روانشناسِ روانپریـش🔥🌱
Відкрити в Telegram
درکے عمیق، میان باورهایے سطحے ... من: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-4wEkXx3lrd
Показати більше460
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-330 днів
Архів дописів
آدما فقط مسئول رفتار خودشونن ولاغیر!
کاش بتونم بفهمم اینو که دیگه انقدر از رفتار یکی دیگه من خجالت نکشم🫥🙄
@crazy_psychologyst
اصولا سعی میکنم با ادب باشم ولی بعضی وقتا اونقدر تحت فشارم که مجبورم بگم کیر تو این وضعیت.
@crazy_psychologyst
سریال بریکینگ بد یه قسمتی داره که هواپیما سقوط کرده و سقوط هواپیما به قدری روی مردم شهر تاثیر گذاشته که نیاز به تراپی دارن، نمیتونن زندگی عادیشون رو بکنن و بنظرشون یک فاجعه رخ داده.
حتی توی مدرسه جمع شدن تا با حرف زدن درموردش کمی تخلیه بشن. وقتی این سکانس رو میدیدم، به این فکر میکردم که اگر به من بگن یک هواپیما سقوط کرده، همونجور که صبحونه میخورم، اخبار رو چک میکنم و کمی ابراز ناراحتی میکنم و بعد دنبال کارا روزمره میرم. همین!
مردم اونور چرا انقدر روحیه ضعیفی دارن و لوسن؟
فیلم میره جلو و والتر برای مردمی که تو مدرسه جمع شدن و از وحشت و غم خودشون حرف میزنن، شروع به صحبت میکنه
والتر منطقی و خونسرد میگه نیمه پر لیوانو ببینید. همه صندلی ها پر نبود! ادما بیشتری میتونستن کشته بشن اما نشدن. این اتفاق جزو وحشتناکترین وقایع تاریخ نیست. و ما زنده ایم. زندگی در جریانه و ادامه داره و...
بلندگو رو از والتر میگیرن و همه برا حرفاش مبهوتن والتر چه فرقی با بقیه مردم داره؟
قتل کرده! جنایت دیده! قبح دیدن مرگ ادما و حتی کشتنشون براش ازبین رفته!
والتر داره تبدیل به هیولای "هایزنبرگ" میشه، هیولایی که نه با ادم های شهر که حتی با والترِ اول سریال هم فرق داره
تفاوت من و من ها با مردم بقیه دنیا تو همینه، اونا ضعیف و عجیب نیستن، من پوست کلفت و عجیب شدم، چون به شنیدن قتل و جنایت عادت کردم
چون هرروز میشنوم یک هواپیما رو زدن
یک ساختمون ریخت
یک قطار واژگون شد
چند صد نفر کشته شدن
و ادم ها تبدیل شدن به عدد! به امار! به تعداد کشته ها!
چی رو از من گرفتن؟
اخرین باری که یک جنایت منو به وحشت انداخت کی بود؟
از کدوم جنایت به بعد روانمون به مرگ و قتل و توحش عادت کرد؟
من باید با شنیدن این اخبار بپاشم، تا چند روز کابوس ببینم و نتونم تحمل کنم اما براحتی به زندگی روزمرم ادامه میدم! زندگی در جریانه!
پوست کلفت شدم
عادت کردم
عادت کردیم
به جنایت
به مرگ
به قتل
به توحش
به اخبار وحشتناکی که هر کدومش کافیه تا یه ادم رو از هم بپاشونه
این برام دردناکه، اینکه دونه دونه داریم از والتر اروم و معمولی، به هایزنبرگی تبدیل میشیم...
@crazy_psychologyst
خب دیگه درخت ها کریسمس رو جمع کنید
عکس ماماناتونو بذارید
وقت نداریم مناسبت زیاده
@crazy_psychologyst
🔫 عنوانگرایی و توجه افراطی به مدرک تحصیلی یک آسیب جدی در حیطه روانشناسی و مشاوره ایران
تقریبا اکثریت قبول دارند که دانشگاه در ایران در اکثر رشتهها چندان مطلبی یاد نمیده، ولی موقع انتخاب رواندرمانگر به مدرک تحصیلیش توجه میکنیم، موقع راهنمایی به افراد برای تلاش در حیطه روانشناسی، افراد رو براساس مدرکشون تفسیمبندی میکنیم (مثلا چون لیسانسی فلان کارو بکن!)
