uk
Feedback
‌‌ ‌ ‌᳖᳖𝙄'𝙈 𝙁𝙄𝙉𝙀'ᴮˡᵘᵉ 🍂

‌‌ ‌ ‌᳖᳖𝙄'𝙈 𝙁𝙄𝙉𝙀'ᴮˡᵘᵉ 🍂

Відкрити в Telegram

As you just asked me, ask yourself too “I’m doing fine” Without even hesitating I sincerely hope you tell this “I’m fine... With that one sentence, I too, I’m fine! 🍂 @IVA8812_BOT

Показати більше
503
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-1530 днів
Архів дописів
میگن یه مدت بیخیال بشی هرچیز ناممکنی که دوست داشتی ممکن بشه، ممکن میشه ها🚶🏼‍♀️🚶🏼‍♀️

دنسره رو یه جا دیگم دیدم دنسر جونگین بود؟ یا اکسو؟

یه چیزیو مطمئنم این دنسر خانم رو به زور چماق و برخلاف عقیده کیونگ اوردن 😂😂 @دوکیونگسو‌شی یه وقت نگاهت بهش نیافته عنان از کف بدی

جا داره بگم واقعا عرررررر زدم؟؟؟؟؟

Repost from kyung.
اجراي گیتاریست رو ببینید تا همگي باهام گریه کنیم. مرسي.

فن گفته کیونگسو موقع ضبط برنامه که اجرا کرده تایتل رو یه قسمت هست با دنسرای خانوم میرقصه و کانسپت دارک و سکسی بوده 😨 سینه بزن 🗣🗣

خیلی شدید در حد پشیمانی ناراحتم ولی یه ذره دیگه ادامه میدادم تایم پستای خودمو بقیه رو بهم میریختم 💔

ɴᴀᴍᴇ ⌯ ​The Price of Gold ɢᴇɴʀᴇ ⌯ ​DarkRomance. Tragedy ᴄᴜᴘ ⌯ kaisoo ᴘᴀʀᴛ ⌯ #scenario ᴀᴜᴛʜᴏʀ ⌯#Lemon ┇#kaisoo , #The_price_of_gold ┇ کیونگسو ایستاده بود، سیگار بین دست‌هایش و قلبش بین دستان دیگری می‌سوخت. پلک‌هایش را روی هم فشرد. صورتش به حدی از سرما یخ بسته بود که حتی پلک زدن هم درد داشت. ناگهان خاطره‌ای برایش زنده شد: «می‌تونی خیلی راحت قلب منو از سینه در بیاری، حتی لازم نیست از دستات استفاده کنی.»
3/2/2019 یه عضو جوون به اردوی انتخابی تیم بوکس اضافه شده. مثل هر تازه وارد دیگه ای نادیده گرفته میشه. اومدن به این اردو سخته و موندن توش سخت‌تر. گاهی حس می‌کنم وحشت کرده. 25/3/2019 بهش یه بطری آب دادم، به چشم‌هام نگاه نکرد. نتونستم جلوی پوزخندم رو بگیرم. فکر می‌کردم این نسل جوون خیلی پررو باشن، اما انگار نگاهم هنوز ابهت خودش رو داره. 30/4/2019 وقتی برگشتم سمت صندلیم، یه بسته خودکار جدید روی تخته شاسیم پیدا کردم. نگاه تازه وارد رو روی خودم حس می‌کردم. پسر انقدر بهم زل می‌زد که حتی فهمید جوهر خودکارم تموم شد، اما من باز هم جواب نگاهش رو ندادم. لزومی نداشت. 15/5/2019 امروز دومین روزی بود که توی تمرین‌ها فقط کتک خورد. دفاعش خیلی ضعیفه. توی اردو دووم نمیاره. 16/5/2019 امروز روز سوم بود که گند زد. حتی به زخم‌هاش رسیدگی نمی‌کنه؛ فقط جلوی تابلو امتیازها می‌ایسته و حرف نمی‌زنه. 17/5/2019 امروز بعد از چهارمین روز کتک خوردنش، دیگه تحمل نکردم. سالن خالی بود. در رختکن رو جوری باز کردم که خودم از کوبیده شدنش شوکه شدم. مجبورش کردم بذاره به زخم‌هاش رسیدگی کنم. فکر کنم چونه‌ش رو خیلی محکم گرفتم، چون من رو بوسید. به روی خودم نیاوردم 18/5/2019 نمی‌خوام از اردو حذف بشه. 20/5/2019 فقط یه برگه کوچک بهش دادم؛ نقطه ضعف و قوت خودش و حریف‌هاش. 22/5/2019 امروز یه یادداشت کوچک بین برگه ارزیابی‌هام پیدا کردم: «شماره اتاقم رو می‌دونی!» 15/6/2019 جونگین امروز یه جعبه کوچک بهم داد. توش فقط یه برگه کوچک بود: «نقطه ضعف کمک‌مربی دو: وقتی کف دستم رو روی پهلوهاش می‌کشم و از پشت زیر گوشش زمزمه می‌کنم که خوب تحمل کرده، بیشتر تحریک میشه. نقطه قوت: پوست سفیدش عطر یاس میده. از لاوبایت گذاشتن روی رون‌هاش خوشم میاد.» 11/7/2019 امروز لیست تیم ملی نهایی شد و اسم جونگین نبود. 12/7/2019 بهم گفت دوستم داره. لعنتی، منم دوسش دارم! چطوری می‌تونم وقتی صورتم رو قاب کرد و توی یک سانتی لبام اعتراف کرد، دوسش نداشته باشم؟ 13/7/2019 من لیست رو دستکاری کردم. 10/8/2019 به خاطر اردو نمی‌تونم ببینمش، دلم براش تنگ شده. 5/11/2019 جونگین مدال برنز برد. نمی‌تونم صبر کنم که جواب تماس‌هام رو بده. منتظرم برگرده خونه. 8/11/2019 جونگین جواب تماس‌هام رو نمیده. 5/1/2020 «مزاحم شدن رو بس کن کمک‌مربی.» فقط همین پیامک رو بهم داد.
صفحات دفتر خاطراتش از اینجا به بعد سفید بود. درِ خودکار قدیمی را باز کرد:
14/1/2023 جونگین امروز طلا برد.
دفتر را بست. خیسی لباس‌هایش سرمای هوا را تشدید می‌کرد و بوی بنزین باعث سردرد میشد. فندک را روشن کرد.      ┗━━━━━⋆★⋆━━━━━┛                  IMFINE

