uk
Feedback
The Notes that are buried

The Notes that are buried

Відкрити в Telegram

شاعری خسته از دیار تاریک پوچی . https://t.me/BiChatBot?start=sc-741253-TtpKouG

Показати більше
460
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-630 днів
Архів дописів
دلم برای کلاسای مجازی تنگ شده که استاد میوفتاد بیرون و من بالا میومدم و چرت و پرت می‌گفتم :)

کتابخونه دانشگاه از چیزی که فکر میکردم کتاب‌های باحال‌تری داره و باحا‌ل‌تر اینه که ۹۹ درصد این کتاب‌ها موجوده و امانت نگرفتنشون. فقط منتظرم تعطیلات تموم بشه و برم چندتا کتاب بگیرم =) لا‌به‌لای قفسه‌های کتابخونه قراره بشه پاتوق جدیدم.🚶

He liked being outside in the clear air, away from other people.
He liked being outside in the clear air, away from other people.

photo content
+3

Shawn_James_The_Guardian_Ellie_s_Song_The_Last_of_Us_Part_IIMP3.mp36.03 MB

هیچ‌جایی تا به حال ندیده بودم که در دنیای آخر‌الزمانی که اکثر انسان‌ها دیگه مردن و باید برای بقا تلاش زیادی کرد، کسی از اهمیت
هیچ‌جایی تا به حال ندیده بودم که در دنیای آخر‌الزمانی که اکثر انسان‌ها دیگه مردن و باید برای بقا تلاش زیادی کرد، کسی از اهمیت هنر بگه. داستان station eleven داستان یک گروه به نام traveling symphony هست که بین شهر‌هایی که بعد از نابودی دنیا به‌وجود اومدن سفر میکنن و اثار شکسپیر رو اجرا میکنن. داستان به سمتی میره که هر داستانی داخل دوره‌ آخرالزمانی میره: زنده‌ موندن از دست یک گروه آدم شرور، ولی چیزی که باعث شد خیلی از این کتاب خوشم بیاد این بود که چقدر فلش بک‌هایی که به گذشته میزد و کارکتر‌هایی که فکر میکردم ربطی به traveling symphony ندارن رو خیلی زیبا و یهویی به هم‌ وصل کرد. چیزی که اگر ببینیمش میگیم این دنیا چقدر کوچیکه، زمین گرده یا "تقدیر" و چیز‌هایی مثل این. من به عنوان یک دانشجو‌ ادبیات این قسمت "هنر" داخل همچین فضایی رو خیلی دوست داشتم و خیلی بیشتر باعث شد جذب کتاب بشم و ادامه بدمش. این کتاب رو بهتون پیشنهاد میکنم.

چند روزی تعطیلاته و دانشگاه خالی شده از سروصدا. سکوت خوش آوای این فضا منو مجذوب خودش کرده و ازش به شدت لذت میبرم، چون میدونم همیشگی نیست. یک روزی قراره دوباره اون شلوغی برگرده و سروصدای زیاد اطرافم رو پر کنه پس تا میتونم از این چند روز سکوت لذت میبرم.

من دوست زیاد دارم داخل دانشگاه ولی ۲ نفری که اکثرا پیششونم و هم اتاقی هم هستیم علی و قادر هستن. راستش فکر نمیکنم خوب باشه که برای هم دستور کار درست کنیم که اگر میخوای در کنارم بهت خوش‌بگذره اینطوری باش یا اگر میخوای با من دوست باشی باید اینطوری باشی. همه ما رفتار‌های خوب و بد داریم، تفکرات خوب و بد داریم و هرکاری هم کنیم توی دنیای واقعی خیلی کم پیش‌ میاد آدم‌هایی پیدا کنیم که کاملا مثل خودمون باشن به خاطر همین معمولا به کسایی که نزدیک ‌ترین خصوصیات به ما دارن نزدیک میشیم و صمیمی میشیم. لازم نیست کسایی که نزدیک من هستن کار خاصی کنن که منو و خودشون لذت ببریم، کاری جز منطقی بودن که برای ادامه دوستی الزامی هستش، لازم نیست. بقیه رو نمیدونم ولی به شخصه من همیشه خودمم چون میخوام از زندگیم لذت ببرم و وانمود نکنم برای همین کسایی که نزدیکم هستن منو همونطوری قبول کردن از قبل با بدی‌ها و خوبیام.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ بهترین دوستاتو نام ببر و بهشون بگو که چیکار کنن که از بودن باهات لذت ببرن و تو هم لذت ببری از اینکه باهاشونی

راست میگه 😂 فعلا چند وقته ویدئو نذاشتم قول میدم به محض اینکه بتونم ویدئو بذارم

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ بچه‌ها ممد یوتیوب داره‌ها برید ببینید

خیلیا جدید جوین دادن و منو نمی‌شناسن. من محمد هستم، اردیبهشت ۲۲ ساله میشم و ترم ۴ ادبیات زبان انگلیسی هستم. یکسری وقتا خیلی جدی‌ام روی مسائل و می‌نویسم و حرف میزنم و اینا، ولی در مواقع عادی همش درحال شوخی‌ کردن با بقیه‌ام. نمیدونم باز چی هست که باید میگفتم، اگه چیزی خواستید بدونید و نگفتم ناشناس بپرسید =)❤️

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ از خودت بیو بده

خودمم نمی‌دونم چرا از مگس عکس گرفتم ولی خب 😂

photo content
+2

منم واقعا هیچوقت دوست ندارم برگردم خوابگاه و دوست دارم بیرون کتاب‌ بخونم، واقعا از اتاق و فضای بسته زده‌ام. دوست دارم از روز و روشنایی و بادی که باهاش سردی لذت‌بخشی رو روی پوستم حس میکنم استفاده کنم. اینه که اگر دانشگاه ما باشید منو ممکنه روی چمن‌ها دراز کشیده ببینید که دارم کتاب میخونم یا روی یک صندلی نشستم و دارم مینویسم چون فکر میکنم حیفه اگر از این لحظات زندگیم استفاده نکنم.

دوست ندارم برگردم خوابگاه. دوست دارم همینجا رو چمنا بشینم و مونتگومری بخونم. اما گاهی زندگی باهات یار نیست. هم کتابی که می‌تونست موردعلاقت باشه جلوی چشمت فروخته می‌شه، هم گوشیت شارژ نداره و هم غذا نخوردی و ضعف کردی. پس باید برگردی تو یه اتاق بسته، جایی که باد نمی‌زنه و چمن هم نداره و با این موضوع کنار بیای.

یادداشت‌های زیرزمینی از داستایوسکی

اینکه از کلاس درس ایده میگیرم و مینویسم خیلی جذابه برای خودم. امروز دوتا چیز جالب نوشتم که باید روشون کار کنم و بعدا بهتون نشون بدم. 🚶

هنگامی که باد موهای لختم را شانه میکرد، کتاب می‌خواندم.
+1
هنگامی که باد موهای لختم را شانه میکرد، کتاب می‌خواندم.