شهاب حسینے🩵
Відкрити в Telegram
189
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
189
دلم میخاد یه سریال جدید رو نگاه کنه ولی کون گشادیم بهم اجاز نمیده 😂😂🤦♀️
حالا بزارید عذامو کنم فکرامو بخورم چیز یعنی ریدمم😂🤦♀️🙏
189
وقتی داشتم قدم میزادم بوی آش رشته داغ کل شهرداری رو گرفته بود رفت نزدیگه پیرزن ٫سلام کردم
و ازش یه آش داغ داغ خریدم و خدافظی کردم ازش ،و ب راهم ادامه دادم نوک دماغم از سرما قرمز شده بود،
چترمو بستم و زیر بارون مثل دیوونه ها دور خودم چرخیدم 🌧😂😍وقتی رسیدم خونه یه موش آب کشید شده بودم 😂😂🌧
189
آنقدر هوا خوب بود رفتم بیرون قدم بزنم چترمو باز کردم قطره های بارون نم نم از گوشیه چترم پایین میفتاد سردی و سوز زمستون رو استخونام احساس میکرد خش خش برگا ووووووو…………..
نگم براتون دیگه امیدوارم این حالی ک من تجرب کردمو تونسته باشم بهتون انتقال بدم🌬🌧❤️🫶🏻
حال دلتون همیشه خوب باشه قشنگا
189
•شهر شما هم بارون میاد🌧
نسیم خنک ک ب صورتم میخوره بوی بارون خیلی وایب. خوبی بهم میده🌬🌧😍
189
یه حسم میگه برو ب پیج جدیدت عشق بده و با قدرت پیجتو بالا بیار 🥺😍🫶🏻ولی یه حس دیگم بهم میگه ولش کن. کی حالشو داره دوباره آنقدر فالوور جذب کنه 🤦♀️
میدونم اگه هم باشم شما با حمایت های جنگول منگولتون بهم انرژی میدید🥺🫀
بازم نمیدونم حقیقتا»»»
189
-صدرا:تو میدونی من تا کجا رو با تو دیدمو ساختم تو خیالم
+ساحل:تاکجا؟😍😄
_صدرا:دارم جدی حرف میزنم🥲
.
اول صبحی یهو این دیالگ اومد تو ذهنم »»»
