253
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-2330 днів
Архів дописів
253
یه وقتایی از خودم بدم میاد
از دستام که روزی بغلت کردن، از لبام که بوسیدنت، از مغزم که تورو انتخاب کرد، از چشمام که فقط تورو میدیدن...
از همه چیه خودم بدم میاد که بدونه اینکه بشناسنت بهت اعتمادکردن:)!
