آخرینستارهخاموششده.
Відкрити в Telegram
401
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
اسمش منظر
داستان اینه که وقتی بابا بزرگم میخواسته بره ثبت احوال اسم بچرو ثبت کنه و شناسنامه بگیره براش اسم مامانم یادش میره
یعنی مامان بزرگم یه اسمی بهش گفته بود و اونم یادش رفته بود
میره اونجا هی به مغزش فشار میاره و یادش نمیاد اونجا یکی برگشته گفته منظر اینم گفته منظر ثبت کنین
چون از وقتی به دنیا اومدم بهم میگفت حنا گلی
منم فکر میکردم باید متقابلا بگم مامان گلی
