uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

مالی شرکتی و خلق ارزش

مالی شرکتی و خلق ارزش

Відкрити в Telegram

💬 گفتگو، مشاوره و همکاری : @Hirman 💬 .

Показати більше
3 128
Підписники
+424 години
+267 днів
+4030 днів
Архів дописів
🔰 عرضه اولیه شرکت مس کاوان نماد ارزشگذاری و ورود این شرکت به بورس تهران طی یک فرایند با دقت بالا با همکاری همکارم امین صفر پ
🔰 عرضه اولیه شرکت مس کاوان نماد ارزشگذاری و ورود این شرکت به بورس تهران طی یک فرایند با دقت بالا با همکاری همکارم امین صفر پور به اتمام رسید و در آینده نزدیک عرضه اولیه آن انجام می شود #ارزشگذاری

🔰 ارزش‌گذاری نسبی یکی از کلیدی‌ترین رویکردهای تحلیل بنیادی است که با استفاده از ضرایب و Multiples، ارزش یک شرکت را نسبت به همتایان صنعت سنجش می‌کند؛ در این ویدیو به عنوان مقدمه، با مفاهیم پایه و مبانی این روش آشنا می‌شوید و در بخش‌های آینده، نکات کاربردی، جزئیات محاسباتی و تحلیل عمیق‌تر ضرایب ارائه خواهند شد. 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

⚜ بیزینس مدل  رولز-رویس (Rolls-Royce) بخش هوافضا؛ تبدیل فروش کالا به خدمات ! 🔰 بسیاری از شرکت‌های بزرگ تولیدی، پس از فروش دستگاه، ارتباطشان با مشتری قطع می‌شود و ریسک خرابی به دوش خریدار می‌افتد. اما رولز-رویس با مدل «پرداخت بر مبنای ساعت پرواز»، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. این شرکت به جای فروشِ صرفِ موتور هواپیما به ایرلاین‌ها، «تضمینِ زمانِ پروازِ ایمن» را به آن‌ها می‌فروشد. در این مدل، مالکیت موتورها، هزینه‌های نگهداری و ریسک ازکارافتادگی همچنان نزد تولیدکننده باقی می‌ماند و شرکت هواپیمایی فقط در ازای بهره‌برداری عملیاتی، هزینه‌ای را به صورت دوره‌ای پرداخت می‌کند. 🔰 از نگاه مالی، این تغییر مدل، بازی را برای صورت‌های مالی هر دو طرف عوض کرده است. برای شرکت‌های هواپیمایی، خرید موتور یک مخارج سرمایه‌ای (CapEx) سنگین است که نقدینگی را در همان ابتدا قفل می‌کند. رولز-رویس با تبدیل این هزینه به یک مخارج عملیاتی (OpEx) مستمر، فشار نقدینگی را از دوش مشتری برمی‌دارد. خودِ شرکت نیز با تکیه بر داده‌های سنسورهای موتور، پیش از اینکه قطعه‌ای دچار استهلاک جدی شود، آن را تعمیر می‌کند. این یعنی حاشیه سود عملیاتی شرکت دیگر قربانیِ هزینه‌های تعمیرات پیش‌بینی‌نشده نمی‌شود و جریان هزینه‌ها کاملاً تحت کنترل است. 🔰 از دیدگاه ارزش‌گذاری، بزرگ‌ترین دستاورد این ساختار، افزایش چشمگیر کیفیت سود است. وقتی درآمدهای پراکنده و موردی به درآمدهای تکرارشونده در قالب قراردادهای چند ده ساله تبدیل می‌شوند، پیش‌بینی جریان نقدی آینده برای تحلیلگر بسیار دقیق‌تر می‌شود. این پایداری، نوسان‌های درآمدی را به حداقل رسانده و ریسک سیستماتیک شرکت را کاهش می‌دهد. در نهایت، بازار این جنس از درآمد را که ضریب اطمینان بالایی دارد، با نرخ تنزیل پایین‌تری قیمت‌گذاری می‌کند و همین موضوع باعث می‌شود ضریب‌های قیمتی سهام چنین شرکتی، نسبت به رقبای سنتی، همواره در سطوح بالاتری قرار بگیرد. 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

