Ati
Закритий канал
از یاد رفته ام جوری ک انگار وجود نداشتم ... ی دختر کلافه و سرگردون درحال دست و پا زدن برای هدفم ... فضای چنلم دارک اگه اذیت شدی لفت بده .. از هرچیزی که به مغزم فشار بیاره مینویسم اینو بدون اگ چنلو میخونی برام خیلی عزیزی ❤️🙃
Показати більше189
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-1230 днів
Архів дописів
189
اره بچها ما هم دوست مشترک داریم .
یعنی دوستش دوستمه
ولی ی سال فکنم حدودا هیچ ارتباطی نداشتیم
جز اینکه ی وقتایی دوستش ک دوستمه
میگفت عاطی فلانی حالتو ازم پرسید یا اینکه بهم میگفت هنوزم فلانی تو فکرته چون ازم همش از تو میپرسه
تا اینکه تو نهایی ها خودش بازم زنگ زد بهم
چون حالش خوب نبود بخاطر ی سری مشکل
الانم خودش زنگ زنگ میزنه یا پیام میده
وگرنه من ن کاری ندارم
189
بابام امشب وقتی تو مسیر در مورد این پسره حرف زد باهام
هنگ کردم و متوجه شدم بابام تو بخش درسی ازم ناامید مطالق ذره ای امید ندارع چون باب میلش نرفتم جلو
بابام هیییچ وقت در مورد خواستگار حرف نزده بود همیشه بدون خبر من میگفت ن حتی ب پسر عموم بدون نظر من گفت ن
ولی اونجایی بهم گفت دیگه کم کم باید ب این موضوع هم فک کنی
منم صدام لرزید گفتم پس بحث دانشگاه چی میشه
و بهم گفت فکنم الکی باشه همش
خیلییی ناراحت شدم امشب
189
خانواده منم ناراضی بودن
دیگ بنظرم قشنگ نبود وقتی همه ناراضی ان 🥲
آخرین شبی که اومد سخت ترین شب عمرم بود چون هر دومون میدونستیم بازم قرار بگن ن
هنوزم آخرین نگاهمون بهم رو یادمه :)))
189
بچها من رلم اومد خواستگاریم
امااااا با مخالفت خانوادش اومد
یعنی راضی نبودن
ولی چون حالا اصرار کرده بود قهر کرده بود
دیگ مجبور شدن اومدن باهاش
189
بعدش امروز سه جای مخالف رفتم
یهو آدمای اونجا
بهم گفتن شما با خالت قهرین ؟
گفتم ن اصلا
یهو گفتن ما شنیدیم عروسش نشدی قعرین😐
هنگ کردم خداخافظی کردم
189
اتفاق جالب بعدی
این بود الان دیگ یک سال شد بیشتر حتی
خالم باهامون قهر کلا
ارتباط قطع کرده چون جواب رد شنید
بعد من دوست نداشتم کسی بفهمه بخاطر چی قهریم
هر کی میگفت قهرین میگفتیم نههههه
189
کلا غریبه ان
اما با آدرسی ک بابام از پسره داد متوجه شدم چند بار بیرون بهم برخورد کردیم
اما خب اصلا نمیشناختم چنین آدمی رو
