آپولو"
Відкрити в Telegram
457
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1430 днів
Архів дописів
457
دیدی وقتی خیلی گریه میکنی یهو حس میکنی اشکات تموم شدن ؟
ساکت میشی، با چشمای پف کرده و صورتی که هنوز رد اشکات روشه خیره میشی به رو به روت، هیچ فکری تو سرت نیست ، احساس میکنی انرژی اینکه از اون وضعیت در بیای رو نداری، نه خوشحالی و نه ناراحت انگار احساساتت ته کشیده باشه.
خواستم بگم حسی که این روزا دارم دقیقا همینه.
457
من هم پر حرف ترین آدم دنیام؛ هم ساکت ترین.
هم مهربون ترین آدم دنیام؛ هم بی اعتنا ترین.
هم باحال ترین آدم دنیام؛ هم ضد حال ترین.
هم خوشحال ترین آدم دنیام؛ هم غمگین ترین.
هم حساس ترین آدم دنیام؛ هم بی احساس ترین.
هم خوش برخورد ترین آدم دنیام؛ هم سرد ترین.
و همه ی اینا بستگی داره که تو کی باشی.
457
واقعا دیگه از اونایی که میای بهشون اهمیت بدی و حالشونو خوب کنی ولی اونا حتی زورشون میاد پیویو سین کنن بدم میاد.
457
ولی نوجوون ایرانی خیلی بدبخته؛ موقعی که همه ی همسناش توی آمریکا امتحاناشون تموم شده و دارن با پارتنری که انتخاب کردن توی جشن فارغ التحصیلیشون شامپاین میخورن و بعدش برای رشته مورد علاقشون توی هر دانشگاهی بخوان اپلای میدن و امیدوار و مطمئن از آینده خودشون و موقعیت شغلی تو کشورشون ادامه میدن، اون امتحاناش تموم شده و استرس کنکورو به خاطر بعضی سهمیه های بی جا فشار خانواده و میکشه، درس خوندن کمر و گردن و اعصاب و روحیشو به فنا داده و چاره ای به جز خوندن رشته های تاپ برای آینده داشتنش توی ایران نداره، اگرم به هر نحوی موفق نشه یا علاقه ای نداشته باشه یا نتونه بعد اومدن نتایج کنکور به خودش میاد میبینه بهترین روزای نوجوونیش رفتن و اون مشغول تلاش کردن برای هیچی بوده و خیلی چیزارو از دست داده، خودش مونده، یک کشور خراب شده که وضعیتش روز به روز داره بدتر می شه و یه خانواده که هرروز همه چیو بزنن تو سرش.
