uk
Feedback
آنائل

آنائل

Відкрити в Telegram

آنائل Ānael؛ نامیست با ریشه عبری-فرانسوی به معنایِ؛. پناه دهنده و فرشته‌عشق https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Показати більше
1 091
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-430 день
Архів дописів
در اندوه ، جهان سنگین می‌شود.

ما مجموعه‌ای از درست می‌شود‌ هایِ پاره پاره ایم ...

«خیلی عوض شده‌ایم. دیگر تنها چیزی که از هم می‌دانیم این است که در قید حیاتیم.»

قضاوت میکنی ما را    قضاوت میشوی روزی مسوزان سینهٔ ما را      که روزی هم تو میسوزی !!

قضاوت میکنی ما را    قضاوت میشوی روزی مسوزان سینه ما را      که روزی هم تو میسوزی !!

قضاوت میکنی ما را قضاوت می‌شوی روزی مسوزان سینه ما را که روزی هم تو می‌سوزی !!

گریه کن عیبی ندارد دل سبک‌تر می‌شود در گلو بغضت بماند چشم دل تر می‌شود زندگی بالا و پایین دارد اما چاره چیست گر بخواهی گر نخواهی زندگی سر می‌شود حسرت شیرین و تلخ زندگانی را نخور هرچه در پیشانیت باشد مقدر می‌شود ...

«ابقَ قویّا، فَقِصّتُکَ لم تَنتَهی بعد» قوی بمون، قصه‌ ات هنوز تموم نشده.

چقدر نیست کسی که از جنس خودم باشد و یک من اینجا همیشه درد میکشد...

شانه‌ات را دیر آوردی، سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر، پیکرم را باد برد من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا بیت­های روشن و شعله ورم را باد برد با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز دیر کردی نیمه عاشق ترم را باد برد بال کوبیدم قفس را بشکنم، عمرم گذشت وا نشد، بدتر از آن بال و پرم را باد برد. - حامدعسکری

مثل آن چایی که می‌چسبد به سرما بیشتر با همه گرمیم با دل‌های تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غم‌ها خوشیم قالی کرمان که باشی می‌خوری پا بیشتر بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شبِ عمرم به یادت اشک می‌ریزم ولی بعدِ حافظ خوانیِ شب‌های یلدا بیشتر رفته‌ای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ‌تر بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر - حامد عسگری