120
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
120
چند جا دیدم این سوال رو میپرسن دوست داشتم از شما هم بپرسم🌚
اگه شما دختر داشتین اسمش رو چی میذاشتید؟
120
اینکه من تونستم هضمش کنم و باهاش کنار بیام ب این معنی نیست ک سخت نبود و اذیت نشدم؛منم درد کشیدم؛خسته شدم؛حتی ی جاهایی دیگه نتونستم ادامه بدم،اما بالاخره با هر بدبختی هم ک شده از پسش بر اومدم:)
120
تو گمان کردی من از رخداد آن حادثه غمگین نشدم.
عزیزم، من مدتهاست غمگینم
نه بخاطر این حادثه،
بخاطر واقعیت ها...
120
از لحاظ روحی احتیاج دارم یکی از راه برسه و بهم بگه:
من داشتم همه چیزو میدیدم؛تو خیلی خسته شدی.
بقیهشو بسپر به من،درستش میکنم:)
120
از دید من؛
تو زیبایی مثل تجربهی اولین بوسه,
تو زیبایی مثل اولین بارون پاییزی,
تو زیبایی مثل آفتاب روی گلای پشت پنجره،
تو زیبایی مثل معجزهی زندگی،
تو زیبایی مثل یه آغوش طولانی،
تو زیبایی مثل دشت های بارون خورده،
تو زیبایی مثل آسمون تمیز و بدون دود،
تو زیبایی مثل نور ماه،
تو زیبایی مثل تپش قلب یه نوزاد،
تو زیبایی مثل سرسبزی شمال...
120
دوست داشتن چیزی شبیه به
گم شدنه توی یه آدم دیگه حالا
هرچی کسی رو بیشتر دوست
داشته باشی عمیق تر گم میشی ،
به یه جایی میرسه که دیگه
نمیدونی برای خودت داری زندگی
میکنی یا برای اون :)
120
بدترین اشتباه زندگیم این بوده که همیشه ضربه هایی که توی زندگیم خوردم فقط و فقط یه دلیل داشت، اونم این بود که آدمای ارزون برام گرون تموم شدن! یعنی من بخاطر آدمی که هیچ ارزشی نداشت تمام خودمو گذاشتم و تو روی خیلی از آدمای با ارزش زندگیم وایسادم و این باعث شد من از سمت آدمای بی ارزشی ضربه بخورم که حتی ارزش یه لحظه فکر کردن رو هم نداشتن:)
