•عَـبهـَر•
Відкрити в Telegram
••کمالگرایِ اورثینکرِ خَسته ••دارای دنیایِی طوسی رنگ🩶 ••گزافه گویی های من خلاصه شده در این چنل @ln0nshl_bot
Показати більше303
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-2930 днів
Архів дописів
303
روبهروی آینه میایستم و آینه سعی میکند؛ سعی میکند؛ سعی میکند از اینهمه خرابه، چهره بسازد…
303
من هیچوقت نمیتونم از مشکلاتی که درونم حس میکنم حرف بزنم فقط میفهمم یه چیزی داره از درون منو اذیت میکنه و هر لحظه بیشتر منو غرق خودش میکنه. من از درونم از جایی که نه درک میشه و نه دیده میشه دارم با یه هیولا میجنگم و از بیرون لبخند میزنم و مثل یه آدم نرمال رفتار میکنم. خستم، از جنگیدن با هیولای درونم عمیقا خستم. حتی یه خواب ابدی هم نمیتونه خستگی رو از روحم بیرون بکشه.
303
داشتم فکر میکردم یک رابطه رو چه چیزی زنده نگه میداره؟!
و فکر کردم صحبت کردن!
و صحبت کردن این نیست که بگی خوبم تو چطوری؟!
مرسی و ناهار فلان چیزو خوردم!
صحبت کردن یعنی بگی حالم بخاطر فلان چیز خوب نیست!
یعنی بگی اومدم نشستم فلان جا مشغول نوشتنم
یعنی بگی دوست دارم اما احتیاج به یک ساعت خلوت دارم!
یعنی بگی من خیلی تلاش کردم و خستهام و میشه امروز رو تو به جای هر دوتامون هندل کنی؟! صحبت کردن یعنی از هر چی سیاهه، از هر چی بده یا خوبه توی مغزت صحبت کنی!
صحبت کردن یعنی صادقانه از حالت، کارات و ترسات صحبت کنی
و اینجاست که میتونی ببینی آدمی که کنارته
چهقدر میتونه همراهت باشه یا به مرزهای تنهاییت نفوذ میکنه!
303
آدمها به اندازه درک، فهم و شعور خودشون با ما رفتار میکنن، نه به میزان احترام و ارزشی که ما بهشون میذاریم.
