uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

Відкрити в Telegram

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ smōkes on yo̸ur body͡ 🚷 ; #69

Показати більше
200
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
تیر کشیدن قفسه ی سینه در حد نصف شدن،باعث مرگ نمیشه یا نگران باشم؟

خودم میدونم هرکار کنم برات کافی نیستم و برای این قضیه جوابی نمیخوام،زندگی همیشه همینطور بوده،و خواهد بود

به اونا بگو زیاد نزدیکت نشن،چون تو یه روانی پشتت داری که حاضره برات سر ببره..بیبی.

photo content
+1

این چه شانسیه که ازان من شده؟! همه چیز به درک،حتی شانس اینو‌ نداشتم که برای محافظت ازش و خورد کردن دهن بدخواهاش کنارش باشم!

شعور این روزا تبدیل به نقشی شده که افراد اجراش میکنن از یه گروه‌ کوچیک بیست نفره شروع میکنیم،ده نفر از اونا هیچی از منطق و شعور نمیدونن،ده نفر دیگه مدعی هستن که میفهمن اما واقعیت اینه که،اونا تظاهر میکنن به اینکه شعور دارن..و نهایتا شاید دو نفر از این گروه‌ باشن که واقعا درک و شعور داشته باشن! جالب نیست؟!

⁷⁸

تغییر؟! اره خب..من هربار که قوانین خودمو زیر پا میذارم،تغییر میکنم چون تحمل سرپیچی ندارم،به‌هیچ‌وجه.
+3
تغییر؟! اره خب..من هربار که قوانین خودمو زیر پا میذارم،تغییر میکنم چون تحمل سرپیچی ندارم،به‌هیچ‌وجه.

ادمای بی تفاوت،همیشه بی تفاوت نبودن فقط از یک جایی به بعد،همه چیز براشون عادی شد .

مشکل من،اینه که بخشنده نیستم ادما دنبال کسی‌‌ هستن که با وجود هر اشتباه اونها رو ببخشه،اما خب من اینطور نیستم دارلینگ اشتباه نکن چون اشتباهات رندوم رو دوست ندارم

بدون من حتی یک دقیقه هم اسوده نخواهی بود!

photo content
+1

²¹⁴

بعضی ها فکر میکنن با ترک کردن قراره که یکی رو داشته باشن تا براشون تلاش کنه و همواره پشت سرشون بدوه اما نه دوست من،اشتباه میکنی با ترک شدن میتونم تایم بیشتری رو برای کارام بزارم و چیز اضافه ای برای رسیدگی ندارم.

ادم ها سخت وارد زندگیم میشن..بنابراین به این اسونی ها فراموش نمیشن و خب این سبک زندگی کم پیدا میشه،مگه نه؟!

برای من رفتن کسی مهم نیست بیشتر از این ناراحت میشم که چرا وقت هدر دادم و استثنا قائل شدم .

ܼܵɪ ɴᴇᴇᴅ ʏᴏᯝᯮ⁶⁶

دوستان؟زیبایی ببینیم.

Repost from N/a
چنلت وایب کسی رو میده که با پارتنرش کافه افتتاح کردن و یلحظه وایبش منو یاد کتاب کافه پیانو انداخت، قشنگ بود ازش خوشم‌ اومد

𝖵𝗂𝖻𝖾 : کافه پیانو، کافه ای بنا شده از عشق - جدل‌ها تا به این اندازه دوام نمی‌آوردند. اگر که تنها یک طرف مقصر بود انگشت های کشیده ای که روی کلاویه های پیانو به حرکت میان بوی شیرین کروسان های معروف کافه، لبخندی به اندازه یک ضربه