زوایای احمقانه مغز.
Відкрити в Telegram
284
Підписники
-124 години
-17 днів
-730 днів
Архів дописів
موقعیت:توداری همه کاری انجام میدی تا فکرِ از روی پل پریدن رو ازسرت بیرونکنی:
از امید متنفرم، از درست میشه متنفرم، از آینده متنفرم، حتی کلمات هم برام غرق نفرتن، هیچ چیز جالبی وجود نداره همه چیز غرق نفرته.
ازش پرسیدم یعنی توازهیچینمیترسی؟
میگه نه من فقط از تومیترسم.(بامزه)
با رضایت خودش من رئیسم🥰.
احساس بیهودگی میکردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همهچیز به هم میخورد. نه من قرار بود به جایی برسم و نه کل دنیا. همهی ما فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم.
