1 037
Підписники
-524 години
-207 днів
-4730 днів
Архів дописів
1 037
اون میگه چشمای قشنگی داری ولی جیمز آرتور میگه
Oh, darling, all of the city lights Never shine as bright as your eyes
1 037
I could eat that girl for lunch
Yeah, she dances on my tongue
Tastes like she might be the one
And I could never get enough
I could buy her so much stuff
It's a craving, not a crush, huh
1 037
او نه موهای فری دارد که در پیچ و تابش گم بشوم..
نه چشم های آبی و سبز که در دریا و جنگلش غرق شوم..
او چشم های قهوه ای دارد که به شیرینی تلخی قهوه ی داغ وسط برف زمستان ماه است..
او موهای صافی دارد که با نوازششان فقط میتوان مست شد
و چه چیزی قشنگ تر از لمس دستانش در مستی است؟!
1 037
I wish you would love me again
No, I don't want nobody else
I wish you could love me again, again
I wish you would love me again
No, I don't want nobody else
1 037
«از نبودنت خیلی ناراحتم و هر دقیقه تصور میکنم که اگر تو هم اینجا بودی، این سفر چه ها که نمیشد. تو، دریا دورمان، دور از مردم و قال و مقالشان، در سکوت بی همتای شبها، شکل همه چیز عوض میشد. اما این تخیلات اندوهگینم میکند. میلم را هم بیدار میکند که گاهی دلم میخواهد در خودم خفهاش کنم.»
از نامه های آلبرکامو به ماریا کاسارس.
1 037
We can talk here on the floor
On the phone, if you prefer
I'll be here until you're okay
Let your words release your pain
You and I will share the weight
Growing stronger day by day
1 037
I believed you wouldn't hurt me,
and you believed Iwould never leave.
Guess we were both wrong.
