𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
Відкрити в Telegram
499
Підписники
Немає даних24 години
-247 днів
-6330 днів
Архів дописів
499
از یه سنی به بعد آدم دیگه تلاشی بابت روابط جدید و دوستیها نمیکنه؛ اینطوریه که هرکی رفت رفت هرکی هم موند موند دیگه.
499
"شب که میشه تا میخوام سرمو بزارم رو بالش روحم میزنه رو شونمو میگه میخوام امشبو با خاطرات اونی که دیگه نیست صبح کنیم🙂🖤"
499
شب که میشه تا میخوام سرمو بزارم رو بالش روحم میزنه رو شونمو میگه میخوام امشبو با خاطرات اونی که دیگه نیست صبح کنیم🙂🖤"
499
اگه رفتم میدونستم واسه تو نداشته فرقی!
میدونم اگه نباشم اصا هواستم نی:)
تو که تنهام گذاشتی بگو کیه شبا کنارت؟
امروزم میگذره میره، میوفته کی فردا به یادت؟
تو بودی که عاشقم کردی، الان اکثرا دائما سردی!
تو بودی که عاشقم کردی، الان وسط شادیام دردی:))
چیکار کنم با خاطراتت، کاش اون روزِ اخر که رفتی میکردم بیشتر نگاهت!
چرا رفتن واسه تو انقدِ اسونه؟
حسی که میدادی تو قلبم جا مونده!
هنوزم تنِ منه به تنت آلوده:)
دوست داشتم و رفتی این یه قانونه!
ولی چقد خوبه که نیستم شاید الان آرامش داری
شاید الان با یکی دیگه میخندی خب دوسش داری:)
نمیخوام برگردم اونروز فهمیدم دوسم نداشتی
همهیه بوسات دروغ بود، بینِ مون قهر بود یا آشتی؟!
تمومِ قلبم ترک خورد، وقتی پیشش خندهتو دیدم
الان یه چند وقته گذشته، الان خودمم یکی دیگهام!
نمیخوام برگردم اونروز فهمیدم دوسم نداشتی:))
همه اون روزا دروغ بود، بینمون قهر بود یا آشتی؟
499
تو هَمانی که دِلَم لَک زده لبخندش را
او که هرگز نَتَوان یافت هَمانَندَش را
مادرم بعدِ تو هی حالِ مرا میپرسد
مادرم تاب ندارَد غمِ فرزندش را
قلبِ من موقعِ اهدا به تو ایراد نداشت
مُشکل از توست اگر پَس زده پیوندش را
