ֶָ𓏲 𝙼𝚘𝚛𝚊𝚗𝚊 ❅
Відкрити в Telegram
مورانا ؛ به معنیِ مرگِ زمستان🤍 آرامگاهِ قلبی تلخ.. •https://t.me/HidenChat_Bot?start=105456855
Показати більше225
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+130 днів
Архів дописів
225
قلعهی تنهایی ما را دیو در بندان خود کرده..
خون چکد از ناخن این دیوار،
جان به لبهای من آورده!
https://t.me/WintertimeRomance225
باز هم بهاره و من با دستهای خیس از عرق گوشیم رو توی دستهام گرفتم و با اینکه حتی حرفها روی کیبوردم درست تایپ نمیشن دارم مینویسم.
ذهن آشفته و آهنگهای ابی…
وای..
طوری که ابی معشوقش رو توصیف میکنه باعث میشه من تماماً انسانِ حسودی باشم که ممکنه هرگز کسی اینقدر عاشقم نباشه،یا کسی که عاشقمه اینقدر خوش صدا نباشه که بتونه چنین زیبایی هایی رو در وصفم بخونه.
یا مارک ویلکینسون!
خوانندهای که صداش توی رگهای من جریان داره..
همیشه آرزوم بود به زیبایی ابی یا توی خارجیها همین جناب ویلکینسون در وصف کسایی که عاشقشونم آهنگ بسازم..
عشق و احساسم،دلتنگیم،شدتِ پریدگی عقل از سرم از بعد از آشنایی با اون!
دلم میخواد هارمونیای در وصفش خلق کنم که نمایانگرِ شاهکار روحش باشه.
دلم میخواد با شنیدنِ قطعهای که براش نوشتم،اشک به چشماش نمونه.
بعد از اینکه قطعه رو گوش داد و به پهنای صورتش اشک ریخت،دستهاش رو فشار بدم،بوسهای روی سرش بذارم و بگم :”میبینی؟حالِ الانت،دقیقاً احساسیه که من هرباری که کنارتم دارم!”
دلم میخواد با آهنگِ “باتو” از “ابی” تانگو برقصیم..
زیر یک نور گرم و کم،شراب قرمز روی میز و مایی که قلبمهامون به هم گره خورده..
هم دیگه رو نگاه کنیم،لبخند بزنیم،هم رو محکم به آغوش بکشیم و با خودمون فکر کنیم :”اگه خدا تو رو توی راه من قرار نداده بود من دقیقاً باید چه غلطی میکردم؟”
و در نهایت،دوباره در انتهای نوشتهام رسیدم به عشق!
عشقی که من اخیراً بیش از هرچیزی ازش ترس دارم و بیزارم..
شاید قبلاً میگفتم اونجایی میفهمی عاشق شدی یا نه که به صورت یکی نگاه کنی و نفهمی قلبت کدوم طرف شکمت افتاده؛اما الان،
میگم عشق یعنی
انسانِ درست،
در زمانِ فوقِ درست.
225
دیگه دلش نمیخواد پشتِ توری بمونه، پروانهی من میخواد بالهاش رو بسوزونه. این عشقِ بیسرانجام آزادش میکنه، از فقدانِ شانس،خالیش میکنه. من مسیری که مانعش بود رو دیدم! از بیرون لبخند میزد و از درون گره خورده بود.. اون گمشده،ولی شیرینه. توی چشمهای درشت دیوونهش قلب هست.. اون گمشده،ولی شیرینه! دستهاش رو به معنای “دوستت دارم” روی زانو صلیبی کرده.
