228
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
+130 днів
Архів дописів
228
برای انسانی که اصلاً هیچ وجدانی ندارد،
عذاب وجدان چه معنایی دارد؟
به جای او، مردمِ محترمی که هنوز قدری وجدان و شرف داشتند، رنج کشیدند.
228
هر زخم، گواهِ روزهاییست که آسان نبودند؛ روزهایی که میتوانستند مرا متوقف کنند، اما نکردند.
آنچه امروز بر تن مانده، بهای راهیست که تا اینجا آمدهام؛ نه نشانی از پایان.
هنوز راه باقیست.
این زخمها فقط گواهِ جایی هستند که از آن گذشتهام؛
نه مقصدی که به آن رسیدهام.
228
دیگه برای هیچ رابطهای اصرار نمیکنم. آدمها میان، میمونن یا میرن؛ چیزی که برای من مهمه، نحوهایه که خودم بعد از رفتنشون ادامه میدم. نه دنبال رفاقتهای از دسترفتهام، نه قصد دارم چیزی رو که تموم شده دوباره به زور زنده کنم. برای گذشته احترام قائلم، اما قرار نیست آیندهم رو به خاطرش متوقف کنم. مسیرم رو انتخاب کردم؛ تمرکزم روی خودم، آرامشم و ساختن زندگیایه که ارزش موندن داره. هرکس موند، انتخاب خودش بود؛ هرکس رفت، تصمیم خودش. من اما دیگه برای هیچکدوم از این دو، خودم رو فراموش نمیکنم.
