189
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-430 днів
Архів дописів
189
یدفعه به خودم اومدم دیدم دارم جزئی ترین افکارمو میریزم بیرون.
بیشتر به خودم اومدم دیدم جلوم یه آدم نشسته که سر و پا گوش بوده.
جالب بود، فکر میکردم آدما منفعتشون که نباشه گوشاشون نمیشنوه
همونجا فهمیدم یسریا فرق دارن.
189
گفت چیه امروز غمگین بنظر میرسی..
گفتم آره امروز زیاد حوصله ندارم
دستشو گذاشت زیر چونشو گفت خب تعریف کن.
گفتم چیو؟ گفت هرچی
من اینجام که حرف بزنی.
راستش ته دلم قرص شد از حرفش..فهمیدم حواسش هست و آدمی هست که میتونم وقتی حالم بده چرت ترین حرفامو بهش بزنم..
میتونم راجب بیخودترین چیزا باهاش حرف بزنم
میتونم باهاش به زمین و زمان بخندم
میتونم حرفای جدی مو باهاش بزنم
بدون اینکه قضاوتی شم..
قبلا فکر میکردم پول زیاد داشتن یعنی زندگیو بردن.
ولی الان معتقدم وقتی یه آدمی داشته باشی که به همه ی حرفات گوش بده و حواسش بهت باشه یعنی زندگی رو بردی.
حرفای کلیشه ای زیاده ولی خب اینکه میگن همنشین آدم خیلی مهمه واقعا راست میگن.
یوقتایی تو حتی حوصله ی خودتم نداری ولی یه کالبدی هست که وقتی پیشت حضور پیدا میکنه حتی با سکوتش هم میتونه لبخند رو لبت بیاره.
بنظرم این مهم ترین ویژگیِ یه آدمه..
189
اگر جسم زیاد در آسایش باشد، روح فاسد میشود. کسی که درد و رنج را نشناسد، نه لذت شفقت را خواهد فهمید و نه حلاوت ترحم را. چنین کسی قلبش از هیچ چیز متأثر نخواهد شد و بدین سبب قابل معاشرت نبوده، مانند دیوی خواهد بود در میان آدمیان.
-امیل، ژان ژاک روسو
189
خاطرات، گفت و گو ها، بوسه ها، آغوش جسم ها، همه چیز می گذرد اما تماس روح هایی که یکدیگر را لمس کرده اند هرگز فراموش نخواهد شد..
189
الان که داشتم گالریمو چک کردم فهمیدم همه ی حرفای مهم و خوبی که آدمای مهم زندگیم بهم زدن آخر شب بوده..
و نتیجه گیری اینکه آخر شب برید پیوی هم
حرفا واقعین(البته امیدواریم که اینطوری باشه)😂
189
Repost from تـاسیانـــ
هاروکی موراکامی تو یکی از کتاباش میگه که تو عمیقترین نقطه وجودش به یه درکی رسیده و یه جمله خیلی قشنگ میسازه:
«درک اینکه هیچ قلبی صرفاً به واسطه هماهنگی، با قلب دیگری وصل نیست! زخم است که قلبها را عمیقاً به هم پیوند میدهد؛ پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای زجه بلند نشود، سکوت معنا ندارد و تا خونی ریخته نشود، عفو معنا ندارد و تا از دل ضایعی بزرگ گذر نکنی، رضا و رضایت بیمعنی است!
هماهنگی واقعی؛ در همینها ریشه دارد.»