عرضه اولیه سهام شرکت حسنانو (با نماد معاملاتی «زشک») در بازار سرمایه، با بهره‌گیری از گزارش ارزش‌گذاری تهیه شده توسط «شرکت لو
عرضه اولیه سهام شرکت حسنانو (با نماد معاملاتی «زشک») در بازار سرمایه، با بهره‌گیری از گزارش ارزش‌گذاری تهیه شده توسط «شرکت لوتوس پارسیان» در مورخ ۱۳ مهر سال ۱۴۰۵ در بورس تهران انجام می شود. جزئیات کلیدی این ارزش‌گذاری: - متدولوژی: استفاده از روش‌های استاندارد ارزشگذاری (DCF، P/E، و تحلیل‌های تطبیقی) جهت تعیین ارزش ذاتی هر سهم. این گزارش ارزش‌گذاری با تکیه بر تحلیل‌های دقیق و بررسی کیفیت سودآوری شرکت حسنانو تدوین شده است تا زمینه مشارکت آگاهانه سهامداران در فرآیند عرضه اولیه فراهم گردد. #ارزشگذاری #عرضه‌اولیه

مطلب تکمیلی : البته اگر دست به اکسل بشین تو مسایل تئوری هم تناقض پیدا میشه در مورد همین مبحث در مورد مبدا زمانی سرمایه گذاری هم باید دقت کنید یک سرمایه بدون تورم در نظر بگیرید سرمایه گذاری اولیه ۲۰۰ جریان نقد اتی تا سه سال ۱۰۰ در شرایط با ۲۰ درصد تورم اگر مبدا سرمایه گذاری در تاریخ ارزشیابی باشه هنوز هم سرمایه گذاری اولیه ۲۰۰ واحد ه اما جریان نقد برای ۳ سال اتی به ترتیب ۱۲۰، ۱۴۴، ۱۷۳ هست در این حالت دیگه حتی رابطه فیشر هم درست نیست در چه حالتی قابل اتکا ست ؟ زمانی سرمایه گذاری اولیه هم با همون تورم رشد کنه و بشه ۲۴۰ واحد ! توصیه من به شما حتی یک تئوری معتبر رو هم مطالعه می کنید دست به اکسل بشید !!!

