عاشق شدم انگار دل گفت كه عاشق شدن انگار ندارد در لحظه‌ای با تير نگاهش بزد و كشت قبل از زدن تير هم اخطار ندارد.  . دل گفت كه يك لحظه‌ی كم بود نگاهش گفتم كه نگاهش كم و بسيار ندارد وقتی به نگاهی دلم افتاد به پايش آنقدر پرم از عشق كه مقدار ندارد از روی محبت به دلم كرد نگاهی افسوس به آن لحظه كه تكرار ندارد ديروز بپرسيدم از اين دل كه چرا او دل عاشق او گشت و دگر كار ندارد تنهايم و دلدار من از غصه دلم گشت بيچاره دل عاشقم دلدار ندارد آهنگ دلم سخت قشنگ است اگرچه گيتار دل خسته‌ی من تار ندارد دل گفت كه انكار مكن من همه عشقم گفتم دل ديوانه كه انكار ندارد امروز نه از او خبری هست و نه از دل من عاشق و اين عشق خريدار ندارد #سهند_غیاثی 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

💥 دکلمه 💥💥💥💥💥💥 یه وقتایی نیمه شب که میشه بی اختیار بیدار میشم دست خودم نیست میشینم فکر می کنم دستم رو میگذارم روی قفسه سینه ی سنگین شده ام چند تا نفس عمیق بعدم بی اختیار چشمام تر میشه نمیشه گفت چرا اینجوری میشه اما خب دلیلش مشخص همه آدما دردهایی تو سینه دارن که نمی تونن درمونش کنن زورشون نمی رسه هیچکس هم کمکشون نمی کنه. بعد سبک زندگی شون یجوری میشه که تنهایی،باید از پس همه درداشون بر بیان بعد خو میکنن به تنهایی شون دیگه پذیرای هیچ محبتی نیستن دیگه قلبشون واسه هیچ آدم غریبه ای نمی لرزه هر کی میاد سمتشون یه گارد عجیب غریب می گیرین و به طرف می فهمونن که نزدیک من نشو من داغون تر از چیزی ام که تو بخوای بیای و داغون ترم کنی. چه رسمی شده این دنیا نمی دونم باقی آدمای دنیا هم مثه ما زندگی میکنن یا ما فقط اینجوری هستیم. کلی کتاب انگیزشی و کوفت و زهر مار می خونیم که حالمون خوب بشه کلی تراپی می کنیم با خیلی ها حرف می زنیم که خالی بشیم اما نمیشه اما تموم نمیشه درمون نمیشه فقط یه چیزی عین رسوب رخنه می کنه تو ذهن و قلبمون یه چیزی که با هیچ پاک کننده ای اثرش از بین نمی ره سبک زندگی ما تو این جغرافیای قشنگِ عجیب غریب،جوری شده که روز خوش تو زندگیمون شده کیمیا همه و همه درگیرن هر کسی به یه مدل نیمه های شب،میشیم یه حجم سنگین غمگین پر از بغض بعد می‌باریم رو بالش تنهاییمون بعد که خوب سیرابش کردیم می چرخونیمش تا روی خنک بالش بیاد بالا تا روحمون که شبیه جهنم شده،خنک بشه بلکه خوابمون ببره. من از بچگی از خیس شدن بدم می اومد اگه یکی آب می پاشید بهم،باید لباس عوض می کردم اما چند ساله دیگه نه بالش عوض می کنم نه پیراهن خیس شده از بارون شبونه ی چشمام رو. صبح که میشه اولین کاری که می کنم برانداز خودم تو آینه است یکی یکی چین چروک دور چشمام مرور می کنم و دنبال یه ردی یا اثری از یه خاطره و اتفاق،می گردم. کاش یه دارویی بود میشد بخوری و یادت بره موهای سر و صورت که دیگه هیچ آمارشون از دستت در میره که کدوم سفیدی مال کدوم گزش خاطره هاست. خلاصه کنم شب که شد تموم تمرکزت بزار رو این که ناخودآگاه نیمه شب از خواب نپری چون تو می مونی و سنگینی ابر رو سینه ات و بارون چشمات. کاش کاش کاش یه خورشید دیگه ای بود می اومد این ابرا رو می زد کنار هوا آفتابی شه بهتر بشه گرم بشه تن و بدن خسته امون ازین خورشید خانم که دیگه آبی گرم نمیشه شاید بی مهری ما آدما به هم،باعث شده اون هم دیگه به ما نگاه نکنه خدایا خودت یه کاری بکن کاری از هیچکس بر نمیاد.... #سهراب 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

