بیگآنه🌱
Відкрити в Telegram
trapped...¡ نجوا کن: https://t.me/HarfinoBot?start=a42c4a941b50c45
Показати більше1 529
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
1 529
حق با لانا دل ری بود:
هیچ درمانی برای خاطرات وجود نداره و صورتت مثل یه ملودیه که از سرم بیرون نمیره.
1 529
من خیلی میترسم از اینکه دیگه هیچکس نتونه اون حسی که تو به من دادی رو بهم بده، اما چاره ایی نیست.
"For you"
1 529
این روز ها آبیت سرد شده .
آبی برای هرکسی یه جور معنی میشه و تو هر حالتی هم یه معنی داره میدونی . نمیدونم میتونم توضیحش بدم یا نه ولی تو آبی هستی و آبیت الان سرد شده قبلا گرمتر بود الان ولی سرده .
1 529
چنار عزیزم، سلام
بازم منم
آخه من غیر از تو کسی رو ندارم که باهاش حرف بزنم
هیچکس به اندازه تو حرفامو نمیفهمه
اینجا نشستم، داخلِ قوطی کبریت ِهمیشگی
مدتیه دوباره نم گرفته
نمیتونم درست نفس بکشم
بوی رطوبت داره مغزمو میسوزونه
دیگه به گل توی گلدون آب نمیدم
داره خشک میشه
از ظرف آب چیزی نمونده، همونم برای خودمه
میدونم خودخواه شدم
اما اگه خشک بشه هیچوقت خودمو نمیبخشم
یه حسی بهم میگه حتی اگه بهش آب بدم
بازم با وضعیت داغونِ اینجا، بالاخره خشک میشد.
چقدر بی رحمانه!
بهتره بره یه جای بهتر، هرجایی غیر از اینجا
اگه طاقت بیاره منم قول میدم
یه روزی همچی بهتر بشه.
اینجا مثل همیشه افتضاحه
راز هایی رو اینجا دفن کردم که کپک زدن
بوی تند و گندشون همجارو گرفته
نمیتونم کاری کنم، بهتره تا ابد مخفیانه بمونیم
هم من،
هم تمام کثافتی که اطرافم رو گرفته.
چنار عزیزم
نمیدونم نگران کننده است یا نه
اما انگار دیگه دردی رو احساس نمیکنم!
نمیدونم چه بلایی سرم اومده
همهاش یا سرخوشی کاذبه یا بی حسی
تنها چیزی که مدام به سراغم میاد، عذاب وجدانه
چیز های دردناک برای من ساده بنظر میان
بنظرت من بیمارم؟ یا ساده لوح؟
شاید هم زیادی زندگی رو به شوخی گرفتم و این عادت برام تبدیل به یک شخصیت شده.
به هرحال اینجا
اعلام وضعیت خیلی وقته تغییری نکرده
مدتهاست که شبه، خیلی شب
مدتهاست که چشمانم برق چشمانی را ندیده
مدتهاست که اشتیاق ها ازبین رفته
مدتهاست که اینجا قبرستانی از راز هاست
و مدتهاست که همه چیز طعم زهر میده
با همه این ها
اطمینان دارم، روزی اینجا روشن خواهد شد.
_قبرستانِ رازها
