268
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-530 днів
Архів дописів
268
با گریه میگفت تو خاطرات کشتمت
منم فقط داد میزدم این دفعهرو نرو
اگه روی دیوارا پر جای مشتمه…!
چون خراب میکنی همیشه حالِ خوبِ منو.
268
Repost from N/a
اونجایی فهمیدم چقدر دوسِت دارم که وقتی ناراحت بودی من بیشتر از خودت برات غصه میخوردم.
268
میدونی مشکلمون این بود که نه تکلیفت با خودت مشخص بود نه من،
منم نه میتونسم دوریتو تحمل کنم نه هم اینطوری بودنتو…!:)