🌗 #شعر 🌗 هر روز می چرخد زمین با شکل تکراری حالا تو انسان می شوی از روی ناچاری می خندی و شادی ولی هرگز نمی فهمی انسان شدن در انتها یعنی گرفتاری انسان که نه ! موجودی از نسل دروغ و جنگ مجموعه ای از بد ترین حالات رفتاری          تا چند سال بعد از این کارت فقط اینست : از صبح تا شب ، نیمه شب تا صبح بیگاری حسرت به دل هی کار پشت کار تا شاید نوشیدن یک چای در اوقات بیکاری شب رختخواب گرم و نرمی نیست اما تو مثل سگی کز می کنی در کنج دیواری با این همه سگ دو زدن انگار محکومی با این همه سگ دو زدن هم تو بدهکاری ! انسان که باشی در مظان اتهاماتی : دیوانه ، قاتل ، جیب بر ، معتاد ، سیگاری امواج مغزت روی باند زخم تنظیم است فرکانس چشمانت بروی باند بیماری   { اخبار عصر رادیو انسان - خداحافظ اینجا صدای گریه از موج خود آزاری }     #مهدی_رحیمی 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

صبح است بیا دوباره پرواز کنیم دروازه دل به دوستی باز کنیم دیروز که رفت رفته را غم نخوریم یک روز دگر به شوق آغاز کنیم  
   #نظامی_گنجوی
درود عزیزان صبحتون بخیر🤍🍃 . ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌🎙🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401

«خدایا، اندوه را در ما حل کن همانند حبه‌ی قند در چای...» #شب_بخیر🤩

♨️ #دکلمه ♨️ میدونی چشم قشنگ من ؛یا من و تو خیلی کم طاقتیم یا زمونه بهمون سخت گرفته یا چشم تنگ بهمون نظر کرده ولی من و تو خیلی کارا مونده که قراره انجام بدیم بگم بهت؟! بس بشین تو چشات نگاه کنم بگم  برات؛ مثلا یه شب؛ شب تاصبح قدم زدن مثلا گوشه ی شهر یدونه ساندویج بگیریم نصفش کنیم باهم بخوریم مثلا من رو جدولا راه برم قدم برسه بهت چقدر خوبه نه؟... اینجوری با اون چشای کشندنت نگام نکن بزار بگم برات؛ مثلا لب یه بالکن پاهامونو آویزون کنیم به اسمون نگاه کنیم مثل بچه گیامون ستاره انتخاب کنیم سرمو بذارم روشونت توبرام از فروغ بخونی از شاملو بخونی  آسمون به اون بزرگیش بهمون حسودیش بشه.. مثلا سرکار باشی با یه عالمه خستگی زنگ بزنم بگم کاری نداشتما خواستم بگم مشترک گرامی جای شما هرروز تو قلب من محکم تر میشه و تو با صدای خسته پشت گوشی یدونه از خنده نخودیا بکنی .. مثلا وقتی داری رانندگی میکنی و حواست نیست نگات کنم وکلی از داشتنت ذوق کنم اخه تو همه جوره نگاه کردنت قشنگه دیدی چقدر کارای ساده و قشنگ انجام ندادیم دیدی با تو بودن چقدر برام قشنگه اینکه شبونه بزنیم تو دل جاده تو سرعت بری من و از ترسم چشامو ببندم بهم بگی تا من هستم از هیچی نترس شب و من و تو و ابی که میخونه قصه ی عشقت باز تو صدامه یه شب مستی ...... بیا حالا که چشام داره با چشات حرف میزنه بهم قول بدیم هیچ سرمایی از راه نرسه گرمای بینمونو خراب کنه بیا بهم قول بدیم دستامونو ازهم جدا نکنیم.   . باهم عهد ببیندیم هر اتفاقی افتاد باهم درستش کنیم بی هم نمونیم دنیا من و تورو کنارهم میخواد. اصلا من تو بغل تو خوشبخت ترین دختر زمینم  یار چشم قشنگ من ❤️ ✍️#سپیده_زاهدی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌ 🎙️🎼🅲🅷🅰️🅽🅴🅻💫✍️ https://t.me/morfin401