𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
Відкрити в Telegram
499
Підписники
Немає даних24 години
-247 днів
-6330 днів
Архів дописів
499
میگن عشقی که به گریه رسیده باشه
هرگز دروغ نبوده..
من برات خیلی گریه کردم خیلی
خیلی ضعیف شدم
اونقدری که هرشب بالشتم خیس میشد
اونقدری که با دیدن عاشقا قلبم مچاله میشد
اونقدری که حتیٰ اگه لباس کسی هم شبیهت بود گریهم میگرفت
اونقدری که حتیٰ نمیخواستم اسمم و کسی صدا بزنه
چون تو فقط اسمم و قشنگ صدا میزدی
اونقدر شکستم که با کوچیکترین اتفاق گریهم میگیره
انگار یه بچه لوس شدم که فقط منتظر یه تلنگر و بهونس برای گریه کردن
از خودم بدم میاد خیلی بدم میاد
چون بهت اجازه دادم اونقدر نزدیکم بشی که با رفتنت خوردم کنی.
499
من هَمانَم که دِل از دُنیا بُریدَم
با غَمت آتش به باران میکِشیدم
هَرچه خواستی خواستم
عِشقی نَدیدَم
