Ehsan_Book
Відкрити в Telegram
یکم کتاب گوش کنیم؟ موسیقی ببینیم؟ فیلم بخونیم؟ https://telegram.me/BChatBot?start=sc-817170-IoKbMrX
Показати більше198
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
198
روزی به من گفت: من در یک روز چهل و چهار بار غروب را تماشا کردم.
و کمی بعد ادامه داد: آدما وقتی دلشان میگیرد دوست دارند بشینند و محو غروب آفتاب بشوند.
گفتم: پس چقدر آن روز دلت گرفته بود که چهل و چهار بار غروب را تماشا کردی.
اما او در جوابم فقط سکوت کرد.
📝 آنتوان دوسنت اگزوپری
📚 شازده کوچولو
@Ehsan_Boook
198
نمیدونم تاحالا عمل جراحی داشتید و بیهوش شدید یا نه، ولی به جرات میگم حس بیهوشی، دقیقا اون یک ثانیهی قبل از بیهوش شدن یکی از شیرینترین لحظاتی بود که در زندگیم تجربه کردم. اگه مرگ هم همون حس رو داشته باشه، واقعا قشنگ و شیرینه.
198
مرحوم کیارستمی میگفت حاضرم فیلمی را ببینم که وسط آن چند خمیازه بکشم، قدری چرت بزنم ولی وقتی تمام شد تا روز ها درگیر آن باشم. چراها و چگونهها.
حق با او بود. اینگونه فیلم ها بیشتر در وجود آدمی رسوخ میکنند تا فیلمی سراسر هیجان که به محض تمام شدن واقعا تمام میشود. دود میشود و به آسمان میرود و جالب آنکه چند روز بعد حتی خاطره ای نیز از آن نمانده است.
پس بهتر است بپذیریم که چیز هایی هست که نمیدانیم تا برای یافتن آن چیزها تلاش کنیم، فکر کنیم، جستجو کنیم و از سینمایی که رسالتش سرگرمی نیست لذت ببریم.
198
+ به آدم جواب نمیدین آدم بهش بَر میخوره.
- نه من منظوری ندارم. فقط نمیدونم چی باید بگم.
🎬 چیزهایی هست که نمیدانی
@Ehsan_Boook
198
شاید هنوز هم
در پشت چشم های له شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زندهی مغشوش
برجای مانده بود
که در تلاش بیرمقش میخواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
شاید، ولی چه خالی بی پایان
خورشید مرده بود
و هیچکس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلب ها گریخته، ایمانست
آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی بسوی نور نخواهد زد؟
آه ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صداها...
📖 آیه های زمینی
📝 فروغ فرخزاد
@Ehsan_Boook
198
مردم،
گروه ساقط مردم
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسدهاشان
از غربتی به غرب دیگر میرفتند
و میل دردناک جنایت
در دستهایشان متورم میشد
گاهی جرقه ای، جرقهی ناچیزی
این اجتماع ساکت بیجان را
یکباره از درون متلاشی میکرد
آنها به هم هجوم میآورند
مردان گلوی یکدیگر را
با کارد میدریدند
و در میان بستری از خون
با دختراننابالغ
همخوابه میشدند
آنها غریق وحشت خود بودند
و حس ترسناک گنهکاری
ارواح کور و کودنشان را
مفلوج کرده بود
پیوسته در مراسم اعدام
وقتی طناب دار
چشمان پر تشنج محکومی را
از کاسه با فشار به بیرون میریخت
و از تصور شهوتناکی
اعصاب پیر و خستهشان تیر میکشید
اما همیشه در حواشی میدانها
این جانیان کوچک را میدیدی
که ایستادهاند
و خیره گشتهاند
به ریزش مداوم فواره های آب
198
پیغمبران...
از وعده گاههای الهی گریختند
و بره های گمشده
دیگر صدای هیهی چوپانی را
در بهت دشت ها نشنیدند
در دیدگان آینهها گوئی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس میگشت
و بر فراز سر دلقکان پست
و چهره وقیح فواحش
یک هالهی مقدس نورانی
مانند چتر مشعلی میسوخت
مرداب های الکل
با آن نجارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران را
به ژرفای خویش کشیدند
و موش های موذی اوراق زرنگار کتب را
در گنجههای کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود، و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
با لکهی درشت سیاهی
تصویر مینمودند
198
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحراها خشکیدند
و خاک، مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامهی خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی بهدنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون میداد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زائیدند
و گاهوارهها از شرم
به گورها پناه آوردند
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان، نیروی شگفت رسالت را
مغلوب بود
198
Repost from N/a
- وقتی شب توی تخت هستین اما نمیخوایین که بخوابین ، یه پدیده است بهش میگن Bedtime Procrastinating
- حسی هست که طرف ناخودآگاه خودش رو مجبور میکنه تا بیدار بمونه و مدتی از تنهایی و آرامش استفاده کنه
@sadafism~ mood 🤟🦥
198
- پس برات مهم نیست بچه ها چی بهت میگن؟
+ شاید بهش عادت کردم.
- ای کاش منم انقدر قوی بودم...
+ خیلی قدرت لازم نداره... باید اینو بدونی که بیشتر مردم متاسفانه بر اساس خودآگاهیشون رفتار میکنن... باید این رو همیشه تو ذهنت داشته باشی که احتمالش هست تا در هر سنی از زندگیت از این آدما ببینی.
🎬 Detachment
