252
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-630 днів
Архів дописів
252
بوسیدمش در کافه های خسته ی در راه
بوسیدمش از غم جلویِ درب دانشگاه
بوسیدمش در رودسر، بر ماسه های داغ
بوسیدمش در شهر، بعد از خوردنِ شلاق
@error_it404
252
ببخشید پی امتو جواب ندادم اون موقع حوصله نداشتم الانم ۱ هفته گذشته دیگه روم نمیشه.🚶🏻♂️🚶🏻♂️
@error_it404
252
تو خراب من آلوده مشو
غم این پیکر فرسوده مخور
قصه ام بشنو و از یاد ببر
بهر من غصه بیهوده نخور
@error_it404
252
منی که قبلنا یاغی بودم
رفیقام ساقی بودن همه حکاکی رو تناشون
باتو الان دیگه عادی شدم .....
@error_it404
252
بیا در لابلای ورقه های این کتاب
همدیگر را ببوسیم
نگران آبرو هم نباش؛
اینجا هیچ کس کتاب نمیخواند...!
-شاملو