⚜ در ادبیات ارزش‌گذاری، یکی از تمایزهای مهم میان نرخ‌های اسمی (Nominal) و واقعی (Real) زمانی اهمیت پیدا می‌کند که جریان‌های ن
⚜ در ادبیات ارزش‌گذاری، یکی از تمایزهای مهم میان نرخ‌های اسمی (Nominal) و واقعی (Real) زمانی اهمیت پیدا می‌کند که جریان‌های نقدی و نرخ تنزیل با یکدیگر سازگار باشند. اگر جریان‌های نقدی در مدل ارزش‌گذاری بر مبنای قدرت خرید ثابت و بدون اثر تورم ( شما بخوانید دلاری ) پیش‌بینی شده باشند، باید از نرخ تنزیل واقعی استفاده شود؛ اما اگر جریان‌های نقدی با درنظرگرفتن تورم و به قیمت‌های اسمی آینده پیش‌بینی شده باشند، نرخ تنزیل نیز باید اسمی باشد. این موضوع در مورد نرخ بازده داخلی یا IRR نیز صدق می‌کند. اگر یک پروژه یا سرمایه‌گذاری در شرایط واقعی دارای یک IRR مشخص باشد، با وارد شدن تورم، IRR اسمی به‌طور دقیق برابر با حاصل جمع ساده IRR واقعی و تورم نیست. رابطه صحیح از معادله فیشر به دست می آید. در نتیجه، اگر تورم افزایش پیدا کند، IRR اسمی نیز افزایش می‌یابد؛ اما میزان این افزایش دقیقاً برابر با نرخ تورم نیست، زیرا یک اثر متقابل میان بازده واقعی و تورم نیز وجود دارد. 🔰 در ارزش‌گذاری حرفه‌ای بهتر است رابطه دقیق فیشر مبنا قرار گیرد. کاربرد اصلی این بحث در ارزش‌گذاری و ارزیابی پروژه‌هاست. اگر درآمدها، هزینه‌ها، CAPEX و سایر جریان‌های نقدی را با تورم رشد داده‌ایم، این جریان‌ها اسمی هستند و باید با WACC یا نرخ بازده اسمی تنزیل شوند. در مقابل، اگر مدل را در قیمت‌های ثابت ساخته‌ایم و تورم را از جریان‌های نقدی حذف کرده‌ایم، نرخ تنزیل نیز باید واقعی باشد. ترکیب جریان نقدی واقعی با نرخ تنزیل اسمی، یا جریان نقدی اسمی با نرخ واقعی، باعث ایجاد خطای ساختاری در ارزش فعلی می‌شود. 🔰 به بیان ساده، تورم نباید به‌طور جداگانه هم در جریان‌های نقدی و هم در نرخ تنزیل به‌صورت ناسازگار وارد مدل شود. تورم باید در هر دو طرف معادله، یعنی هم در جریان‌های نقدی و هم در نرخ تنزیل، با یک مبنای اسمی یا واقعی سازگار منعکس شود. همین اصل در تحلیل IRR نیز برقرار است: وقتی شرایط اقتصادی باعث افزایش سطح عمومی قیمت‌ها می‌شود، باید میان IRR واقعی و IRR اسمی تمایز قائل شد؛ زیرا آنچه در مدل مالی مشاهده می‌کنیم الزاماً به معنای افزایش همان مقدار در بازده واقعی سرمایه‌گذاری نیست. 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

⚜اختلاف در خروجی مدل های ارزشگذاری یا ناسازگاری در مفروضات و مدلسازی 🔰 در ارزشگذاری سهام، DDM و FCFE لزوماً به یک ارزش یکسان نمی‌رسند؛ چون سود تقسیمی واقعی با FCFE، یعنی جریان نقدی که شرکت توانایی پرداخت آن به سهامداران را دارد، یکسان نیست. نکته مهم زمانی ظاهر می‌شود که سود تقسیمی از FCFE بیشتر باشد. در این حالت، شرکت بیش از جریان نقد آزاد خود به سهامداران پرداخت می‌کند و برای تأمین این کسری ممکن است به انتشار سهام جدید یا افزایش بدهی متوسل شود. این موضوع می‌تواند هزینه تأمین مالی، رقیق‌شدن مالکیت یا افزایش بیش از حد اهرم مالی را به دنبال داشته باشد و حتی منابع لازم برای اجرای پروژه‌های دارای NPV مثبت را محدود کند. 🔰 از نظر ارزشگذاری، در چنین شرایطی ممکن است ارزش حاصل از DDM از ارزش حاصل از FCFE بیشتر شود؛ زیرا DDM سود تقسیمی بالاتری را به‌عنوان جریان نقدی سهامداران در نظر می‌گیرد، در حالی که FCFE ظرفیت واقعی شرکت برای پرداخت نقدی به سهامداران را منعکس می‌کند. داموداران تأکید می‌کند که وقتی ارزش DDM از FCFE بیشتر می‌شود، این اختلاف معمولاً معنای اقتصادی کمتری نسبت به حالت معکوس دارد و می‌تواند یک هشدار درباره پایداری سود تقسیمی باشد. بنابراین، مشاهده یک DDM بالاتر از FCFE نباید صرفاً به‌عنوان نشانه ارزندگی بیشتر شرکت تفسیر شود. سؤال مهم‌تر این است که آیا سود تقسیمی پیش‌بینی‌شده واقعاً از محل جریان نقد آزاد قابل تأمین است یا شرکت برای حفظ آن سیاست تقسیم سود، ناچار به استفاده از بدهی یا منابع جدید سرمایه خواهد بود؟ 🔰 در نهایت، اختلاف میان DDM و FCFE خودش یک «اطلاعات» است؛ اطلاعاتی درباره کیفیت سیاست تقسیم سود، ساختار تأمین مالی و پایداری جریان‌های نقدی شرکت. #ارزشگذاری 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

