جنگلِ سکوت
Відкрити в Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Показати більше159
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1030 днів
Архів дописів
159
- احساس میکنم باهم سرد شدیم
+ آره ما سرد شدیم چون هر چقدر تلاش میکنم تو دیگه مثل قبل با من رفتار نمیکنی
159
اگر زود به پیام هات جواب میدم دلیلش این نیست که من بیکارم دلیلش اینه که من بهت اهمیت میدم و بخاطر حرف زدن با تو زود تر کار هامو انجام میدم
159
میگویند به دست فراموشی بسپار او برای تو نیست
اما شهریار در جواب میگوید
چشم خود بسم
که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد " دیوانه من میبینمش"
159
" به او گفتم هر گاه دلتنگ من شدید برایم نامه ای بفرستید و من هیچ گاه نامه ای از او دریافت نکردم"
159
تو یه کتابی نوشته بود قلب من انقدر بزرگه که حتی میتونه بدترین آدما ها هم یه گوشه جا بده، و حالا تو بگو قلب تو مگه چقدر کوچیکه که من نمیتونم بخش کوچکی از اون باشم؟!
