uk
Feedback
آنائل

آنائل

Відкрити в Telegram

آنائل Ānael؛ نامیست با ریشه عبری-فرانسوی به معنایِ؛. پناه دهنده و فرشته‌عشق https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Показати більше
1 091
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-430 день
Архів дописів
اندوه که از حد بگذرد جایش را می‌دهد به یک بی‌اعتنایی مزمن. دیگر مهم نیست بودن یا نبودن؛ دوست داشتن یا نداشتن. آنچه اهمیت دارد یک کشتار رخوتناک حسی است، که دیگر تو را به واکنش نمی‌کشاند و در آن لحظه در سکوت ، فقط نگاه میکنی و نگاه میکنی...

وقتی انسان شهری را وداع می كند، مقداری از یادگار، احساسات و كمی از هستی خودش را در آنجا می گذارد.

نمی‌شه تا آخر عمر یه پات این‌ ور جوب باشه یه پات اون ور جوب؛ بالاخره یه جا جوب گشاد می‌شه!
نمی‌شه تا آخر عمر یه پات این‌ ور جوب باشه یه پات اون ور جوب؛ بالاخره یه جا جوب گشاد می‌شه!

کاش می‌شد آدمی، گاهی، فقط گاهی! به اندازه نیاز بمیرد، بعد بلند شود خاک‌هایش را بتکاند، اگر دلش خواست برگردد به زندگی، دلش نخواست بخوابد تا ابد..

«بسیار خاموش بودی و سخن نگفتی و چون بگفتی، سنگ مَنجَنیق بود که در آبگینه‌خانه انداختی.»

ماجرا را که گفتم ، بغض انباشته ترکید. گاه کاری که روایت کردن ماجرا با آدم می‌کند ، خود ماجرا نمی‌کند.

خون می چِکَد اَز دیِده دَرین کُنجِ صَبوری ، این صَبر کِه مَن میکُنم اَفشُردَنِ جان اَست...

ما دَرین غمکَدِه یارَب بِه چِه کار آمَدِه ایم؟!

دستت را دراز می‌کنی اما هرچه سر می‌کشم ادامه تصویر پیدا نیست. چای را دم می‌کنیم؟ یا چمدان را می‌بندی؟ خوابی مبهم درست مثل برگی در دست‌های باد که نمی‌دانی از زمین بَرش داشته یا از درخت. __ گروس عبدالملکیان.

بإسمِ الأنانيَةْ ، أريدُكَ لي وَحدي! به نامِ خودخواهی، تو را تنها برای خودم می خواهم. - نزار قبانی

غم که از حد بگذره؛ دلقک درون پدیدار میشه.

- الا ایران من، منظومه‌ی غم ها و زاری ها

به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با او قدم نزده ام! اما او در تمام خاطرات من راه می رود ...

مدام به این فکر میکنم ؛ اگر رسیدیم و شوقی نمانده بود چه؟!

رهایم کن مگر نشنیدی؟! اسب درحال مرگ تنها یک چیز میخواهد تیر خلاص نه نوازش