photo content

⚜چرخه گردش وجه نقد یا Cash Conversion cycle 🔰 بسیاری از شرکت‌ها در گزارش‌های مالی، سودهای چشمگیری ثبت می‌کنند اما همزمان در تله نقدینگی گرفتارند. تفاوت بین یک بیزینس پایدار و شرکتی در آستانه ورشکستگی، نه در ارقام صورت سود و زیان، بلکه در «سرعت بازگشت پول به شرکت» نهفته است. 🔰 اگر بدون تحلیل دقیق چرخه تبدیل وجه نقد (CCC) اقدام به ارزش‌گذاری می‌کنید، در واقع ریسک‌های عملیاتی پنهان را نادیده گرفته‌اید. در این ویدیو بررسی می‌شود که چرا گاهی رشد فروش، نه یک نقطه قوت، بلکه سیگنالی برای مرگ نقدینگی و فروپاشی کیفیت سود است. #تحلیل_بنیادی #ارزشگذاری 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

🔰 نکته تکمیلی : بخاطر همینکه می‌بینید گاهی شرکت در صورت مالی ۳ ماهه یا ۶ ماهه حاشیه سود بالا داره و تحلیلگر سود اخر سال رو با همون روند پیش بینی میکنه اما در انتهای سال میبینیم اون سود محقق نمیشه ! یا برعکس اینقدر موجود انبار با بهای تمام شده پایین داره ( مواد اولیه یا محصول) که سود سال بعدش رو تحت تاثیر قرار میده و بیشتر از سود مورد انتظار محقق میکنه !

⚜ پیش بینی صحیح و اصولی بهای تمام شده و سود خالص 🔰 برآورد صحیح موجودی کالا و مواد اولیه، نقشی حیاتی در دقت پیش‌بینی سود خالص و مدیریت جریان نقد ایفا می‌کند؛ چرا که هرگونه خطا در ارزیابی موجودی، مستقیماً بر محاسبه بهای تمام شده کالای فروش‌رفته اثر گذاشته و منجر به تغییرات کاذب در حاشیه سود عملیاتی و سود نهایی می‌شود. علاوه بر این، عدم تطابق بین سطح واقعی موجودی و چرخه تولید، می‌تواند باعث ایجاد شکاف‌های نقدینگی و انحراف در برآورد جریان نقد عملیاتی گردد که در نهایت، دقت مدل‌های ارزش‌گذاری و تحلیل کیفیت سود را با چالش جدی مواجه می‌کند. #تحلیل_بنیادی #ارزشگذاری 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

توضیحات تکمیلی و جواب سوال های شما در مورد دوره ارزیابی طرح های اقتصادی

اطلاعیه شرایط پرداخت اقساطی ویژه دانشجویان 🗓 شروع دوره از هفته دوم مهر ماه شرایط پرداخت: - مرحله اول: پیش‌پرداخت ۴۰٪ از کل مبلغ در زمان ثبت‌نام. - مرحله دوم: پرداخت ۶۰٪ باقی‌مانده در قالب ۳ قسط ماهانه. متقاضیان جهت هماهنگی و ارسال مدارک به بخش پشتیبانی مراجعه نمایند.

