291
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
291
Repost from N/a
امروز خیلی یهویی یه مرد سالم مرد،(شوهرخالم) سالم بود،خیلی سرحال بود،یهو سکته کرد مرد،دختراش و نوه 6 سالش حتی نتونستن باهاش خداحافظی کنن،
دخترش میگفت دیشب بابام سرحال کنارم بود،صبح که اومدم دیدم افتاده رو زمین...
همینقدر زود آدما از کنارمون میرن دیگه نمیتونی ببینیشون،اخرین باری که میبینیشون سر تخت سردخونه هستش،
باهمدیگه مهربون باشین شاید فردا من نباشم!،شاید تو نباشی!
خیلی بده بعد مردن یادت بیاد همچین ادمی وجود داشته میگیری چی میگم!
