𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
Відкрити в Telegram
“𝘢𝘯𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘪𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘦, 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘴𝘩𝘦 𝘤𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘩𝘦𝘳 𝘭𝘪𝘧𝘦.🌠🪽“ - 🕰;02/09/25 . @Macanblithebot . 𝘊𝘰𝘥𝘦🎫:MB2252
Показати більше465
Підписники
Немає даних24 години
+137 днів
+2830 днів
Архів дописів
461
ببینید واقعا نمیدونم در برابر این حجم از دوست داشتنی بودنش چه واکنشی باید نشون داد: )✨
461
بعد هممون بلااستثنا اون پیکسل یا روی کیفمون وصل بود یا بعضیا عین خودش روی شلوارشون
اون تایم مدرسه که میرفتیم هرکی از اینا داشت یعنی خیلی شاخ بود تازه کلی هم ذوق میکردیم که ماکانی پیدا کردیم😂😭
461
Repost from 𝙒 🌍 𝙍 𝙇 𝘿
دفترچه خاطراتِ تکتک ماست این گذرِ سنی که از جفتشون دیدیم
من دیگه وقایع زندگیمم با سن این دونفر به یاد میارم :)😂
وقتی امیر فلان سنو داشت فلان اتفاق افتاد، وقتی رهام فلان سنو داشت رفتم فلان جا.
هرچقدر از گرون بودنِ این احساس بگم کم گفتم.
461
از امروزی که فقط یکماه مونده به تولدت تا لحظهای که اینجا باشم میخوام بدونی که طناب اتصال من و ما به زندگی بودی همیشه امیر، که لحظههای زیادی بودن که یه غم عظیم پیچیده بوده دور گردنم و داشته خفهم میکرده اما تو درست همون ثانیه ها رسیدی و قلبم و یه جوری قلبم و پر از حس سبکی و آرامش کردی که فقط و فقط باید اسم نجات دهنده رو بهت میدادم.
دوست دارم پسرجون، بابت تمام روزایی که با عشقت و حرفات زنده نگهم داشتی که ارزشش قد یه عمره دوست دارم: )🫂🤏🏼✨
461
از امروزی که فقط یکماه مونده به تولدت تا لحظهای که اینجا باشم میخوام بدونی که طناب اتصال من و ما به زندگی بودی همیشه امیر، که لحظههای زیادی بودن که یه غم عظیم پیچیده بوده دور گردنم و داشته خفهم میکرده اما تو درست همون ثانیه ها رسیدی و قلبم و یه جوری قلبم و پر از حس سبکی و آرامش کردی که فقط و فقط باید اسم نجات دهنده رو بهت میدادم.
دوست دارم پسرجون، بابت تمام روزایی که با عشقت و حرفات زنده نگهم داشتی دوست دارم: )🫂🤏🏼✨
461
هربار عین روز تولد خودم و افسردگی که بابت بزرگتر شدنم دارم برای این دونفر هم افسرده میشم. رسما باهم بزرگ شدیم و خاطراتی و رقم زدیم که شاید برای هیچکس به غیر از خودماها قابل فهم نباشه که این سالهایی که گذشتن چقدر با تمام تلخ و شیرینیش دوست داشتنی بودن و هستن.
رسما یه دفترچهی خاطراته که تا همینجا زنده نگهت داشته و هربار که ورقش میزنی یه لبخند گنده میشینه رو لبات: )✨
461
Repost from 𝖬𝖾𝗌𝗈𝗅𝖾🌗
نمیدونم چجوری بگم ولی عجیبه اینکه ماهایی که تازه میرفتیم راهنمایی شدیم همسن امیری که شناختیمش و اون الان ۴ سال از رهامی که شناختیمش هم بزرگتر شده=))😭😂
461
Repost from 𝙈𝙖𝙘𝙖𝙣𝙞.𝙛𝙖𝙢𝙞𝙡𝙮💌
خیلی حس عجیبی میگیرم هرسری
از اون سن و سال و دورههای مختلف زندگیامون
شاید بشه گفت هیچچچچی دیگه مثل سابقش نیست، هیچی.
تنها باقی مونده ما از اون روزهامون و از خاطراتمون همین دونفرن و عشق بینمون =)
جالب نیست جدی؟ انگار یه شیشه عطرن که هربار رایحهشونو حس میکنی پرتت میکنن تو بچگیات.
انگار از یه آتیش سوزی عظیم، تنها چیزایی که تونستی نجات بدی و برات بمونن این دونفرن :)💕