دوره تخصصی «ارزیابی مالی و اقتصادی پروژه و طرح‌های سرمایه‌گذاری» مدرس : جسور اسماعیلی فرد این دوره با تمرکز بر یادگیری عملی د
دوره تخصصی «ارزیابی مالی و اقتصادی پروژه و طرح‌های سرمایه‌گذاری» مدرس : جسور اسماعیلی فرد این دوره با تمرکز بر یادگیری عملی در حوزه‌ی مالی و تحلیل طرح‌های سرمایه‌گذاری تدوین شده است. 🔰 یادگیری از صفر مدلسازی با اکسل : در طراحی و تدوین سرفصل ها و اموزش هدف توانمند سازی شرکت کنندگان در استفاده عملی از مفاهیم مطرح شده است و کابرد مطالب به استفاده از نرم افزار اکسل آموزش داده می شود مشخصات دوره: شیوه برگزاری: آفلاین پشتیبانی آموزشی: از طریق گروه اختصاصی تلگرام 🗓 فرصت ثبت نام تا پایان شهریور جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص سرفصل‌ها، هزینه‌ و فرآیند ثبت‌نام، به آیدی زیر پیام ارسال کنید: @hirman

در مباحث ارزش‌گذاری، پیشی گرفتن ارزش برآورد شده در مدل تنزیل سود تقسیمی نسبت به مدل جریان نقد آزاد سهامداران نمایانگر یک تله
در مباحث ارزش‌گذاری، پیشی گرفتن ارزش برآورد شده در مدل تنزیل سود تقسیمی نسبت به مدل جریان نقد آزاد سهامداران نمایانگر یک تله تحلیلی است. این وضعیت منحصرا زمانی بروز می‌کند که شرکت سیاستی ناپایدار اتخاذ کرده و سود تقسیمی پرداختی آن بیش از جریان نقد آزاد ایجاد شده باشد و تحلیلگر این روند غیرمنطقی را در دوره پیش‌بینی تعمیم دهد. پرداخت سود تقسیمی مازاد بر جریان نقد آزاد، نشان‌دهنده تامین منابع از مجاری تقلیل‌دهنده ارزش است. این پدیده تحت شرایط زیر در ساختار مالی شرکت‌ها نمایان می‌شود: - تامین مالی سود پرداختی از محل تقلیل موجودی نقد انباشته شرکت - انتشار سهام جدید و رقیق‌سازی حقوق صاحبان سهام جهت تامین وجه نقد سود تقسیمی - فزونی قابل‌توجه مخارج سرمایه‌ای بر هزینه استهلاک به همراه افزایش نیاز به سرمایه در گردش که منجر به افت شدید جریان نقد آزاد می‌شود، در حالی که مدیریت بر حفظ سطح سود تقسیمی اصرار دارد - تصفیه و فروش دارایی‌ها برای حفظ جریان پرداخت سود در بررسی خطاهای تحلیلی رایج، باید توجه داشت که بالا بودن نسبت استهلاک به سود خالص عامل ایجاد این شکاف ارزشی نیست. استهلاک یک هزینه غیرنقدی است و افزوده شدن آن به سود خالص، موجب تقویت جریان نقد آزاد سهامداران می‌شود. در نتیجه، بالا بودن این نسبت به خودی خود باعث فزونی ارزش در مدل تنزیل سود تقسیمی نخواهد شد. عامل اصلی افت جریان نقد، بالا بودن مخارج سرمایه‌ای نسبت به استهلاک است. همچنین، استقراض جدید مستقیما در ساختار محاسباتی جریان نقد آزاد لحاظ شده و موجب افزایش آن می‌گردد؛ بنابراین تامین مالی از طریق بدهی نیز ریشه این انحراف نیست. تداوم استفاده از مدل تنزیل سود تقسیمی در شرایطی که سود پرداختی مازاد بر جریان نقد است، به بیش‌برآوردی شدید ارزش منجر می‌گردد. ناپایداری این رویکرد به این دلیل است که تامین مداوم سود تقسیمی از طریق تخلیه ذخایر نقدی، فروش دارایی‌های مولد یا رقیق‌سازی مستمر سهام، در تضاد مطلق با فرض تداوم فعالیت شرکت قرار دارد. این سیاست در بلندمدت موجب فرسایش ظرفیت عملیاتی، تخریب پایگاه حقوق صاحبان سهام و در نهایت توقف اجباری پرداخت سود خواهد شد. تعمیم چنین سیاست مخربی به دروه‌های آتی در مدل‌های مبتنی بر تنزیل، ارزش ذاتی را به شکلی کاذب متورم ساخته و سرمایه‌گذار را در تله ارزش‌گذاری گرفتار می‌سازد. 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

