uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

N's POV

N's POV

Відкрити в Telegram

“The best solution is the one that actually gets used.” -Herbert Simon

Показати більше
652
Підписники
-224 години
-47 днів
-1930 днів
Архів дописів
مخصوصاً اون "I'm not Jesus" رو خیلی هستم و از این فرهنگ "بخشش" خیلی بدم میاد‌.

Some vibes.
+5
Some vibes.

Голосове повідомлення02:41

Голосове повідомлення07:20

Голосове повідомлення07:03

این تنها صحنه فیلم بود که دوست داشتم. به خصوص اینجا که میگه "اونایی که بهت آسیب می‌زنن هم بهت میگن که دوستت دارن. "

No one goes through life without leaving a few scars, Bella. It is precisely these wounds that make us strong. This is what it means to be human.

+ You shouldn't lie to the people you love. - Yes. But we all lie. The people you love lie to you. Just like those who hurt you say they love you.

People say you can't choose your family. You will have to endure it all your life. You'll understand when you grow up. This is not entirely true. No one's love is guaranteed. This is always a choice.

Голосове повідомлення02:22

مکالمه‌ی همیشگی من با فامیل و خانواده: + تو چیکار می‌کنی؟ - ما یه سری داروهای خاص زیستی می‌سازیم. + پس یعنی داروسازی؟ - نه دقیقاً. + کجا کار می‌کنی بعد؟ - تو شرکتای داروسازی. + داروساز هم که نبودی دیگه. اونو پرسیدم. - نه. ولی اگه در مورد داروها سوالی داشتین میتونین ازم بپرسین. + پس در مورد داروها بلدی. - آره. + چرا داروسازی نخوندی؟ اگه اونم میخوندی همین میشدی دیگه. - آره از داروسازی هم میشه وارد این مسیر شد. ولی متفاوته یکم. + 🤔🤔 - 😅🫠😅

چیزایی که امروز رو متفاوت کرد.
+6
چیزایی که امروز رو متفاوت کرد.

اون روزی که برات دیگه اهمیتی نداره "بقیه چی می‌گن"، اون روز روز آزادیته.

د مادر نیچر اگه اونقدی که تو فک میکنی اسمارت بود که ژن ناقص‌العقلت الان وجود نداشت که. خود مادر نیچر بزنه به کمرت.

یه جوری بعضیا میگن داروهای "شیمیایی" انگار که مثلاً عصاره‌ی بابونه از باد کوهستان‌ درست شده، بیسابولول از اتم‌.

باید یه محلول جدید برا لنزام بخرم ولی. اینی که الان دارم یکم انگار بهش حساسیت داره. چشامو میسوزونه. ازون بدون نگهدارنده‌ها باید بخرم.

فک کنم برم خرید. تو pmsم هم هستم عالیه. میتونم کلی پول به باد بدم.

این هفته برا جمعه‌م برنامه نچیده بودم، چون هنوز کلی کار توی to-do listم هست که باید خط بخوره. ولی الانکه ساعت ۵ عصر جمعه‌ست و آخرین کلاسم تموم شده؛ واقعاً دلم یه تفریح درست حسابی می‌خواد. کتابخانه یا کصکلک. مساله این است.

از اون گروه دوستی که یکی یکی باهاشون قطع ارتباط کردم تقریباً، با یکیشون هنوز در رفت و آمدم. دیروز دیدمش و برام از ماجراهای جدید اونا تعریف کرد. و دوباره یادم اومد که چقدر خوشحالم که از اون فضای سمی دورم الان.

واکنش نتفلیکس هر دفعه که برا کم‌تر پول خرج کردن لغوش می‌کنم: