Fallen Angel.
Відкрити в Telegram
Bluish gray. ` sagittarius, he/him , xntj ` ,, @FallingToFly
Показати більше377
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
یه بار دیگه ایده ایی شبیه این داده بودم با این فرق که دونفر تو یه اتاق هتل بیدار میشن و هیچ ایده ایی ندارن اون یکی کیه ولی در حقیقت اونا پارتنرای هم بودن و حافظشون پاک شده بوده و توی داستان کم کم دوباره عاشق هم میشن توی یک هفته
با این برخورد کردم و یهو با خودم فکر کردم چقدر قشنگ میشد اگه یه داستان بود راجع به دونفر که توی موزه استرانمی یا مثلا اکواریوم بهم برمیخوردن و اتفاقی باهم شروع میکردن وقت گذروندن و هردو حس میکردن قبلا همو یه جا دیدن ولی نمیگفتن و بعدا میفهمیدن یه شکل رمانتیکی قبلا بهم مربوط بودن و پایان خوبی نداشته و یا هیچوقت بهم نگفتن و پس تصمیم میگیرن در پایان اون روز از هم جدا بشن و اون روز رو هم مثل اون گذشته رها کنن
I'm a blonde bitch rn I laugh my ass off everytime i look into a mirror and see my blonde hair😭😭😭😭😭
Repost from 𝐿𝑎 𝐹𝑜𝑙𝑙𝑒 𝐴𝑙𝑙𝑢𝑟𝑒
نامهی هاگوارتزم گم شده، بلیط طلایی کارخونهی شکلات سازی رو پیدا نکردم، کمدم به نارنیا ختم نمیشه، نمیتونم صدای دموگرگنها رو از دیوارها بشنوم، پیتر از ساختمونها تاب نمیخوره و تونی توی آسمون پرواز نمیکنه، لوکی تصمیم نداره میدگارد رو بگیره، هیچ پسر بچهای نمیاد دم خونهام و منو به استوری بروک نمیبره، حلقهی خانم پرگرین رو پیدا نمیکنم، کشتی کاپیتان جک اسپارو توی کارائیب دیده نمیشه، هیچ خرگوش سفیدی منو به یه چالهی عمیق هدایت نمیکنه، ترابیتیا رو هیچجا نمیبینم و لوسیفر برای تعطیلات نمیاد روی زمین.
