تکست تلخ
Відкрити в Telegram
♡﷽♡ #چقـــدر سخــــــــــت است #همـرنگ جمـــاعت شدن... #وقتـــۓ جمـــاعت خـــودش #هـــــــزار رنــــــــگ استـــــ.. .C᭄ 🥀⍣❥᭄⚘ ⊰
Показати більше885
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-2330 днів
Архів дописів
885
خلاصهی تمامِ روابطِ انسانی:
«نبود، پیدا شد، آشنا شد، دوست شد، عشق شد، یار شد، تار شد، سرد شد، غم شد، درد شد، بغض شد، اشک شد، نفرت شد، تمام شد، تجربه شد.»
885
هرموقع حالت بد بود به خودت بگو :
اوکیه که پایینی
کار عجیبی هم لازم نیست بکنی
فقط یه کم استراحت کن، انرژی منفی الانتو نادیده بگیر، هیچ مودی تا ابد موندگار نیست و همه چیز خیلی زود بهتر میشه
مثل دفه های قبلی از پسش برمیای
زندگی بالا و پایین زیاد داره، ناامید نباش❤️
885
♪🌸ꦿ
اگر آنسویِ پنجره نشستهای
و صدای باران قرارِ دلت را ربوده
رختِ پاییزیات را به تن کن
و ذوق دلت را قدم بزن
هیچ معلوم نیست
دوباره پاییز باشد
دوباره تو باشی
دوباره قرار دلت به بارانی بیقرار شود🌧
┅─═ঊঈ ♥️ ঊঈ═─┅
885
فکر میکردم تو خانهام هستی، که از تمام جنگها و زخمها به تو برگردم
اما تو خودت جنگ بودی،
بزرگترین و بیرحمترین جنگِ من!..
885
بار اول اشتباهه..
ولی وقتی بار دوم همون تکرار بشه دیگه اسمش انتخابه و انتخاب بخشیدنی نیست.
885
بعضی آدما چقدر قشنگن؛
همونایی که همیشه هواتو دارن،
قضاوتت نمیکنن، موقع خنده بیشتر میخندوننت،
موقع گریه اشکاتو پاک میکنن،
همونایی که همیشه هستن ولی با
بودنشون هیچ وقت اذیت نمیشی،
به نظرم این آدما همون " آدمِ امن " زندگی هستن.
885
#بیکلام
پاییز همچون خانه پدری می ماند
آدم را به گذشتههای دور میبرد
به روزی که عاشق شـدی
پاییز حتی بادش هم که
در گوش بوزد
نجواگر خاطراتت میشود
حال درختان و بارانش بماند
پاییزتون قشنگ..
885
فردا که شد، برات میگم که این روزها چقدر منتظر فردا بودم.
فردا که شد، برات میگم چقدر دلم گرفته بود و خسته بودم.
فردا که شد، از امید امروز، برات با افتخار میگم!
885
تو تمام من را از آن خود کردهای. و من در برابر تو مثل سازیام که هر طور بخواهی مینوازیام.
