uk
Feedback
Eror 1000 + 1

Eror 1000 + 1

Відкрити в Telegram

اینجا صمیمی تر از دل حرف میزنم:)

Показати більше
181
Підписники
-124 години
-27 днів
+130 день
Архів дописів
اصلِ زندگی تناقضه! @Errors1001

باهمیم هرچی بشه باتو قلبم پر میکشه وقتی باهمیم حس خوب میگیرم حتی با صدای باد @Errors1001

حس میکنم از یه سنی به بعد دیگه حوصله گرفتن وایب منفی از آدمای دورتو نداری، دیگه به این فک نمیکنی رفیقمه کلی خاطره داریم، یا حتی بهش احتیاج دارم فلان جا، انگاری ظرفیت ملاحظه کردنت پر شده، بدون توضیح کنار میذاری و عموما میشی آدم بده، ولی خب اوکیه.

میدونید داستان این آهنگ چیه ؟ این آهنگ برمیگرده به یکی از وقایع زندگی مهراد هیدن که خیلی سال پیش براش اتفاق افتاده . مهراد بعد از یه مهمونی همراه با دوست دخترش (مهشید) میاد خونه . متأسفانه به دلیل مصرف بالای مواد مهشید جلوی چشمای مهراد اوردوز میکنه و میمیره :) هیدن تا چند وقت دچار افسردگی شدید میشه و بعد مدتی با اعضای گروه توی سال ۱۳۸۶ این آهنگ رو میخونن ، به تکستای آهنگ دقت کنید : - موندیم منو تو یه بطری آب خوردی آروم : بطری آب ، همون لیکوئیده که نعشگی قوی داره . - چش ریز ، پلکا خیس جلوم چه مردی آسون . - میاد سفید بهت تو اردیبهشت : گویا ماجرا در اردیبهشت ماه اتفاق میفته و منظور از میاد سفید کفن سفیده مهشیده . -پریدیم سمت ماه با دست باز خوردیم بهش : ا وردز شدن و فوت مهشید که مهراد مردن اون رو به رفتن سمت ماه تشبیه کرده .

مثل مهراد هیدن که گفت زیباتر از منی از خودم میگذرم ، مثل کوروش که وسط بازی مافیا داد زد گفت آقا زورم به هلیا نمیرسه چیکار کنم؟ دوسش دارم . مثل شادمهر که واسه ژینا آهنگ خوند و تو مصاحبه‌اش گفت چند سال طول کشید تا بتونم فراموشش کنم ، مثل آهنگ صبحت بخیر معین و داستان غمگین پشتش زیبایی .

کاش من و تو می‌فهمیدیم اومدنی رفتنیه.... @Errors1001

شب را سکوت اعتبار می‌بخشد و انسان را صبر.

Think I need someone older Just a little bit colder 🥵 @Errors1001

دیدی اتفاقی نیفتاد؟ دیدی نه تو دیگه پیگیر من شدی نه من پیگیر تو؟ دیدی بدون هم نمردیم؟ دیدی حسمون به هم کمرنگ شد؟ دیدی سخت نبود جدا شدن؟ اتفاقی نیفتاد.

چههههه اهنگی…

Repost from Eunoia
وای به روزی که، بشینی جلوی آینه به دلایل ادامه دادنت بخندی، خودتو مسخره کنی و با آدما جوش نخوری و تنهاییت واست بی مزه بشه، ذوقات یهو کور بشه. روزی که بتونی ولی نخوای. دارم توی آخرین روزهای شهریور دوباره خفه میشم مثل سال های پیش. به خودت بیا دخترجون با خودت افتادی سر جنگ واسه چی؟ دلم واسه خودم میسوزه. وای به روزی که آخرین تیکه از پازل خودتو لا به لای معضلات زندگیت گم کنی. من تا شروع پاییز از زندگی استعفا میدم.

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد:)

پارتنرم اینقدر خوبه که دیگه نمت🥲🥹