⚜ امروز بعد از طی فرآیندی طولانی و نفس گیر، ارزشگذاری هلدینگ تابان فردا با معارفه شرکت در بورس تهران به انتهای مسیر خودش رسید . 🔰 ارزشگذاری هلدینگی با تنوع بالای محصولات و پوشش وسیع زنجیره ارزش محصولات پتروشیمی به عنوان بزرگترین عرضه اولیه تاریخ بازار سرمایه در کنار همکارانم در تیم ارزشگذاری تامین سرمایه لوتوس پارسیان تجربه با ارزشی بود که به ندرت فرصت تجربه ش پیش میاد. 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

⚜ مدل کسب‌وکار (Business Model) شرکت تتر (Tether Limited)، که ناشر محبوب‌ترین استیبل‌کوین دنیا یعنی USDT است، برخلاف پیچیدگی‌
⚜ مدل کسب‌وکار (Business Model) شرکت تتر (Tether Limited)، که ناشر محبوب‌ترین استیبل‌کوین دنیا یعنی USDT است، برخلاف پیچیدگی‌های دنیای کریپتو، شباهت بسیار زیادی به مدل کارکرد بانک‌های سنتی یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری در بازار پول دارد. 🔰 بخش‌های مختلف مدل درآمدی و عملیاتی : ۱. مکانیزم اصلی: وثیقه‌گذاری (Collateralization) تتر به ازای هر ۱ واحد USDT که وارد بازار می‌کند، ادعا می‌کند که ۱ دلار (یا معادل آن) دارایی در ذخایر خود نگه داشته است. مدل کارکرد ساده آن به این صورت است: صدور (Minting): موسسات بزرگ دلار واقعی به تتر می‌دهند و تتر به همان میزان USDT برای آن‌ها صادر می‌کند. بازخرید (Redemption): موسسات USDT را به تتر برمی‌گردانند و دلار خود را (پس از کسر کارمزد) پس می‌گیرند. ۲. منابع اصلی درآمد تتر (چگونه پول می‌سازد؟) تتر از سه مسیر اصلی درآمدزایی می‌کند که بخش اول آن بسیار سودآور است: الف) سود حاصل از ذخایر (Interest Income) - “موتور اصلی سودآوری” این بزرگترین منبع درآمد تتر است. وقتی تتر میلیاردها دلار نقدینگی از کاربران دریافت می‌کند، این پول را به صورت نقد در بانک نگه نمی‌دارد (چون سودی ندارد). تتر این پول را در دارایی‌های کم‌ریسک اما سودده سرمایه‌گذاری می‌کند: اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا (US Treasury Bills): تتر یکی از بزرگترین دارندگان اوراق قرضه کوتاه مدت دولت آمریکا در جهان است. با توجه به نرخ بهره (که در سال‌های اخیر حدود ۵٪ بوده است)، تتر از سبد دارایی‌های ۱۰۰ میلیارد دلاری خود، سالانه میلیاردها دلار سود خالص بدون ریسک