uk
Feedback
««سخنان طلائی»»

««سخنان طلائی»»

Відкрити в Telegram

ا﷽🕊 💫یک کانال کاملا متفاوت💫 📝نوشته هایی از جنس دل♡ 🌹سخنان پر مفهوم زیبا ⚘ @dinsv

Показати більше
324
Підписники
+124 години
-17 днів
-230 днів
Архів дописів
اگر میخواهید یک زندگی شاد داشته باشید آن را به یک هدف ارزشمند گره بزنید نه به آدم ها یا اشیا.

از شکستِ شیشه‌ی نازک‌دلان اندیشه کن شیشه را گر بشکنی هر پاره‌ی آن خنجر است (بیدل)

‌ اونجا که سهراب سپهری میگه: ﮔﺎه‌گاهی ﮐﻪ ﺩﻟﻢ می‌گیرد به خودم می‌گویم، در دیاری که پر از دیوار است ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻓﺖ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﯿﻮﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ؟

ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍ ﻭَﻋَﻠَﻰﺁﻝِوَأصّحٰابِﻣُﺤَﻤَّد❤️ #جمعه_مبارک 🤲✨

بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند! اگر هر از گاهی یک نفر به سرنوشت دهن کجی نمی‌کرد، انسان هنوز روی شاخه‌های درخت‌ها زندگی می‌کرد! -جان اشتاین بک

چه کسی مسئول کشته‌شدن آنان است؟ اگر جمعه‌خان فاتح زنده، سالم و آزاد است، چرا اجازه داده نمی‌شود با خانواده و مردمش صحبت کند؟ قاری فصیح‌الدین! سکوت شما دیگر بی‌طرفی نیست؛ این سکوت، نگرانی‌ها و سوءظن‌های مردم را عمیق‌تر می‌سازد. شما آخرین مقام ارشدی هستید که جمعه‌خان فاتح در کنارتان دیده شد. از همین رو، مسئولیت دارید حقیقت را آشکار سازید و دربارهٔ جان، سلامت و سرنوشت او و همراهانش، پاسخی روشن، مستند و قابل‌اعتماد ارائه کنید. شکیب احمد الفارسی دانشجوی د

حقیقت چیست و جمعه‌خان فاتح کجاست؟ آیا مولانا جمعه‌خان فاتح تسلیم شده، بازداشت گردیده یا با وعدهٔ امان فریب داده شده است؟ این پرسش‌ها امروز ذهن و دل هر مسلمان باوجدانی را که نگران سرنوشت این مرد مسلمان و مجاهد است، می‌آزارد؛ مردی که برای عدالت، عزت و دفاع از مردمش ایستادگی کرد. اما ماجرا از چه قرار است؟ چندی پیش، ویدیوهایی منتشر شد که جمعه‌خان فاتح را با چهره‌ای به‌شدت پریشان، نگران و اندوهگین در کنار قاری فصیح‌الدین فطرت نشان می‌داد. سپس هر دو سوار چرخبال شدند و به مقصدی نامعلوم پرواز کردند. چه کسی این تصاویر را ضبط کرد و هدف از انتشار آن‌ها چه بود؟ آیا هدف، شکستن روحیهٔ مردم تاجیک، به‌ویژه مردم بدخشان و درواز بود، یا روحیه‌بخشیدن به طالبان جنوبی مستقر در درواز بدخشان؟ آیا قاری فصیح‌الدین از ضبط و انتشار این ویدیوها آگاهی داشت یا تصاویر بدون اطلاع او گرفته و منتشر شدند؟ از زاویهٔ فیلم‌برداری داخل چرخبال چنین برمی‌آید که ویدیو را یکی از افراد حاضر در همان پرواز ضبط کرده است؛ فردی که بدون تردید برای قاری فصیح‌الدین و همراهانش ناشناس نبوده است. دو شب بعد، تصویر دیگری منتشر شد که ظاهراً جمعه‌خان فاتح را در وضعیتی عادی‌تر، نشسته در یک اتاق نشان می‌داد. بخشی از بدن فرد دیگری نیز در مقابل دوربین دیده می‌شد. گفته شد که این تصویر در مهمان‌خانهٔ قاری فصیح‌الدین در کابل گرفته شده است؛ اما تاکنون مشخص نشده که منبع اصلی آن چه کسی بوده و این ادعا تا چه اندازه صحت دارد. برخی کاربران نسخه‌های متفاوتی از همان تصویر را منتشر کردند و مدعی شدند که عکس با هوش مصنوعی ساخته یا دست‌کاری شده است. هیچ‌یک از این ادعاها به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند. از آن روز تاکنون، هیچ خبر موثق و قابل‌اعتمادی دربارهٔ محل نگهداری، وضعیت جسمی، سلامت روانی و سرنوشت جمعه‌خان فاتح در دست نیست. خانواده، یاران و مردمش در نگرانی و بی‌خبری به سر می‌برند؛ اما قاری فصیح‌الدین همچنان سکوت کرده است. در هیچ ساختار نظامی منظم و مسئولانه‌ای پذیرفتنی نیست که از یک مقام بلندپایهٔ نظامی، مانند قاری فصیح‌الدین فطرت که ریاست ستاد ارتش کشور را بر عهده دارد، و همراهانش در داخل یک چرخبال رسمی، بدون اطلاع او فیلم‌برداری شود و سپس آن تصاویر بدون هیچ‌گونه بررسی در فضای عمومی انتشار یابد. اگر این تصاویر بدون اطلاع و اجازهٔ قاری فصیح‌الدین ضبط و منتشر شده‌اند، او موظف است عاملان آن را شناسایی و معرفی کند؛ اما اگر تصاویر با اطلاع و موافقت او انتشار یافته‌اند، باید هدف از انتشار و پیامدهای آن را به‌روشنی برای مردم توضیح دهد. در هر دو حالت، قاری فصیح‌الدین نمی‌تواند خود را بی‌خبر و بی‌مسئولیت نشان دهد. اکنون ویدیوهای هولناک دیگری نیز منتشر شده‌اند که اجساد چندین نفر را نشان می‌دهند و ادعا می‌شود آنان از نیروهای جمعه‌خان فاتح بوده‌اند. اگر صحت تصاویر و هویت قربانیان تأیید شود، از دیدگاه شریعت اسلامی باید به‌طور شفاف روشن گردد که این افراد در چه شرایطی و به فرمان چه کسی کشته شده‌اند. در شریعت اسلام، جان انسان حرمت دارد و ریختن خون هیچ‌کس به‌ناحق و بدون رسیدگی عادلانه جایز نیست. کشتن افراد بازداشت‌شده، تسلیم‌شده، زخمی یا کسانی که سلاح خود را بر زمین گذاشته و دیگر در حال جنگ نیستند، قتل خودسرانه و ظلمی آشکار به شمار می‌رود. عاملان و آمران چنین عملی باید در برابر خداوند، شریعت و مردم پاسخ‌گو باشند؛ زیرا هیچ مقام، فرمان یا اختلاف سیاسی نمی‌تواند خون‌ریزی ناحق را حلال سازد. اگر جمعه‌خان فاتح تسلیم شده بود، چرا افرادش این‌گونه بی‌رحمانه کشته شدند؟ اگر او بازداشت شده بود، چرا در تصاویر هیچ نشانهٔ آشکاری از دست‌بند یا زنجیر دیده نمی‌شد؟ اگر با او توافق شده و امان داده بودند، چه کسی مسئول تضمین جان، امنیت و آزادی او و همراهانش بود؟ و اگر قاری فصیح‌الدین او را با خود برده است، امروز چگونه می‌تواند دربارهٔ سرنوشتش سکوت کند؟ مردم حق دارند نگران باشند؛ زیرا تاریخ معاصر افغانستان بارها شاهد پیمان‌شکنی، فریب، بازداشت و کشتار شخصیت‌های ملی و مردم بی‌گناه پس از وعدهٔ امان بوده است. همین گذشتهٔ تلخ اجازه نمی‌دهد که مردم با چند تصویر مبهم و چند روایت تأییدنشده آرام شوند. قاری فصیح‌الدین فطرت آخرین مقام ارشدی است که جمعه‌خان فاتح در کنار او دیده شده است. فاتح با او سوار چرخبال شد و پس از آن از دید مردم ناپدید گردید. بنابراین، قاری فصیح‌الدین در برابر خداوند، ملت، خانوادهٔ فاتح و افکار عمومی مسئول است. او نمی‌تواند سکوت کند و خود را از این قضیه کنار بکشد. او باید بدون تأخیر پاسخ دهد: جمعه‌خان فاتح اکنون کجاست؟ وضعیت جسمی و روانی او چگونه است؟ به چه مقصدی منتقل شد و چه کسی دستور انتقال او را صادر کرد؟ با چه وعده و تضمینی همراه قاری فصیح‌الدین سفر کرد؟ چه بر سر همراهان و نیروهایش آمده است؟

