جنگلِ سکوت
Відкрити в Telegram
@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران》
Показати більше159
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1030 днів
Архів дописів
159
پاشید بیاید بریم فیلم ببینیم
کراشم فیلم گی بازی کرده الان دیگه کراشم نیست مطمئنم عاشقشم همچی تموم شد دیگه عشق زندگیمه
کی باورش میشه مرده عنکبوتیم چقدر بزرگ شده پسرم 🥲😌
159
با طلوع آفتاب اثر پروانه ای شروع میشود، و با غروب آن تمام نخواهد شد .
فرقی ندارد من کجای این جهان ایستاده ام یا تو کجا ما همیشه کنار هم خواهیم بود کافیست تو بال هایت را بگشایی تا من آغوشم را برایت باز کنم و تو همیشه کنار من خواهی بود و این توهم خیال برانگیز من نیست بلکه کاملا برگرفته از واقعیت بوده است
159
دستان گرمت به من امید میبخشد .
این کلام کلیشه ای بیش نیست، یک مرده هرگز دستان گرمی نخواهد داشت.
روح من مرده است و هیچ تنی بدون روح جانی هم نخواهد داشت گرمایی که از آن سخن میگویی چیست؟ آیا تن بیروح من به تو تسکین میبخشد؟
159
آنگاه که تابش نور خورشید بر روی صورتم پوستم را گرما میبخشید، سایه دستانم را نشان میداد، موهایم را با نسیمی در هوا میلغزاند و من سایه انگشتانم را که به شکل های مختلفی در میآوردم مینگریستم.
احساس زنده بودن چیست؟
حالا احساس زنده بودن میکنم، میدوم تا ریه هایم را از هوا پر کنم درختان تنومندی که برایم سایبان میشوند برگ هایی که میان باد موسیقی خش خش هایشان را مانند یک ارکستر سمفونیک اجرا میکنند ، ماهی های قرمز که در رودخانه بالا و پایین میروند ماهی های کوچک تازه متولد شده، آب زلال رودخانه سنگ های کف رودخانه پاهایم را نوازش میکنند سرمایه آب را از یادم میبرند حالا واقعا میفهمم، زنده بودن چیست.
159
زیبایی در تو خلاصه میشود من اجازه دارم از دور به تو نگاه کنم؟
آنگاه که ناگهان نگاهمان به هم برخود میکند ، میفهمی که داشتم نگاهت میکردم؟
ناراحت نخواهم شد اگر بگویی کسه دیگری را دوست داری ، خوشحالی تو برای من کافیست و این من هستم که با تمام وجود تلاش میکنم تورا خوشحال کنم ، عزیز ترینم به من نگاه کن من به تو نخواهم گفت که دوستت دارم و به این بازی ادامه خواهم داد تمام زخم های تنت را با من به اشتراک بگذار بگذار مانند تو زخمی شوم من سپر تو خواهم شد ، پس نگران هیچ چیز نباش زندگی شیرین من
