مَن
Відкрити в Telegram
_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047
Показати більше185
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-2230 днів
Архів дописів
185
مربی بینیم بگا رفت
+ببینم؛نه نه چیزی نیست
مربی پوست بدنم ساییده شد
+اوکیه چیزی نیست
مربی کرو کور شدم دارم از تشنگی هلاک میکشم
+طبیعیه...
185
نودو نه و نودو نه صدم به اضافه یک صدم مواقع استعدادات و داشته هات نجاتت میدن.
بهشون تکیه کن حتی اگه نه کامل نه در بهترین حالت خودشون ولی بازم خوشحالت میکنن بازم عصای دستت میشن.
چیزی که درون توئه تورو نجاتت میده!
"چیزی که هستی باش"
185
وقتی کسی میگه دوستت دارم تو سرت نگو چرا؟ و بعدا هم نپرس چرا؟ حتی وقتی همون آدم گفت دیگه دوست ندارمم نگو و نپرس چرا؟
185
Repost from اشکهای قرمز
دارم تمرین میکنم دنبال چرایی اتفاقات بدیهی نباشم. تو مذاکرات با خودم گفتم: وقتی کسی میگه دوستت دارم تو سرت نگو چرا؟ و بعدا هم نپرس چرا؟ حتی وقتی همون آدم گفت دیگه دوست ندارمم نگو و نپرس چرا؟
در جهان یک سری چیزا بدیهین. مثل جوش اومدن آب در صد درجه و خب اینو یه بار یکی کشف میکنه و هر سال لازم نیست کشف کنیم. سالها گذشته و خیلی قوانین دیگه حول محور همین کشف شکل گرفته و حالا تو آب جوش و در دسترس داری و برات بدیهیه.
مثل همین، من نمیخوام بدونم چرا مامانم نمیخواد بپذیره که من اون عروسکی نیستم که بغلش میکرد و چرا رییسم لحنش ارباب رعیتیه.
اینا "جوش اومدن آب در دمای صد درجه" دنیای اوناس و براشون بدیهیه.
185
الانو میبینید که پاتو میزاری بیرون باد سرد یجوری میزنه که استخونات میخواد بترکه!؟
میخوام بگم حتی اینم از تابستون بهتره.
185
همشونم حول محور بدبختی و فلاکت و بیپولی و فقر و نداری و گدایی و سوءظن و خیانت و غم و... میگذره