خیلی قشنگ بود شمام لذت ببرین

Repost from N/a
_ما فقط دو دنیای متفاوت نداریم ،بلکه ما دو دید متفاوت ، دو خاندان متفاوت و دو جهان متفاوت داریم... متضاد هم نیستیم که توی آینده زیبا بنظر برسیم، هیچ ارتباطی بهم نداریم. کاش سفید و سیاه بودیم تا افسانه ها رو برای ما مینوشتن ، کاش آسمون و زمین بودیم تا فرشته ها به ما حسادت کنن . ولی ما هیچ کدوم از اینها نیستیم جونگین. آبی و طلایی ؟ بس کن این احمقانست... کلمات اروم و با آرامش از دهنش بیرون می‌امد انگار تمام نگرانی های دنیا توی قلب و مغزش حک شده بود. اما کیم جونگین طلایی چنین نگاهی نداشت.خیلی شجاع تر بنظر میرسید و بعد با شونش به شونه کیونگسو زد و گفت احمقانه برای تو یا برای مردم؟ کینگسو هم خیلی سریع جوابش رو داد . خب... احمقانه برای ، مردم... جونیگن پوزخندی زد و اون چشمای طلایی براق رو به کیونگسو داد و گفت _ما نمیتونیم عوضش کنیم کیونگ، ما اینطوری افریده شدیم. اما کنار هم زیبا بنظر میرسیم حتی اگر متضاد نباشیم و کسی برامون داستان نگه ، یا حتی اگه زمین و آسمون نباشیم که بهمون حسودی کنن. من و تو کیم جونگین و دو کیونگسو هستیم. طلا و آب ... این خودش خاص ترین دنیاست؟ فکر کن یک شاهزاده از قبیله طلا پیش شاهطاده قبیله آب زندگی کنه . احتمالا مردم بهمون میخندن اما برای من ... هیجان انگیز بنظر میاد هوم؟

برای اینجا ادمین کایسوئیست میخوامممم کسی هست؟ لطفا اگه تایمشو دارین بهم بگین✨

مثلا چی میشد این مومنت رو هم اینجوری دریافت میکردیم؛ پارت دو: ⸺ #KaiSoo ♡ ⸺ #BreakTime ⏰ [~❧ @kaisooficology | #IVA 🍂]
+1
مثلا چی میشد این مومنت رو هم اینجوری دریافت میکردیم؛ پارت دو: ⸺ #KaiSoo ♡ ⸺ #BreakTime ⏰ [~❧ @kaisooficology | #IVA 🍂]

دی او هیونگ هاهاها دی او هیونگگگگگ