𝘔𝘢𝘤𝘢𝘯𝘣𝘭𝘪𝘵𝘩𝘦🌌
Відкрити в Telegram
“𝘢𝘯𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘮𝘢𝘥𝘦 𝘪𝘵 𝘴𝘩𝘪𝘯𝘦, 𝘵𝘩𝘦𝘳𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘴𝘩𝘦 𝘤𝘳𝘪𝘦𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘢𝘷𝘦𝘥 𝘩𝘦𝘳 𝘭𝘪𝘧𝘦.🌠🪽“ - 🕰;02/09/25 . @Macanblithebot . 𝘊𝘰𝘥𝘦🎫:MB2252
Показати більше452
Підписники
+1524 години
+257 днів
+1330 днів
Архів дописів
450
امیر و رهامِ ماکان... از این به بعد عزیزای دور زندگیم تا ابد بابت حضورتون به این شکل ازتون ممنونم، بابت احساسات عمیقی که هدیه دادید، بابت مهر بی نهایتتون. برای همهی روزایی که شاید خودتون هیچوقت نفهمیدید اما ناجی بودید و من رو از لحظه هایی برگردوندید که باورم نمیشد و نمیشه. ممنونم که یادم دادید امید پررنگ ترین بخش وجود هر آدمیه و آدم به همین امیده که زندهست و تا به امروز با همین حرف زدم تو دل زندگی و وسط تاریکی هم نور دیدم. ممنونم که یادم دادید زندگی کنم و قدر همین لحظاتی که دارم و بدونم و مرسی که باعث شدید دووم بیارم اون روی بچه پرروی تو وجودم خاموش نشه.
حضور شماها بود که بهم فهموند از تلاش دست برندارم و تا ته چیزی که دوسش دارم برم و رهاش نکنم.
نمیشه ده سال و توی یه شب خلاصه کرد اما من با وجود شماها بود که آدم خوبی بودم و نمیدونم از امشب به بعد بدون حضورتون توی زندگیم چه اتفاقی میفته: )
تا ابد بهتون خیلی چیزا رو مدیونم و دوستون دارم🫂❤️🖤
450
ماکان عزیزمن ازت ممنونم بابت تمام خاطراتی که برای من ساختی، میخوام برای تمام دوستی های ارزشمندی که بهم هدیه دادی و باعث شدی کسایی رو داشته باشم که علاوه بر رفیق و همراه بودن بتونم دربارهی احساسات عمیق و لحظات خوبم باهاشون حرف بزنم ازت تشکر کنم. تو آدم های زیادی رو کنارهم جمع کردی و این یکی از ارزشمندترین کارهایی بود که ازت برمیومد🫂✨️
450
ماکان عزیزمن ازت ممنونم بابت تمام خاطراتی که برای من ساختی، میخوام برای تمام دوستی های ارزشمندی که بهم هدیه دادی و باعث شدی کسایی رو داشته باشم که علاوه بر رفیق و همرده بودن بتونم دربارهی احساسات عمیق و لحظات خوبم باهاشون حرف بزنم ازت تشکر کنم. تو آدم های زیادی رو کنارهم جمع کردی و این یکی از ارزشمندترین کارهایی بود که ازت برمیومد🫂✨️
450
دیدید آخریش و برای پایان قصمون خوندن؟
آخه تو همیشه یادآور خنده و حال خوب بودی قرار نبود اشک مهمونمون کنی= )
450
تو تمام لحظاتی هم که داشتم میدیدمش انگار واقعی نبود و باورم نمیشد که دارم همچین مصاحبهای با چنین موضوعی میبینم
450
و درآخر آقای بابازاده ماکان برای ما و اعضاش یه برندینگ نبود، یک دنیا خاطره و حال خوب بود که با برده شدن اسمش معجزه های زیادی رو به زندگی خیلیامون بخشید و حضورش شبیه یه گوی شیشهای بود که ماها رو تو جادوی خودش نگه داشته بوده و خونمون شده بود. بعد از امیر و رهام ماکان هرکسی که توی اون جایگاه و روی استیج ماکان بند قرار بگیره هرگز قرار نیست شبیه خود اعضای واقعی و طرفدارها و فن پیجاشون بشه.
ماکان همیشه با همون اعضا و با امیر و رهام برای ما و حتی یه عده از مردم یادآوری میشه و هیچی جایگزین اون نخواهد شد.
450
و درآخر آقای بابازاده ماکان برای ما و اعضاش یه برندینگ نبود، یک دنیا خاطره و حال خوب بود که با برده شدن اسمش معجزه های زیادی رو به زندگی خیلیامون بخشید و حضورش شبیه یه گوی شیشهای بود که ماها رو تو جادوی خودش نگه داشته بوده و خونمون شده بود. بعد از امیر و رهام ماکان هرکسی که توی اون جایگاه و روی استیج ماکان بند قرار بگیره هرگز قرار نیست شبیه خود اعضای واقعی و طرفدارها و فن پیجاشون بشه، هرگز.
450
بله من حسرت میخورم چون از بین تمام آدم های روزگارم بهتون پناه آورده بودم و حالا باید یه چمدون خاطره و عشق و با خودم ببرم و برگردم توی همون تنهایی که ازش بیرونم آورده بودید.
450
از عشق و دوست داشتن ماها گفتید و من تمام این سالها برام مرور شد و پابهپای حرفاتون اشک ریختم و چقدر حسرت خوردم که دیگه قرار نیست همچین مهر و عشقی رو ازتون دریافت کنم و کیف دنیا رو ببرم از بابت بودنتون
