uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

بانی بدون کلاید

بانی بدون کلاید

Відкрити в Telegram

روانشناسی می‌خونم ولی روانشناس شخصی کسی نیستم. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-37638-bcJkNbT

Показати більше
325
Підписники
-224 години
-47 днів
-630 днів
Архів дописів
😭😭😭😭😭😭😭

من وقتی اولین بار باران رو دیدم:

من وقتی نوتیف ریونا رو روی گوشیم می‌بینم:

اول کتاب "دوست تا همیشه" بود. درباره‌ی دوتا دوست صمیمی که یکیشون تصادف می‌کنه و می‌میره، اما روحش همچنان کنار اونیکی باقی می‌مونه و کنترلش می‌کنه. هربار می‌خوندمش، مثل ابر بهار گریه می‌کردم. اوایل دوره‌ی بیماری دوستم، قایمش کردم توی جعبه‌ی انتهای انباری. دومی "خطای ستارگان بخت ما" بود. وقتی آگوست، کرکتر موردعلاقه‌م به‌خاطر سرطان فوت شد. به‌قدری این کتاب روی روانم تاثیر گذاشت که حتی نتونستم فیلمش رو ببینم. این کتاب هم به همون دلیل، به سرنوشت مشابهی دچار شد. سومی "خانه‌ی خودمان" بود. خانواده‌ی مهاجری با سه فرزند. دختر بزرگ خانواده، دختری محبوب و موفق، به سرطان مبتلا شد. دختر کوچک‌تر خیلی تلاش کرد تا امید به زندگی رو به خواهرش برگردونه، اما موفق نشد و خواهرش توی تنهایی مرد. و آخری؛ "پسری با پیژامه‌ی راه‌راه". کتابی که سرنوشت دوستی پسرِ فرمانده‌ی نازی ها و پسری یهودی رو به غم‌انگیزترین شکل ممکن به تصویر کشید و اشکم رو درآورد.

Repost from Minerva
کتابی که باهاش خیلی گریه کردید چی بوده؟

بنظرتون رباته؟
بنظرتون رباته؟

نمی‌فهمم چرا همه از این آهنگ متنفرن؟ :(((

مغزم کل امروز: "I clean your room, it's so twinkle, twinkle Want me your wife, but she is mmm, mmm, mmm...!"

می‌خوام یسری دیلیت اکانت و اکانت عجیب رو ریموو کنم.

اخیش پرایوت

مردم حوصلمو سر میبرن جدی!

این یعنی پیروزی.
این یعنی پیروزی.

موفقیت آمیز بود 😂

بالا زدن آستین‌هام جهت دعوا-

قهوه‌م تلخه.

اخییییشششش

آخیش

مشکلم خود عید نیست ها. مشکلم اینه میرسم به سنی که نباید. 🙏🏻