دریافت می‌کند. وام‌های با وثیقه: تتر به موسسات مالی وام‌های USDT می‌دهد و در ازای آن بهره دریافت می‌کند (معمولاً وثیقه‌های سنگین‌تری از مبلغ وام می‌گیرد). سرمایه‌گذاری در طلا و بیت‌کوین: بخشی از ذخایر تتر شامل طلا و بیت‌کوین است که با افزایش قیمت آن‌ها، ارزش دارایی‌های شرکت و سود انباشته آن بالا می‌رود. ب) کارمزدهای عملیاتی (Service Fees) تتر برای انجام عملیات واریز و برداشت دلار واقعی، کارمزد دریافت می‌کند: کارمزد ثبت‌نام اولیه (حدود ۱۵۰ دلار برای تایید حساب). کارمزد بازخرید (Redemption Fee) که معمولاً ۰.۱٪ مبلغ تراکنش (یا حداقل ۱۰۰۰ دلار) است. نکته: این بخش در مقایسه با سود اوراق قرضه، بخش کوچکی از درآمد تتر را تشکیل می‌دهد. ج) سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک تتر از سودهای کلان خود برای ورود به حوزه‌های دیگر استفاده می‌کند تا از یک “صرفاً ناشر استیبل‌کوین” به یک غول تکنولوژی تبدیل شود: استخراج بیت‌کوین (Bitcoin Mining). سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی (AI). توسعه زیرساخت‌های انرژی و ارتباطات تله‌کام. ۳. ساختار هزینه‌ها هزینه‌های تتر در مقایسه با درآمدهای آن بسیار ناچیز است، زیرا: تعداد کارکنان این شرکت بسیار کم است (تخمین زده می‌شود زیر ۱۰۰ نفر باشند). هزینه‌های اصلی مربوط به مسائل حقوقی، انطباق با قوانین (Compliance)، هزینه‌های بانکی و امنیت شبکه است. ۴. ریسک‌ها و چالش‌های مدل کسب‌وکار مدل تتر بر پایه «اعتماد» بنا شده است. چالش‌های اصلی آن‌ها عبارتند از: شفافیت ذخایر: همیشه بحث‌هایی وجود داشته که آیا تتر واقعاً به اندازه تمام USDTها، دلار در حسابش دارد یا خیر. تمرکززدایی: تتر کاملاً متمرکز است و می‌تواند هر آدرسی را در لیست سیاه قرار دهد یا دارایی‌ها را مسدود کند. رقیبان: ورود استیبل‌کوین‌های قانونی‌تر مثل USDC (توسط شرکت Circle) یا استیبل‌کوین‌های بانکی. بیزینس مدل تتر یعنی: «دریافت دلار رایگان از مردم (بدون پرداخت بهره به آن‌ها) و سرمایه‌گذاری آن در اوراق قرضه دولتی آمریکا و دریافت سود ۵ درصدی برای خود.» این مدل در حال حاضر تتر را به یکی از سودآورترین شرکت‌های جهان نسبت به تعداد کارمند تبدیل کرده است. #ارزشگذاری  #مدل‌کسب‌و‌کار 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

