uk
Feedback
اقامتگاه کاج و ابر

اقامتگاه کاج و ابر

Відкрити в Telegram

  ֪    🌲🍵⛰️ @pinescloudbot

Показати більше
1 246
Підписники
+1424 години
+27 днів
+5330 день
Архів дописів
دستم‌را‌بگیر.
+1
دستم‌را‌بگیر.

photo content
+4

یه دیالوگ توی فیلم "رستگاری در شاوشنک" بود که می گفت: یادت باشه امید چیز خوبیه، شاید بشه گفت بهترینِ چیزهاست و چیزهای خوب هیچ وقت نمی‌میرند...

Good fortune🌮🎞️⭐️

Repost from سبز بمان.
به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام تو درکجا شکفته اى ، اى گل بى نظیر من.
حسین منزوی

Repost from سبز بمان.
photo content
+1

photo content

1|1 - 借过一下 - 周深 (320).mp311.42 MB

هر یک از ما چیزی را از دست می‌دهیم که برایمان عزیز است. فرصت‌های از دست رفته ،امکانات از دست رفته، احساساتی که هرگز نمی‌توانیم برشان گردانیم؛ این قسمتی از آن چیزی است که به آن می‌گویند زنده بودن.

photo content
+2

Repost from سبز بمان.
photo content
+2

من عزیز! از یاد مبر که آشنایی و دوست داشتن تو، بهترین اتفاق زندگی‌ام بود.

Repost from midnight tales
مردی که هیچوقت سیر نمی‌شد و همه‌چیز‌ می‌خورد، حتی…☠️
در سال ۱۷۷۲ پسری متولد شد که آینده‌ای‌ عجیب در انتظارش بود؛ کسی که هیچوقت سیر نمی‌شد. نامش تارار بود. جوانی ریزنقش با صورتی رنگ‌پریده، و چشمانی همیشه خسته. مادرش بعدها گفت گرسنگی تارار از همان سه‌سالگی طبیعی نبود. می‌توانست سطل سطل شیر بنوشد و باز هم گرسنه باشد. خانواده‌اش دیگر نتوانستند غذایش را تأمین کنند و در نوجوانی او را از خانه بیرون کردند. از همان‌جا تارار یاد گرفت هرچیزی را که پیدا می‌کند بخورد. در جوانی، تارار با گروهی دوره‌گرد در پاریس ظاهر شد. مردم دور او جمع می‌شدند تا نمایش را ببینند: او سنگ‌ریزه، چوب‌پنبه، سیبِ درسته و حتی مار زنده را می‌بلعید. مردم گفتند دهانش غیرطبیعی باز می‌شد و شکمش بعد از خوردن، مثل بادکنکی سرد و شل، تا زمین آویزان می‌شد. بعضی شب‌ها وقتی گروهش خواب بودند، تارار وارد اصطبل‌ها می‌شد و لاشه‌ی حیوانات را می‌جوید. هیچ‌کس جرئت نمی‌کرد نزدیکش بخوابد. در اوج جنگ‌های انقلابی فرانسه تارار به ارتش پیوست و سربازان می‌گفتند او علاوه بر سهم غذای خودش، سهم دیگران را می‌دزدید و بعد به دنبال زباله‌های غذایی نظامی می‌گشت. تارار به‌دلیل گرسنگی شدید در بیمارستان نیز بستری شد و در یکی از جلسات پزشکی، جراحان تصمیم گرفتند توانایی‌هایش را امتحان کنند. آنها سبد میوه، مارمولک‌ها، مارها، دو ظرف گوشت و یک سطل چربی آوردند. تارار همه را خورد. سپس یک مارماهی زنده را گرفت و در یک لقمه بلعید. دکترها می‌گفتند داخل شکمش مثل چاهی تاریک است که هیچ انتهایی ندارد. با این‌وجود همچنان کمبود وزن‌ داشت. ژنرال‌ها از توانایی عجیب او استفاده کردند. نامه‌ای محرمانه نوشتند و از تارار خواستند آن را بخورد و در خاک دشمن دفع کند. او پذیرفت اما در راه اسیر شد و دشمنان که می‌دانستتند این سرباز عجیب است، سه روز نگهش داشتند تا نامه را دفع کند و سزای‌ کار او اعدام ساختگی بود. پس از آن شکست تارار به بیمارستان بازگشت و به‌دنبال‌ بهبود و درمان بود اما نتیجه‌ای‌ نداشت. او مخفیانه از بیمارستان خارج می‌شد تا در جوی‌ها، توده‌های زباله و بیرون قصابی‌ها به دنبال مواد زائد بگردد و سعی کرد خون سایر بیماران بیمارستان را درحالی که خون‌گیری می‌کردند، بنوشد. پزشکان متوجه شدند او شب‌ها وارد بخش مردگان می‌شود. چیزی که دیدند برای همیشه در گزارش‌ها ثبت شد: تارار در حال خوردن اجساد بود. او را بستند، اما گرسنگی‌اش شدیدتر شد. روزی یک مادر گفت کودک یک ساله‌اش‌‌ در بیمارستان گم شده… مدارکی وجود ندارد که تارار او را خورده باشد، ولی پزشکان همان روز او را بیرون کردند. چهارسال‌ بعد تارار‌ در بیمارستان دیگری رویت شد، او گفت دو سال قبل یک چنگال طلایی را بلعیده و اکنون داخل بدنش گیر کرده و باعث ضعف فعلی او شده اما دکتر سل پیشرفته را تشخیص داد. یک ماه بعد و در سال ۱۷۹۸ تارار‌ درگذشت. در کالبدشکافی: بدن او پر از چرک بود، کبد، معده و کیسه صفرای او به طور غیرطبیعی بزرگ بودند، پوشیده از زخم. هیچ چنگالی هرگز پیدا نشد. بوی بدنش به اندازه‌ای بد بود که پزشکان نتوانستند کالبدشکافی را کامل کنند. تا امروز هیچ‌کس نمی‌داند او چه مشکلی داشت: پرکاری‌ تیروئید؟ آسیب به آمیگدال؟ بیماری عصبی نادر؟ اما در گزارش‌های پزشکی فرانسه هنوز می‌نویسند: تارار مردی بود که گرسنگی‌اش از مرز انسان عبور کرده بود.

The first frost

https://t.me/certainemotions/60562 سلام قشنگم میشه اسم فیلمشو بهم بگی لطفا ؟

قلبای این نونای خوشگل بلا رو به ۱۰۰ تا برسونید رسپیش رو بذارم واستون😁💘
+1
قلبای این نونای خوشگل بلا رو به ۱۰۰ تا برسونید رسپیش رو بذارم واستون😁💘

Aren't letters really the best gift?😭
+1
Aren't letters really the best gift?😭