𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
Відкрити в Telegram
499
Підписники
Немає даних24 години
-247 днів
-6330 днів
Архів дописів
499
نگران نباش، حال من خوبه، بزرگ شدم!
دیگه اونقدر بچه نیستم که بین دلتنگیام گم بشم..
یاد گرفتم که این فاصلهی کوتاه بین اشک لبخند اسمش زندگیه؛
یاد گرفتم که دیگه دلم واسه جای خالی آدما تنگ نشه!
یاد گرفتم با نبود آدمایی که با جون و دل دوسشون دارم کنار بیام!
میدونی چیه؟
من دیگه بچه نیستم..
اونقدر سرم و شلوغ میکنم که دیگه نتونم بهت فکر کنم..
که یادم نیاد نبودنتو..
من همیشه آدمی بودم که واسه همه چیز و همه کس صبر کردم..
ولی دیگه صبرم لبریز شده!
دوست دارم اما پنهانی..
جایی کنجِ قلبم..
که کسی بجز خودم ازش خبر نداره!
ولی همیشه دوس داشتن کافی نیست..!
من دل کندم از تو..
از تویی که یه وقتایی مرحم رو زخمام بودی!
اما الان تنها زخمی که دارم تویی..
من دیگه اون دختر بچه پنج سالهای که میگفتی نیستم..
دیگه نمیذارم احساساتم واسم تصمیم بگیرن!
یاد گرفتم که به حرف عقلم گوش کنم..
حتی اگه قلبم هزار بار به خاطر تصمیمم بشکنه!
من هنوزم دوست دارم..
ولی دیگه هروقت بیای دیره..!
یاد گرفتم نبودنتو..
یادته گفته بودم نذار به نبودت عادت بکنم؟
عادت کردم..
دیگه برگشتن فایدهای نداره..
دلِ من دیگه حوصلهی عاشقی رو نداره.
499
تازەترین زامەکانم
هی دەستی ئەو کەسانە بوون
زیاتر لە چاوەکانی خۆم
جێگای بڕوا و متمانە بوون!
499
بِه غَمِ کَسی اَسیرَم کِه زِ مَن خَبَر نَدارَد
عَجَب اَز مُحِبَتِ مَن کِه دَر او اَثَر نَدارَد
غَلَط اَست هَر کِه گویَد کِه بِه دِل رَهَست دِل را
دِلِ مَن زِ غُصِه خون شُد دِلِ او خَبَر نَدارَد
-وحشیبافقی
499
عاشقشدنمجازیسختترینو قشنگتریننوععاشق شدنه :
چون نه دستتو تو دستش حلقه میکنی، نه
باهاش بیرون میری، نه بغلش میکنی، نه
چشماشو میبوسی، نه وقتی داره حرف
میزنه به لباش خیره میشی، نه واسش
کتاب شعر میخونی، نه باهاش دورس آبی
ست میکنی، نه...هیچ کدوم اینا رو انجام
نمیدی ولی روز ب روز بیشتر عاشقش میشی:))
499
پسر چیکار داری میکنی؟
دختر کوچولت منتظرته..
برو برش گردون دیگه مثل اونو پیدا نمیکنی هاا..!(:
