𝓔𝓬𝓬𝓮𝓭𝓮𝓷𝓽𝓮𝓼𝓲𝓪𝓼𝓽
Відкрити в Telegram
358
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
Repost from 𝖲𝗐𝖺𝗇 .
هدیه، درحالی که نیشخند بزرگی روی صورتش داشت نگاهش رو به انسانهای روبهروش داد، یکی از تیرهاش رو از داخل دختر نگون بخت بیرون کشید و خون روش رو لیسید، اون خونآشام عاشق شکار بود و دوست داشت از تیر و کمان استفاده کنه.
بعد از کشتن اون دختر شکارچی با اون بوی تعفن آور و دوستش که اونهم بوی سیر گرفته بود به سراغ باقی آدمها اومد.
- اسمت چیه؟
دختری که به شدت از ناحیهی ترقوه خون ریزی میکرد کمی خون بالا آورد.
- باربری...
دخترک با بالاآوردن مقدار بیشتری خون زمزمه کرد و ومپایر با نیشخند گردن باریکش رو گرفت.
- اسم بانمکی داری!
درست بعد از تموم شدن حرفش خون روی صورت دختر رو لیسید و دستش رو بهشدت وارد قفسه سینهاش کرد، دخترک با وجود درد شدیدش چشمهاش گشاد شد و درست وقتی که قلبش از سینه بیرون کشیده شد از دنیا رفت.
چند ثانیه بعد از این لحظه ومپایر، صدای افتادن شخصی روی زمین رو شنید.
با دیدن دخترک شیرین و زیبایی که از ترس غش کرده حس کرد چیزی درون وجودش عوض شده، از جاش بلند شد و بالای سر دختری رفت که روی یونیفورش اسمش نوشته شده بود، ارین.
کسی که احتمالاً ومپایر دلش میخواست ازش محافظت کنه.
Repost from 暗い𝗪𝗘𝗕
سنجاب
Mazda:
بالاخره به رویات رسیده بودی و حالا هم میتونستی کمپانی خودت رو داشته باشی، هم میتونستی مدل برند خودت باشی~
-not my type-
Repost from Darkness¬¬
فور کنین عکستونو بذارید تا من و نادیا بهتون بگیم ازبین Werewolf _ fairy _ vampire _Sorcerer وایب کدومو میدین و از بین 4 عنصر باد - خاک - اب و اتش کدوم عنصر متعلق به شماست
