𝑳𝑰𝑲𝑬 𝑻𝑯𝑬 𝑴🌔🌖𝑵
Відкрити в Telegram
یکی بود یکی نبود توی گنبد کبود، ماه من نشسته بود🌙 https://t.me/HarfChatBot?start=7b3c1ef85ab0
Показати більшеІран227 085Категорія не вказана
189
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-1030 днів
Архів дописів
«خَيراً يُؤتِكُم،خَیراً مِمّا أُخِذَمِنکُم» انفال_۷۰قسم به خودم كه براى تو بهتراز چيزى كه ازدست داده اى نصيت ميگردانم.💛
«خَيراً يُؤتِكُم،خَیراً مِمّا أُخِذَمِنکُم» انفال_۷۰قسم به خودم كه براى تو بهتراز چيزى كه ازدست داده اى نصيت ميگردانم.🩷
و قسم به لحظاتی که تمام توان و تحملت
به پایان رسیده بود،
اما تو دوباره دوام میآوردی.
و قسم به تمام لحظاتی که قلبت از شدت اندوه فشرده شده بود،
اما لبخندهایت را دریغ نمیکردی.
قسم به تمام لحظههایی که نیاز داشتی کسی کنارت باشد،
اما هیچکس را جز خودت نیافتی.
تو به اندازه تمام آن لحظه ها، سبز خواهی شد و جوانه خواهی زد، جوری که انگار آن روزهای تلخ، توهمی بیش نبودهاند.
🌻💛
اگر دردی داری
برو و برای دریا تعریف کن
برای گربه ها
ابرها
برای گلدان های کنار پنجره
درد را مگر می شود با انسان ها درمیان گذاشت؟
زکایی اوزگز
تو،اون زمان و اون شرایط،
همینقدر بلد بودی و
اندازه تجربت عمل کردی،
پس به خودت سخت نگیر.
«يارب اسكُب على قَلبي سَكينة أتجاهلُ بها كُل شيء يُؤلِمُني. »+پروردگارا! بر دلم آرامشی فرو ریز که هر آنچه مرا به درد می آورد را نادیده بگیرم.🌘
خدا شما رو از صد قدمی آدم خودخواه و بدذات دور کنه،
این آدما انقدر سمی ان که نگاهشونم کشندس چه برسه که تنه ات به تنه شون بخوره ...
