uk
Feedback
empty

empty

Відкрити в Telegram
286
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
4_5913608528467071233.mp333.28 MB

- با آنان که نا امیدت نموده بودند چگونه تا کردی؟ + هیچ گذشتم «انگار که هرگز نبوده‌اند.»

آدمی به مرور آرام می‌گیرد، بزرگ می‌شود بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد آن‌ها را به گردن دیگران نمی‌اندازد و دنبال مقصر نمی‌گردد. گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد و اجازه می‌دهد هر چیزی که بوده در همان گذشته بماند آدمی از یک جایی به بعد می‌فهمد که از حالا باید آینده‌‌اش را از نو بسازد اما به نوعی دیگر می‌فهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است یک نعمت است و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد! اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود‌!!

چیزی مرا کم است شاید امید، شاید فراموشی، شاید دوست شاید خودم...

من از غمی که داشتم آواز خواندم...

هشیارانه به خودم اجازه دادم تا بعضی وقت‌ها حالم خوب باشد مثلاً در اتاق‌های فقیرانه‌ای که زندگی می‌کردم با نگاه کردن به دست‌گیره‌های کمد احساس آرامش می‌کردم یا با گوش کردن به صدای باران در تاریکی هرچه‌قدر نیازهایم را کمتر می‌کردم حالم بهتر می‌شد...

زندگی به من آموخت، که همیشه منتظر حمله احتمالی کسی باشم که به او خوبیِ فراوان کردم...

چقدر حالم خوب نیست امشب ...

یه غمی تو این هوا هست که آدم دلش میخواد بمیره ...

می‌بینی تا کجا با آب آمده‌ایم؟! می‌بینی؟ ‌با قایقِ بی پارو ...

می‌بینی تا کجا با آب آمده‌ایم؟! می‌بینی؟ ‌ ‌ ‌

از جماعت فرار کرد و به سمت خودش دوید ...

هیچوقت خودتو با جمله ی "دوستم داشت" گول نزن ادم کسی رو که دوست داره اذیت نمیکنه ادم کسی رو که دوست داره رها نمیکنه ادم کسی رو که دوست داره دور نمیزنه ادم کسی رو که دوست داره خسته نمیکنه ادم کسی رو که دوست داره گریه نمیندازه ادم نمیتونه از کسی که دوست داره بی خبر باشه آدما به اندازه ای که دوستتون دارن میبیننتون. بیتوجهی، دلیلی جز دوست نداشتن نداره بیخود خودتونو گول نزنین

4_5897546437406757213.mp39.65 MB