uk
Feedback
یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد؛

یاس‌ها‌سبز‌خواهند‌شد؛

Відкрити в Telegram

هوالمعشوق؛ • به کاج‌های خشکیده بگویید: «روزی که او بیاید، همه‌ی ما سبز خواهیم شد.» [ رقیه برومند ] • که شهادت هنرِ مردانِ خداست • https://t.me/HarfinoBot?start=1a51b50dbd8bf375-252@SabzPooshMan • بیست و هشتمین روز از دیِ ماهِ هزار و چهارصد؛

Показати більше
343
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
Bamdad Khomar.mp39.32 MB

Repost from N/a

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت از پای فتادیم چو آمد غم هجران در درد بمردیم چو از دست دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه زان پیش که گویند که از دار فنا رفت حافظ

شروع کردنِ بامدادِ خمار اشتباه ترین کاری بود که میتونستم در برهه حساس کنونی انجام بدم. و انجام دادم. چاووشی انتهایِ سریال واقعا تیر خَلاصه..

اگر برمیگشتم و این زمانم رو دیده بودم، جورِ دیگه‌ای برای زندگیم تصمیم میگرفتم، ولی بابت هرچیزی که در این یکسال برام پیش اومده شکرت میکنم خدا.

پارسال دقیقا بیست‌وهشتم ما رسیدیم دانشگاه و بلافاصله رفتیم سرِ کلاسِ فسلفه لامصب.

ولی وضع اینا خیلی بهتر از ماست. اینارو قشنگ بردن دور دانشگاه گردوندن، همه سوراخ سمبه‌هایی که ما با بدبختی کشف کردیم در یک نگاه نشونشون دادن، جلسه معارفه برای خانواده‌ها گرفتن.. ما فقط یه گُل گرفتیم که اونم مجبورمون کردن بذاریم رو مزار شهدا و بریم😭.

دانشگاه تا امروز همچین سه‌شنبه شلوغی به خودش ندیده بود.

یعنی ماهم پارسال اینقدر بدبخت بودیم از دور مثل این ورودی جدیدا؟

رویِ ابر‌ها میدونید چیه؟ منم. منم که اون بالا نشستم.

خداروشکر،همین.

هر روز البته*

خدایِ قدرتمند و پُر زورِ من. لطفا بخشی از زورت رو امروز بده به ما.

فردا، ۲۸ مهر ۴۰۴ ساعتِ یک و نیم تا سه و نیم چهار راه وایفای 🍉

متاسفانه من این سنگ رو دوست دارم رابرت، بیش از اندازه‌هم دوسش دارم.

نظر صادقانه‌م اینه که ایجادِ کار فاینال با هوشِ‌مصنوعی قبیحه. شاید شما فکر کنید من یک انسان تکنولوژی گریزم ولی نه، نظر شخصیه.

چقدر دلم برای همه‌چیزِ این لحظه تنگ شده.

بویِ پاییزِ دوازدهم میاد. دلم براش تنگ شده، دلم برای مدرسه، برای خودمون، برای اتفاقاتش، برای زمین والیبال، برای خانم حمیدی، برای درس خوندن سر کلاسایی که کنسل می‌شُد، برای یگانه، برای خرمالوها، برای اون گربهه که دنبالش میکردم، برای خانم ضرغام و خانم موسوی، برای اون روز تویِ آبان که بارون میومد و همه‌کلاس عقلمون رو از دست داده بودیم، برای خودم و برای اون پاییز تنگ شده.

اینو : ))))))))))) دقیقا همینو : ))))))))))))

اینو دلم با صدای سامی میخواد. همینی که چنلش گذاشته، ولی نمیدونم باید چطوری بهش بگم من اون ورژن رو میخوام، لعنتی منتشر کن برای خودت نگهش نداااار.