𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐...𝖂𝖎𝖙𝖍 ♡
Відкрити в Telegram
ما برای درد و رنج ساخته نشدیم واسه شکست دادن سختی ها ساخته شدیم کارن: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1022419-4cvWGr2 دریمی: https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-1058057-stkHTcZ
Показати більше347
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
حتی یکی پیم داده بود از دیلیش حمایت کنم خودم نزاشتم به کارن گفتم
انقد بچه خوبیم من🌚
Repost from همسایه بغلی ونوس
اینجا بشه ۴۰۰؟
به ۱۴ نفر اول که جوین میدن اهنگ میدم
اینو فور کنید ازتون فور میکنم
دهه ۱۹۷۰ پاریس ....
قدم هامو به سمت کافهی مورد نظر تند کردم
به محض رسیدن تره ای از موهامو پشت گوشم زدم و بعد از نفس عمیقی وارد کافه شدم
با لبخندی پشت میز همیشگیم نشستم
دفتر کاهیمو به همراه مدادم برداشتم و به پیشخدمت جذاب کافه خیره شدم ....
مداد رو روی برگه به حرکت در اوردم و مشغول کشیدن شدم .....
موهای پسرونش یکم بلند شده بود که با کش مشکی رنگی بسته بودتش ، تره ای از موهاش روی پیشونیش ریخته بود ، ابرو های پر و مرتب ، چشمان درشت و کشیده به رنگ قهوه ای ، تتوی شقایق زیر گوش ، بینی کوچیک و قلمی ، لب های قلوه ای که الان با مهربونی کمی کشیده شده بود لبخندی به لب داشت سفارش میگرفت ، پیرهن یقه اسکی بافت کرمی رنگ ، سره همیه قهوه ای ، پاهای خوش تراش ، نیم بوت های قهوه ای
مقداری از قهوهام نوشیدم و به برگه ی پر شده نگاه کردم
گاهی انقد غرق در کشیدن نقاشی دختر مورد علاقم میشدم ک زمان و مکان رو فراموش میکردم
تا به امروز سه دفتر پر از نقاشی از این دختر کافهچی داشتم و امروز چهارمین دفتر هم پر شد
دفترمو بستم و با لبخند از قهوهم نوشیدم و از جام بلند شدم
شاید من فقط شهامت اینو داشتم ک هر روز بیام و ی نقاشی از دخترک مورد علاقه ام بکشم و برم
شهامت اعتراف نداشتم شاید ....
شاید هم شهامت رو داشتم ولی میترسیدم از رد شدن
شاید هم میترسیدم از شکستن ....
+ ولیییییی وایب دختر کافه چی رو میدی ....
همونقدر جذاب و خواستنی
منم اون بدبختی بودم ک هی میومدم میکشیدمت و تو از اخررررررر منو از چنلت دلیت کردی دخترک عفریته +
