264
Підписники
-524 години
-137 днів
-2530 днів
Архів дописів
264
انقدر دلم واسش تنگ شده، دلم واسه زمانش تنگ شده، دلم واسه سال ۹۵ به قبل تنگ شده
واسه وقتایی که بود،حواسش بهم بود، همه حواسشون به کاراشون بود
اصن از وقتی رفت همه چیه منم باهاش رفت،همه اتفاقای خوب زندگیم تموم شد انگار از اون رویای شیرین بیدار شدم و افتادم تو کابوس زندگی
مرگ همیشه قسمت آدم خوباست انگار.
264
از وقتی بهم گفتن ردبول نخور، روزی یدونه رو حتما میخورم
خلاصه به من دستور ندید چون بازی مورد علاقم لجبازیه.
264
اینا به من میگن نرو دانشگاه، خونه مجردی بگیری تنهایی سخته فلانه
یکی نیس بگه بابا کورید؟ من همین الان مجردیه زندگیم الو