می‌رود غافله عمر به سرعت امروز . ما در اندیشه آنیم که فردا چه کنیم.

𝘵𝘳𝘶𝘵𝘩 𝘪𝘴 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘤𝘢𝘳𝘪𝘦𝘴𝘵 𝘵𝘩𝘪𝘯𝘨𝘴 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘸𝘰𝘳𝘭𝘥 حقیقت ترسناک ترین چیز این دنیاست

- ما با معرفت بزرگ شُديم نه با منفعت ، چون رفاقت براى ما نان ونمك است نه نامَردى ونَقشه سآزى . .♥️✌🏻 🌹

‹ آسان گذرانید جهان گذران را. ›

Treachery always happens in the highest pitch of trust. خیانت همیشه در اوجِ اعتماد اتفاق می افتد. .

مکافات چه کلمه وحشتناکی است، تنها فکر کردن به آن انسان را به وحشت می اندازد. برای هیچ انسانی نخواهید که مکافات ببیند..‌.

ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻣُﺤَﻤﺪٍ ﻭَﻋَﻠَﻰﺁﻝِوَأصّحٰابِﻣُﺤَﻤَّد❤️ #جمعه_مبارک 🤲✨

ـ If someone makes you happy, make them happier. اگه کسی تو رو خوشحال می‌کنه، خوشحال‌ترش کن☺️ 🌹

- زَمِین دِیآر غُربَت است ، اَز این دیار خَسته ام 💔🙂 🌹

تغییراتی که باعث امیدواری بشه، به مرور شروع خواهد شد. #Azimi

𝘉𝘦 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘳𝘦 همونی باش که هستی

یک روز یک رعیتی میره پیش شاه کشور و بهش می‌گه: ای شاه، من انقدر عاشقتم که می‌خوام به عشقت یه گوسفند رو بخورم. شاه هم در جواب بهش می‌گه: اگه دیدی، یه گاو هم بخور. این داستان امروز زندگی خیلیاست. بخشیدن از کیسه خلیفه. افرادی که گوسفند ندارن می‌گن به ما گوسفند بدید بخوریم تا نشون بدیم چقدر دوستتون داریم. در جواب باید گفت: اگه دیدی، یه گاو هم بخور!