uk
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

Відкрити в Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

Показати більше
295
Підписники
-124 години
+27 днів
+830 днів
Архів дописів
و چندوقت دیگه بیست و سه سالت می‌شه.
و چندوقت دیگه بیست و سه سالت می‌شه.

آرشیو پیچ شخصیم رو داشتم می‌دیدم، تابلو اعلانات بوده بیشتر، تولد کل خاورمیانه رو تبریک می‌گفتم!

افتخار کردن به بخشی از هویتت، انگیزه‌ی بیش‌تری برای حفظ عادتت بهت می‌ده.
افتخار کردن به بخشی از هویتت، انگیزه‌ی بیش‌تری برای حفظ عادتت بهت می‌ده.

•عقاید پشت عادت‌ها
•عقاید پشت عادت‌ها

هممون یه روزهایی واقعا نیاز داریم ازمون مراقبت بشه.

از ۵ صبحی که گذشت؛ و منی که پارتی کتاب و بستنی داشتم :))
از ۵ صبحی که گذشت؛ و منی که پارتی کتاب و بستنی داشتم :))

حالا که من با تمام داراییم کتاب، رنگ، خمیر و هدیه خریدم، سروش صحت چندین‌جا داره دوره برگزار می‌کنه :) درد و نفرین...

واقعا بعضی از آدم‌ها فکر می‌کنن "شخصیت اصلی" دنیا هستن و بقیه آدم‌ها در راستای کمک و خدمت‌ به اون‌ها خلق شدن‌.

ولی کاش می‌شد به خیلی از آدم‌های زندگیمون بگیم:(( اگه من به پیامای تو توجه می‌کنم، باهات ذوق می‌کنم، ازت سوال می‌پرسم تا بهتر و بیشتر بتونی احساساتت رو بهم بگی، پای حرف‌هات می‌شینم و برات دوست نسبتا خوبی هستم اما تو در برابر اتفاقات زندگی من، حرف‌ها و پیام‌های من، هیچ‌ عکس العملی نداری، رابطه‌ی ما درست و دو طرفه نیست، تجدید نظر کن درمورد رفتارت.))

موازی خوانی خوب نیست اصلا، نیم ساعته دارم به جلد سه تا کتابام نگاه می‌کنم و دوست دارم همزمان هر سه رو بخونم و نمی‌تونم انتخاب کنم، اگه برم هاگوارتز پس الف‌هیم چی؟ اگه برم الف‌هیم پس چه‌طور تو چشم‌های میلان کوندرا نگاه کنم؟

تغییر واقعا درد داره.

من واقعا نیاز دارم "وسیله" بسازم :) مثلا الان دلم می‌خواد با چاپستیک، چوب جادویی هری پاتر بسازم اما رنگ و خمیر ندارم.

یک سری افکار و احساسات آخر شبی دارم، که نمی‌د‌ونم به خاطر خستگی روزانه سراغم میان یا خواسته‌ی واقعیمه، و قسمت سخت‌ترش اونجایی که درموردش خیلی نمی‌تونم با کسی صحبت کنم.

دوتا سکانس از فصل اول رمانم نوشتم امشب.

این جمع موجودات افسانه‌ای تا ابد برام مثل بهشته :) جوری که ایده‌هامون کنار هم کامل می‌شدن و همو درک می‌کردیم، باهم می‌نوشتیم و از حضور هم حس بیشتر می‌گرفتیم، خیلی زیبا بود، خیلی.

Repost from جان‌پناه
از writing session امشب با آیدا و سپیده. ✨
از writing session امشب با آیدا و سپیده. ✨

واقعا هری‌پاتر تو یک سطح و لول دیگست برام بین کتاب‌های فانتزی که تا حالا خوندم.

تجربه به من ثابت کرده وقتی کتاب قیمت قدیم پیدا کردی به هیچ‌وجه تعلل نکن و دار و ندارت رو بده بابتش، بعدا از خودت تشکر خواهی کرد🌝🫴

فرنی کاکائوییم رو تحت عنوان هات‌چاکلت جدید قالب کردم به خانواده🤲 امیدوارم خوششون بیاد.

این عجیب‌ترین فصل یکی بود که تو زندگیم خوندم، فقط و فقط یک جمله داشت :)
این عجیب‌ترین فصل یکی بود که تو زندگیم خوندم، فقط و فقط یک جمله داشت :)