uk
Feedback
نُطق

نُطق

Відкрити в Telegram

بِخوان مرا، تا که سَبز شود ریشه خیال🌱 📬ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1157366839 📬شناس: @Notghh_bot «اینجا همه چیز محصول اندیشه منه:» ″انتشار فقط با ذکر نام نویسنده″

Показати більше
320
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-730 днів

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
травень '25
травень '25
+3
в 3 каналах
квітень '25
+6
в 3 каналах
Get PRO
березень '25
+152
в 3 каналах
Get PRO
лютий '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
січень '25
+6
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+17
в 2 каналах
Get PRO
листопад '24
+49
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '24
+15
в 2 каналах
Get PRO
вересень '24
+17
в 6 каналах
Get PRO
серпень '24
+95
в 5 каналах
Get PRO
липень '24
+135
в 6 каналах
Get PRO
червень '240
в 12 каналах
Get PRO
травень '240
в 7 каналах
Get PRO
квітень '240
в 1 каналах
Get PRO
березень '240
в 1 каналах
Get PRO
лютий '24
+135
в 3 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
18 травня+1
17 травня0
16 травня0
15 травня0
14 травня0
13 травня0
12 травня0
11 травня+1
10 травня0
09 травня0
08 травня0
07 травня0
06 травня0
05 травня+1
04 травня0
03 травня0
02 травня0
01 травня0
Дописи каналу
شاخ خشکیم به ما سردیِ عالم چه کند؟ پیشِ ما برگ و بَری نیست که سرما ببرد -وحشی بافقی؛

2
تمامِ تار و پودش نور و گرما را به من هدیه می‌داد امّا لبخندش... خودِ خورشید بود.
120
3
اگر نتوانم با تو قهوه بنوشم قهوه‌خانه‌ها به چه‌کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم بی‌هدف با تو پرسه بزنم خیابان‌ها به چه کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم بی‌هراس نامت را در گلو بگردانم کلمات به چه‌کار می‌آیند؟ و اگر نتوانم فریاد بزنم «دوستت دارم» دهانم به چه‌کار می‌آید...؟ -سعاد الصباح؛
163
4
کاش زندگی موزیکال بود.
190
5
📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه
📚تاکسی سواری/سروش صحت #کتاب_لقمه
186
6
📼غریبِ شهرم و غریبه با همه کس همیشه آشنای من تویی، تو و بس
157
7
sticker.webp
149
8
📮شکّ دستم را می‌گیری و من را سمت خودت می‌کشی لبخند می‌زنی بارشِ شهاب سنگ‌ها را در چشمانت می‌بینم و شکّ می‌کنم به چشمانم نسیم آواز می‌خواند و ستاره‌ها می‌رقصند لبانم را فتح می‌کنی و من شکّ می‌کنم به لبانم روی ابرها راه می‌رویم به آغوش ماه می‌خزیم و من شکّ می‌کنم به پاهایم... و شک می‌کنم به ابرها به ماه به تو به هوشیاری‌ام و حتی شک می‌کنم به شک‌هایم... و آرزو می‌کنم ای کاش میشد در این رویا دفن شد. -نگینِ خوش‌خُلق؛
174
9
واییی چه قشنگ:) مرسیی
114
10
شما کتابخانه می‌شدی.
121
11
بیا اینجا سوپرایز دارم برات، چنل همون آدمی که دنبالشی داخل همین فولدره ادش کن و حالشو ببر👇🏻 https://t.me/addlist/OatEdTi_75IwMWQ0 ادش کن ازم تشکر میکنی بابتش این یه رازه😉☝️🏻💙
23
12
☁️ فور کنید چنلتونو آنالیز کنم . جواب الان گذاشته میشه .
33
13
«دارم تکه تکه می‌شوم. و همچنان شرح به شرحِ من زیستن را فریاد می‌زند.»
43
14
سلام عزیزان این پست + یک پست دیگر رو فوروارد کنید تا من بگم اگر قرار بود یک چیزی باشید (اشیا، گیاه، حیوان، غذا ووو) چه چیزی بودید:)
38
15
فور کن +100 ممبر بدم به چنلت تو یه روز🤯 بدون نیاز به اد کردن فولدر✨ اسپانسر¹ و اسپانسر² جویین باش رفیق🩵
32
16
📮شکّ دستم را می‌گیری و من را سمت خودت می‌کشی لبخند می‌زنی بارشِ شهاب سنگ‌ها را در چشمانت می‌بینم و شکّ می‌کنم به چشمانم نسیم آواز می‌خواند و ستاره‌ها می‌رقصند لبانم را فتح می‌کنی و من شکّ می‌کنم به لبانم روی ابرها راه می‌رویم به آغوش ماه می‌خزیم و من شکّ می‌کنم به پاهایم... و شک می‌کنم به ابرها به ماه به تو به هوشیاری‌ام و حتی شک می‌کنم به شک‌هایم... و آرزو می‌کنم ای کاش میشد در رویاها دفن شد. -نگینِ خوش‌خُلق؛
1
17
چشم‌هایت زیبا و غمین‌اند چشم‌هایت پیاده‌روی باران‌خورده‌ی وداع‌اند! -عدنان الصائغ؛
263
18
این پیام رو به چنلتون فوروارد کنید تا من یک شاعر رو بهتون به صورت خلاصه و کوتاه معرفی کنم که اگر دوست داشتید امسال ازش بخونید و بدونید؛🪻
30
19
دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی من مرده‌ام! اما اگر قرار باشد زیاد غمگین شوی بلند می‌شوم با هم صبحانه می‌خوریم گپ می‌زنیم بعد هم می‌روم سری به خاک دوستانم بزنم برگردم اگر هم حوصله‌ام نشد شاید همان دور وُ برها خودم را چال کنم چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی اگر گلوله‌ای به سمتم شلیک شود سرم را هم خم نخواهم کرد یعنی اگر برای بریدنِ این رگ تیغ در خانه نباشد تا مغازه هم نخواهم رفت چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! اگر به خانه‌ام بیایی تمامِ خانه را گل خواهم کاشت اگر نیایی هم تمام خانه را گل خواهم کاشت اگر بروی هم اگر بمیری هم! چرا که دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! یعنی زمان را از دستم باز کرده‌ام چاقو را از جیب درآورده‌ام و رابطه‌ی علت و معلول را بریده‌ام چرا که می‌خواهم بی‌دلیل تنها باشم درست چون نوازنده‌ای که در میان اجرا سازش را زمین می‌گذارد تا موسیقی‌اش تمام نشود درست چون خدایی که انسان‌اش را زمین گذاشته تا بر آسمان بنویسد: دیگر نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری به مرگ! نه اصراری به زندگی دارم نه اصراری... -گروس عبدالملکیان؛
226
20
part3t
part3t
1