uk
Feedback
جنگلِ سکوت

جنگلِ سکوت

Відкрити в Telegram

@Rock_m_bot گفتی:《به روزگاران مهری نشسته》گفتم:《بیرون نمی‌توان کرد حتی به روزگاران》

Показати більше
159
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-1030 днів
Архів дописів
Repost from N/a
ولی کاپلایی که هیچکدوم استایل تامبوی ندارن خیلی رابطشون قشنگتر و واقعی تره)

_

Repost from zzz
فوروارد كنيد و يك عكس ريپلاي بزنيد تا شيپتون كنم *به عنوان فرندشيپ و اگر خوشتون اومد ميتونم ايدي رد و بدل كنم* دو شيپي كه بيش
+1
فوروارد كنيد و يك عكس ريپلاي بزنيد تا شيپتون كنم *به عنوان فرندشيپ و اگر خوشتون اومد ميتونم ايدي رد و بدل كنم* دو شيپي كه بيشترين ريكت رو داشت بيشتر از بقيه توي چنل ميمونه و كركتر كاپليشون طبق عكس بالا ساخته ميشه. وقتي ٢٢١٠ بشم استارت ميخوره
چلنج ريكتيه،فراموش نكنيد و اگر فور ميزنيد جوين بشيد لطفاً.

سوسک اومده تو اتاقم

sticker.webp0.00 KB

این خیلی قشنگه زندگیم رو توصیف میکنه

چه صحنه بیاد موندنی میشه

میخوام یهو خون بالا بیارم بعد تو بغل یکی از عزیزانم بمیرم

دراماتیک تر میخوام

بریم

بپریم

پس باهم بپریم تو اب؟

از خفه شدن بدم میاد ولی تو دریا مردن بنظر قشنگ میاد

مثلا غرق شدن توی دریا

غلط نکم

به یه مرگ دراماتیک و سوزناک نیاز دارم

ماه من....

روی پای خودم نیستم

لعنت به رژیم دستام میلرزه

و این مرا به فکر فرو می‌برد، چه بوده ام..؟ کم..؟ کافی..؟ ملاحضه گر..؟ کم هوش..؟ بی‌پروا..؟ بی‌هواس..؟ آیا هرگز بوده ام..؟ همه چیز هایی که تورا یادآوری می‌کرد دور ریختم خاطراتم را روی نوار های کاست ریختم و نوار هارا سوزاندم، دستانم که تورا لمس کرده بودند در الکل گذاشتم آنها را به دانشگاه های علوم و تحقیقات دادم ، موهایم را که نوازش کرده بودی به کلاهگیسی برای کودکی سرطانی تبدیل کردم ، چشمانم را که تورا دیده بودند به نابینایی دادم تا با آن دریا را و پرنده های بر فراز آن را ببیند ، لب‌هایم را که بر روی لبهای تو نشسته بودند زبانم را که نام تو را ورد خود داشت به لالی دادم تا ذکر خدا بگوید و در کلیسا برایم دعا کند، پاهایم را به معلولی دادم تا با آنها بدود ؛ و می‌ماند چیزی که مرا به این درد دچار کرد همه این ها تقصیر آن بود نه تو او باعث تمام اتفاقات شد ؛ ..... قلبم ، وحالا در راه نجات جان عزیزی برای عزیزانش است . همین گونه زیبا من تمام را از دست دادم عزیز من بارها به تو گفته بودم تمام را برای تو میدهم و اکنون تمام من تمام شده است هیچ مرا بسوزانید و خاکسترش را در هوا پخش کنید تا هیچ از هیچم آرام و خوشحال باشد.