جنگلِ سکوت
Відкрити в Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Показати більше159
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1030 днів
Архів дописів
159
تو نمیخواهی عزیزت بشوم زور که نیست یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی تونگونه ،دل دیوانهی من کورکه نیست خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست مشکل این جاست نگفتی تو به من میدانم تو نمی خواهی عزیزت بشم زور که نیست
159
توپ نمیخواهی عزیزت بشوم زور که نیست یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی تونگونه ،در دیوانهی من کورکه نیست خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست مشکل این جاست نگفتی تو به من میدانم تو نمی خواهی عزیزت بشم زور که نیست
159
حالا اون داشت به دیت های اسلامی ریکت میداد
پسره از دختره پرسید برای سفر ماه عسل کجا در نظرتونه
دختره گفت فقط جاهایی که ائمه باشن جز اون جای دیگه ای رو نمیتونم تصور کنم اصلا