مشکل دیگه اینه که شیفته عنوانها میشیم (مثلا هیئت علمی دانشگاه فلان) در حالی که تا ۱۰ سال پیش تقریبا هر کسی دکترای روانشناسی داشت و یه چندتا مقاله معمولی نوشته بود میتونست هیئت علمی بشه. به جای توجه به عنوانها روی محتوا و کیفیت فعالیت و عملکرد واقعی افراد تاکید کنیم.
تا زمانی که مدرکگرایی و عنوانگرایی در روانشناسی و مشاوره کمرنگ نشه، رقابت سالم که زمینهساز رشد این حیطه هستش به صورت واقعی شکل نمیگیره.
سازمان نظام روانشناسی به جای کمرنگ کردن این آسیبها دائما تلاش میکنه این آسیبها رو بیشتر کنه. مثل این قانون بی اساس که حداقل دو تا مدرک روانشناسی داشته باش، بعد درخواست مجوز فعالیت بده! در حالی که کسانی که سه تا مدرک روانشناسی حتی از دانشگاههای معروف دارند ولی حداقلهای مشاوره و رواندرمانی رو ندارند.
تجربه عملی نسبتا موفقی که در ایران داشتیم حیطه مهندسی کامپیوتر بوده. در فضای کاری مهندسی کامپیوتر کمتر کسی میپرسه کجا خوندی، مدرکت چیه یا کدوم دانشگاهی خوندی؟ بلکه میپرسن چه مهارتی داری که به درد شرکت بخوره؟ به خاطر همین بسیاری از افراد موفق در حیطه کامپیوتر از رشتههای دیگه (مثل برق، مکانیک و....) هستن. در سالهای اخیر دانشآموزان دبیرستانی وارد حوزه برنامهنویسی شدن و برخی از اونا انصافا کارهای ارزشمند و باکیفیتی انجام میدن. این نوع نگاه کردن به مسئله باعث شده رشته مهندسی کامپیوتر پرطرفدارترین رشته مهندسی ایران و شاید بعد از رشتههای پزشکی و پیراپزشکی یکی از رشتههای باشه که افراد نخبه و توانمند علاقهمند به فعالیت در این حیطهها هستن.
آدم خردمند کسیه که به جای توجه به عنوانها و مدرک تحصیلی به محتوای سخن توجه میکنه. ممکنه یه دانشآموز دبیرستانی یه ایدهای داشته باشه و کسی که دکتری روانشناسی داره، این ایده رو نداشته باشه.
اگه خبرها رو پیگیری کرده باشید شرط مدرک لیسانس از شرایط کار در آمریکا حذف شد مثلا شما اگه دیپلم باشید ولی یه مهارت داشته باشید و بتونید مهارتتون رو بهشون نشون بدید، میتونید تو بهترین شرکتها کار کنید. احتمال داره کشورهای اروپایی هم به زودی این شرایط رو ایجاد کنند.
@crazy_psychologyst
مهارت ارتباط مؤثر
در رابطه با پارتنر خود وقتی با هم اختلاف نظر دارید در مورد آن *با هم* صحبت کنید. نه *با دیگران*.
شنونده *مؤثر* باشید. (بشنوید به قصد مثبت)
گوینده *مؤثر* باشید (بگویید به قصد مثبت)
*زمان و مکان مناسب* را برای گفتگو انتخاب کنید
@crazy_psychologyst
امروز ۲ ژانویه، روز جهانیِ درونگراهاست.
اگه توام درونگرایی روزت مبارک
@crazy_psychologyst
بدترین بخش بچه پولدار نبودن، این اضطراب مداومیه که من پولام رو چیکار کردم، چی خریدم، امروز فستفود خوردم پس تا چند روز غذا بیرون نخورم. لباسی که میخواستم گرون شد پس کفشو این ماه نمیتونم بخرم. این جدال ذهنی حتی وقتی کلی پول هم داری ولت نمیکنه. بچه پولدار بودن یعنی وصل باشی به یه منبع نامتناهی پول. منبع نامتناهی میخوام.
@crazy_psychologyst
یکی از عواملی که یه رفاقت رو نگه میداره اینه که طنز همدیگرو درک کنید
@crazy_psychologyst
واااای وقتی از در اومد توو نگام کرد ، یعنی اونم منو دوست داره
[ رابطهها ترم یک ]