⚜مطلب تکمیلی: افشای وام جدید و تله‌ی سودهای گذشته‌نگر 🔰 یکی از نقاطی که می‌تواند تحلیل مبتنی بر ضریب P/E را گمراه‌کننده کند،
⚜مطلب تکمیلی: افشای وام جدید و تله‌ی سودهای گذشته‌نگر 🔰 یکی از نقاطی که می‌تواند تحلیل مبتنی بر ضریب P/E را گمراه‌کننده کند، انتشار اطلاعیه دریافت تسهیلات جدید و بااهمیت در کدال است. ممکن است صورت‌های مالی فعلی شرکت هنوز هزینه مالی ناشی از وام جدید را به‌طور کامل منعکس نکرده باشند؛ زیرا تسهیلات در اواخر دوره دریافت شده یا آثار آن قرار است در گزارش‌های میان‌دوره‌ای و سالانه آتی نمایان شود. در این وضعیت، سود خالص گزارش‌شده، لزوماً نماینده سود پایدار و قابل تکرار شرکت نیست. 🔰 بنابراین، مشاهده نسبت P/E ظاهراً پایین بر مبنای سود گذشته، نباید به‌تنهایی نشانه ارزندگی تلقی شود. تحلیل‌گر باید پیش از اعمال ضریب، حداقل موارد زیر را بررسی کند: - مبلغ، نرخ، سررسید و نحوه بازپرداخت تسهیلات جدید؛ - میزان اثر هزینه مالی جدید بر سود خالص سال مالی جاری و سال آتی؛ - توان پوشش هزینه مالی از محل سود عملیاتی و جریان نقد عملیاتی؛ - وابستگی شرکت به تمدید یا استقراض مجدد؛ - احتمال تغییر نرخ بهره یا حذف شرایط ترجیحی تأمین مالی. در عمل، پس از افشای وام بااهمیت، باید سود خالص پیش‌بینی‌شده تعدیل شود و در صورت افزایش اهرم مالی و ریسک تأمین مالی، ضریب P/E مورد استفاده نیز با احتیاط و احتمالاً با تعدیل نزولی انتخاب شود. 🔰 سود امروز، اگر هزینه تأمین مالی فردا را در خود منعکس نکرده باشد، مبنای مناسبی برای ارزش‌گذاری نیست. #تحلیل_بنیادی #ارزشگذاری 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗 @CFnVC جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری

فریب سودهای مشابه: تله‌ی ضریب P/E  در ارزش‌گذاری شرکت‌های اهرمی فرض کنید دو شرکت با فروش، هزینه‌های عملیاتی و در نهایت «سود خالص» کاملاً یکسان داریم. تفاوت پنهان آن‌ها در میزان تسهیلات و نرخ بهره است؛ به طوری که تلاقی این دو متغیر در هر دو شرکت، هزینه مالی برابری ایجاد کرده است. در نگاه اول، ممکن است یک تحلیل‌گر با اعمال ضریب P/E  ثابت و بدون تعدیل، به ارزش‌گذاری یکسانی برای سهام  هر دو شرکت برسد، اما این یکی از خطاهای کلاسیک در فرآیند ارزش‌گذاری است. دلیل بروز این اشتباه، نادیده گرفتن اثر ساختار سرمایه بر ریسک است. شرکتی که حجم بدهی بسیار بالاتری دارد (و احتمالاً با نرخ ترجیحی یا حمایتی وام گرفته)، اهرم مالی سنگین‌تری را به دوش می‌کشد. بر اساس معادلات ریسک، این اهرم بالاتر به معنای افزایش بتای اهرمی (Levered Beta) و متعاقباً افزایش هزینه حقوق صاحبان سهام  است؛ بنابراین بازار هوشمند باید ذاتاً ضریب P/E پایین‌تری به این سود خالص اختصاص دهد. علاوه بر ریسک مالی، کیفیت سود این دو شرکت نیز متفاوت است. شرکتی که به تسهیلات ارزان‌قیمت متکی است، با ریسک پنهان تامین مالی مجدد (Rollover Risk) دست‌وپنجه نرم می‌کند و در صورت تغییر شرایط وام‌دهی یا افزایش نرخ بهره در اقتصاد، پایداری سود آن به شدت تهدید می‌شود. نادیده گرفتن این تفاوت‌های ساختاری و اتکای صرف به تساوی سود خالص، باعث می‌شود تحلیل‌گر در دام ارزش‌گذاری بیش از حد (Overvaluation) گرفتار شود و شرکتی پرریسک را هم‌تراز با شرکتی با کیفیت سود بالاتر قیمت‌گذاری کند. #تحلیل_بنیادی #ارزشگذاری 📗کانال مالی شرکتی و خلق ارزش📗  @CFnVC  جسور اسماعیلی فرد کارشناس ارزشگذاری